آفتکشها و بيماريهای عصبی
تحقيقات نشان داده است كه سموم پاراكوات ، گروه سموم ارگانو فسفره، ديلدرين، مانب و مانكوزب منجر به بيماري پاركينسون مي شنود. همچنين آشكار شده است افرادي كه در حوالي مناطقي زندگي مي كنند كه در معرض آفتكشها قرار دارند احتمال بروز بيماري پاركينسون بيشتر است.
در تحقيقات ديگري كه روي كشاورزان انجام شد مشخص گرديد كه كشاورزاني كه با قارچكشهاي مانب و مانكوزب در تماس هستند اعصاب محيطي آنها نسبت به ساير افراد كندتر عمل مي نمايد.
تحقيقات روي جمعيتهاي نمونه نشان داد افرادي كه در معرض علفكشها هستند 4 برابر و افرادي كه در معرض حشره كشها هستند 3 الي 4 برابر احتمال بروز بيماري پاركينسون بيشتر است.
در معرض بودن سموم مانند متيل برومايد، سولفوريل فلورايد ، و دي كلروپروپن (تلون) قدرت حس لامسه را كاهش داده و توانايي حافظه را كم مي كند.
تحقيقات ديگري روي حيوانات آزمايشگاهي نشان داد كه اعمال دز زير حد تشنج آور سم ليندن سه بار در هفته در طي 10 هفته باعث كشش و انقباظات عضلاني و حملات ماهيچه اي مي شود. سموم آندوسولفان و ديلدرين نيز داراي اثرات مشابهي هستند.
تحقيقات نشان داده است كودكاني كه در هنگام رشد مغز در معرض غلظت خيلي كم سموم قرار دارند صدمات ثابت و پايداري در اعمال و و ساختار مغز آنها اِيجاد مي شود. در برسيهاي بعمل آمده در مكزيك روي كودكاني كه در معرض سموم بودند نشان داد كه انواعي از تاخيرات و كاستي ها در نمو مغز اين كودكان در مقايسه با ساير همنوعان خود وجود دارد. همچنين ضعفهايي در نيروي فيزيكي ، تطابق طبيعي دست و چشم، و حافظه كوتاه مدت در اين كودكان قابل مشاهده بود.جدول 4- اثرات گروههاي مختلف سموم در سيستم عصبي و رفتاري
تاثير در سيستم عصبي تاثير در سيستم رفتاري
ارگانو فسفره (مانند مالاتيون، كلروپيريفوس و ...)اختلالات ادراكي، هوشياري و عاطفياختلالات در اعصاب حسي-حركني
كاربامات ( مانند كارباريل)نقص حافظه - اختلالات بينايياختلالات در اعصاب حسي-حركني
ارگانو كلره (مانند كپون) اختلال در ضمير آگاه و شخصيت فردترمور
ضد عفوني كنندها (مانند متيل برومايد)اختلال در حافظه كوتاه مدتدايسستزياس همراه با درد و سوزش
قارچكش ( مانند زينب، مانب و مانكوزب)بينظمي تنفس فيزيولژيك (احتمالا پاركينسون)كاهش هدايت عصبي
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
اصول مبارزه با آفات
انواع خسارت مستقیم تغذيه حشرات :
الف) خسارت مستقيم حشرات جونده ( Chewing insects ) :
1- تغذيه از برگ و کاهش رشد نبات : مثل ملخ ها ، لارو شب پره ی گاما ، سفيده ی کلم ، ليسه ی کدوئيان
2- ايجاد تونل در ساقه و قطع کردن شيره ی نباتی که باعث خشکيدن شاخه های انتهايی می شود به اين آفات Stem borer می گويند. مثل پروانه ی فری ، کرم ساقه خوار اروپايی ذرت ، Cephus sp. در گندم
3- چوبخوارها مثل سوسکهای شاخک بلند (Cerambycidae ) ، به اينها Ring Bark Stems می گويند.
4- حشراتی که به جوانه ها و قسمتهای زايا صدمه می زند. مثل سرخرطومی سيب .
5- حشراتی که باعث ریزش میوه قبل از رسيدن می شوند . مثل کرم سيب و مگس گيلاس
6- حشراتی که به گل حمله کرده و محصول دانه را کاهش می دهند.مثل سوسک ژاپنی Popillioe sp.
7- حشرات بذرخوار مثل سوسکهای Bruchidae
8- حشرات ريشه خوار مثل Agriotes sp . و کرمهای سفيد ريشه
9- حشرات غده خوار و حمله کننده به ساقه های زير زمينی مثل کرمهای طوقه بر Agrotis sp.
ب) خسارت مستقيم توسط آفات مکنده ( Sap-Suking Insects ):
1- کاهش قدرت گياه به علت مکيدن شيره ی نباتی و ايجاد پژمردگی و تغيير شکل در برگها مثل عسلک پنبه (Bemisia sp. ) يا شته ها روی اغلب گياهان .
2- خسارت به گلها و کاهش توليد بذر مثل سن های Miridae و سن گندم
3- ريزش زود رس برگها مثل خسارت شپشکهای سپردار.
4- ايجاد گال و بدشکلی يا نکروزه و خشک شدن بآفت گياه که ناشی از تزريق بزاق به داخل گياه است . مثل برخی زنجره ها و شته ها و سن ها .
5- ايجاد سوراخهايی در گياه که محلی برای ورود قارچ و باکتريهايی می شود مثل برخی سن ها .
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
اسم چند تا علف هرز با نام محلی لری،نام لاتین . نام علمی...
گل که
B-leaf
Plumbaginaceae
thrift
کلاه میرحسین
Acantholimon erinaceum Jaub&Spach
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
چرا بخش تحقيقات آفت کشها به آگرو شيمي تغيير نام يافت؟
توضيح: همانطور که مستحضريد چندی پيش نام بخش تحقيقات آفت كش های موسسه تحقيقات گياهپزشکی کشور، به بخش تحقيقات اگروشيمی تغيير نام يافت. نوشته حاصل به قلم دکتر مروتی رئيس وقت بخش مذکور برای درج در نشريه الکترونيکی گياهپزشکان ايران انگاشته شده است.امروزه در علم كشاورزي تخصص شيمي و بيو شيمي هر چه بيشتر احساس شده و مورد نياز مي باشد. لغت " آفت كش ها " به صورت عام به معني از بين برنده كليه آفات (حشرات ، قارچها و علفهاي هرز) مي باشد.در حال حاضر با توجه به اينكه در مؤسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي تفاوتهاي فاحشي ما بين آفات، بيماريها و علفهاي هرز ديده مي شود استفاده از لفظ آفت كش ها مختص گروهي از سموم مي شود كه براي از بين بردن حشرات( آفات ) استفاده مي گردند و به صورت عمومي نمي توان آن را مطرح نمود كه شامل بيماريها و علفهاي هرز نيز گردد.در ضمن با توجه به وجود مواد شيميايي ديگر كه در كنترل آفات و بيماريها و علفهاي هرز نقش زيادي را پيدا كرده اند از جمله فرمونها، كايرومون ها و ديگر سميو كميكالها و هورمونهاي رشدي براي گياهان و حشرات، لفظ آفت كش ها معني اصلي و جامع را از دست داده و در برگيرنده فعاليتهاي اين بخش نمي گردد .بنابراين علم آگروشيمي يا Agrochemistry به كليه جنبه هاي شيميايي مورد نياز در بخش كشاورزي اشاره مي كند، كه با توجه به فعاليتهاي موجود در بخش تحقيقات آفت كش های موسسه تحقيقات گياهپزشکی کشور، جامع تر و دقيق تر خواهد بود كه نام اين بخش به بخش تحقيقات آگروشيمي تبديل شود.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
فرمولاسيون هاي آفت كش ها :
1- امولسيون (Emulsion ):
بيشتر سموم به خصوص در ايران به اين فورمولاسيون عرضه مي شود.
2- محلول قابل اختلاط با آب (Liquid ) :
اين فرمولاسيون شبيه امولسيون است ولي در اثر اختلاط با آب مانند امولسيون شيري رنگ نمي شود.
3- محلول روغني (Oil solution ) :
اين فرمولاسيون بيشتر براي مصارف خانگي تهيه مي شود.
4- پودر (Dust ):
قديميترين نوع فرمولاسيون كه گل گوگرد مثا ل خوبي براي آن است .
5- پودر وتابل (wp) :
وتابل در اصل گردي است حاوي ماده ي موثر كه با ماده ي خيس كننده همراه است.
6- فرمولاسيون روان ريز (Flowable ):
7- فرمولاسيون ULV :
براي مصارف كشاورزي ، بهداشتي و سمپاشي جنگل ها از اينگونه فرمولاسيون استفاده مي شود.
8- آئروسل ها ( Aerosols ) :
قوطي هاي بسته و تحت فشارند كه با فشار دادن دكمه اي ذرات سم وارد فضا مي شود.
9- گرانول ها (Granule ) :
هسته ي مركزي گرانول در حقيقت خاك رس بي اثر است .
10 – فرمولاسيون روان ريز خشك (DF) :
شبيه پودر وتابل است.
11- فشنگ تدخيني (Fumigants ) :
اين فرمولاسيون بايد در جاي بسته به كار رود.
12- خمير ( Paste ) :
براي مبارزه با آفات داخل كانال به كار مي رود.
13- طعمه ي مسموم (Baits ):
14- فرمولاسيون هاي رهايي تحت كنترل :
اولين نمونه ي آن در سال 1963 وارد بازار شد.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
كلرپيريفوس ( دورسبان)
گروه شيميايي :ارگانو فسفره
ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي :ماده تكنيكال يك جامد كريستالي كهربايي رنگ تا سفيد است كه بوي ملايم گوگرد دارد ،حلاليت در مايعات در دماي 25 درجه سانتيگراد 2mg/lit .
ماندگاري در محيط زيست :كلرپريفوس در محيط زيست ناپايدار است در خاك نسبتاً پايدار بوده و معمولاً بين 120-60 روز است و بر حسب نوع خاك و اقليم و شرايط ديگر ممكن است تغيير كند بقاياي آن تقريباً 14-10 روز بر سطح گياه باقي مي ماند .
سميت: LD50 =135-165mg/kg
موراد مصرف :يك حشره كش ـ كنه كش تماسي ـ گوارشي و تدخيني است كه دامنه مصرف گسترده اي دارد .
كلرپريفوس براي كنترل كرم شب پره زمستانه كرم ريشه ذرت ، شپشك توت ، سپردار بنفش مركبات ، مينوز برگ سويا ،كرم توقه بر ، چغندر قند ، لارو سوسك ، كك نباتي ، مگس ، موريانه ، مورچه آتشين و شپش بكار و سبزيجات و همچنين در چمنزارها و گياهان زينتي مورد استفاده قرار ميگيرد . كلرپريفوس بطور مستقيم بر روي گوسفندان بوقلمون ها و براي ضد عفوني اسطبل لانه سگها ، منازل ، ساختمانهاي موجود ، در مزارع و مغازه ها بكار مي رود
پادزهر: اتروپين به همراه اكسيم
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
آنتو :
از مشتقات تیواوره است و از آن برای مبارزه با موش های خانگی و انباری استفاده می
شود.
بصورت طعمه مسموم فرموله می شود.
یک ترکیب گوارشی بوده و از طریق کاهش شدید هموگلوبین ، رسوب سلول های خونی ، نازک
ساختن جدار رگ ها و نهایتا توقف تنفس موش ها را از بین می برد.
از آنتو می توان در مبارزه با موش های بزرگ نتیجه مثبتی اخذ نمود.
امروزه با ورود سموم ضدانعقادی این ترکیب بتدریج کنار گذاشته شده است.
کریمیدین :
در گذشته کاربرد داشت اما امروزه کاربرد آن محدودتر شده است .
این سم از مشتقات پیریدین هاست.
استریکنین:
از جونده کش های گیاهی است.
در واقع آلکالوئیدی است که از بذر گیاه Strychnos noxvomica استخراج می شود.
در مبارزه با انواع جوندگان ، سگ و گراز به کار می رود.
این ترکیب با تاثیر بر بخش نخاعی سیستم عصبی باعث فلج جانور شده و ظرف مدت 5 تا 30
دقیقه آنرا از پای در می آورد.
به نظر می رسد تاثیر این سم به دلیلی خاصیت آنتاگونیستی آن با ناقل شیمیایی گلیسین
باشد.
برومادیولون :
عمدتا بر علیه جوندگان مقاوم به سایر سموم ضدانعقادی به کار می رود.
بیشتر به صورت طعمه مسموم و گرد فرموله می شود.
از این سم می توان برعلیه موش های خانگی و انباری استفاده نمود.
برودیفاکوم :
یک جونده کش جدید برم دار است.
قدرت کشندگی زیادی دارد.
بر علیع انواع موش ها موثر است.
دیفناکوم:
بر علیه انواع موش های صحرایی و خانگی به کار می رود .
این ترکیب بصورت طعمه مسموم 005/0 % فرموله می شود.
مقدار مصرف آن برای تهیه طعمه مسموم یک گرم ماده موثر به ازای یک کیلوگرم طعمه می
باشد.
کوماتترالیل :
بصورت گرد 75% و طعمه مسموم 5% فرموله می شود.
موش های نظیر موش خانگی و موش انباری سیاه در برابر آن مقاومت نشان داده اند.
کوماکلر:
این سم رد پاگیرنده عمل می کند.
عمدتا برای مبارزه با جوندگانی نظیر موش های انباری سیاه و موش نروژی به کار می
رود و به صورت طعمه مسموم و گرد استفاده می شود.
از نظر ساختمانی شبیه وارفارین است ولی به جای هیدروژن کلر دارد.
در آب نامحلول و در حلال های آلی محلول می باشد.
یکی از بیماریهای رایج در گل میمون بیماری قارچی زنگ میباشد که بسرعت در گیاه
پیشرفت میکنند .لکه های قهوه ای رنگ پودر مانند که درزیر برگ و در روی ساقه ظاهر
می شود از علائم بیماری می باشند
آفت شته نیز معمولا" روی شاخه های جوان
بچشم میخورد که میتوان با استفاده از سممومی که در بازار موجود است نسبت به سمپاشی
اقدام نمایید
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
گروه جديدي از پروتئينهاي حشرهكش به نام Vegetative
Insecticidal Proteins كه در طي مراحل رويشي برخي از استرينهاي Bacillus thuringiensis توليد ميشوند، شناسايي شدهاند. اين پروتئينها بر خلاف دلتا-
اندوتوكسين يا پروتئينهاي كريستالي حشرهكش (Insecticidal Crystal
Proteins) كه در مرحلهي
اسپورزايي باكتري به صورت اجسام همراه كناراسپوري (Parasporal Inclusion Bodies) در داخل سلول باكتري توليد ميشوند، به داخل محيط كشت ترشح ميگردند. VIPها در برابر بسياري از
بالپولكداران و نيز سختبالپوشان آفت طيف
حشرهكشي گستردهاي را نشان دادهاند. Vip3A كه پروتئيني به وزن 88 كيلو دالتون ميباشد، توسط B.
thuringiensis به هنگام رشد رويشي آن
به داخل محيط كشت ترشح ميشود و براي
بسياري از بالپولكداران سمي است. سميت Vip3A براي كرم طوقهبر سياه 260 برابر بيشتر از برخي از پروتئينهاي Cry1Aاست.
با اين كه علايم ايجاد شده توسط Vip3A شبيه علايم Cry1A هستند، اما بر خلاف پروتئينهاي Cry1A كه علايم پس از گذشت 16 تا 24 ساعت ظاهر ميشوند، علايم مربوط به Vip3A پس از گذشت 48 تا 72 ساعت ظاهر ميگردند.
يكي از ويژگيهاي جالب توجه پروتئين Vip3Aاين است كه توالي اسيد آمينهاي آن هيچ شباهتي
به دلتا- اندوتوكسين ندارد. اين پروتئين در حالت فعال خود براي متصل شدن به
وزيكولهاي غشاهاي ريزپرزهاي رودهي مياني بالپولكداران با ساير مواد رقابت ميكند.
اين پروتئين در سطح اپيتليوم رودهي مياني به سلولهاي آن متصل شده و بر اثر اين
اتصال، تخريب لايهي اپيتليومي اتفاق ميافتد. اين رخدادهاي ملكولي به صورت رفتاري
نيز نمود مييابند. به عنوان مثال، وجود Vip3A در يك رژيم غذايي مصنوعي، در حشرات
حساس باعث توقف تغذيه و خالي شدن روده (Gut clearance) ميشود. بررسيها نشان دادهاند در حالي كه نحوهي عمل Vip3A از جهاتي شبيه به نحوهي عمل Cry1Ab دلتا- اندوتوكسين ميباشد، اما Vip3A هدف ملكولي متفاوتي داشته و در مقايسه با Cry1Ab كانالهاي يوني متمايزي را تشكيل ميدهد.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
از جمله راهفنهای مبارزه با آفات میتوان به روش "نرنابودی" اشاره
کرد. در این روش، از تلههای کایرومونی استفاده میشود و با به دام انداختن انبوه
نرها در تلههای کایرومونی آغشته به مقادیر بسیار اندک یک حشرهکش، جمعیت آفات تحت کنترل نگهداشته میشود. در زیر، چند
مثال در این زمینه ارایه شده است:استفاده از تلهی جعبهای حاوی متیلاوژنول همراه
با مگسهای نشانهگذاری شده نشان داد که این مگسها را میتوان از فاصلهی 6/1 تا 4/2
کیلومتری جلب نمود.
در یک مزرعهی50 هکتاری آناناس, 45 عدد از این تلههای جعبهای، هزاران مگس نر را از بین بردند و در ناحیهای به وسعت
حداقل 4/10 کیلومتر مربع, جمعیت افراد نر D. dorsalis را به طور قابلتوجهی کاهش دادند. اجرای این تکنیک در مقیاس وسیع،
"نر نابودی" (Male annihilation) نامیده شد. این تکنیک با استفاده از بلوکهای مربع شکلی از الیاف
نی به ابعاد 5/62 میلیمتر و ضخامت 25/9 میلیمتر و اشباع شده با مخلوطی از 97
درصد متیلاوژنول و 3 درصد حشرهکش نالد (دیمتیل 1،2- دیبرومو-2،2- دیکلرواتیل
فسفات) اصلاح شد, به طوری که هر بلوک حاوی 3/23 گرم متیلاوژنول و 7/0 گرم حشرهکش
بود. این بلوکها به مدت 8 ماه و در فواصل حدودا دو هفتهای, با استفاده از هواپیما
به تعداد 125 عدد بر مایل مربع (6/2 کیلومتر مربع) در جزیرهی Rota در Mariannas پخش
گردیدند.
جمعیت D.
dorsalis با استفاده از تلههای
متیلاوژنول تعیین شد. پس از اولین تیمار, جمعیت این گونه از میانگین 262 عدد نر
بر هر تله، به 4/18 عدد نر بر هر تله، و پس از چهارمین تیمار، به 028/0 عدد نر بر
هر تله کاهش یافت. پس از هفتمین ماه از شروع طعمهگذاری، هیچ مگسی شکار نشد و جمعیت مگس میوهی شرقی حداقل 6/99 درصد کاهش یافت. در
این کنترل بسیار موثر, در هر بار مصرف تنها 5/3 گرم حشرهکش بر ایکر (4/0 هکتار)
مصرف گردید و این تلاش, مثالی کلاسیک از کارایی و موثر بودن فریبدهندههای
کایرومونی برای کنترل آفات به شمار میرود. کتونتمشک
(فریبدهندهی ویلیسون) و کیو- لیور برای پاییدن جمعیتهای تعدادی از گونههای Dacus مانند مگس خربزه D.
cucurbitae, و مگس میوهی کوئینزلند D. tryoni, که به این دو فریب دهنده پاسخ میدهند, به طور گستردهای مورد
استفاده قرار گرفتهاند. کیو- لیور بهترین ماده برای این منظور است چرا که سرعت
آزاد شدن آن در مقایسه با کتونتمشک 15 برابر بیشتر است. تصور میشود که پاییدن
نظارتی (Surveillance
monitoring) با استفاده از کیو-
لیور, متیلاوژنول و تلههای ارزان قیمت جکسون, حداقل 90 درصد از کل گونههای Dacinae را شکار میکند.
نظارت بر مگسهای میوهی غیربومی در
باغات میوهی نیوزلند از اواسط دههی 1970 و با استفاده از تلههای جکسون, که برای
گونههای Dacinae با متیلاوژنول و کیو- لیور و برای گونههای Ceratitinae با تریمدلیور طعمهگذاری میشوند, به طور مداوم انجام شده و هیچ مگس میوهای شکار نشده است. در سال 1987, انجام
مراقبتهای مشابهی در نزدیکی فرودگاه لسآنجلس، ورود غیرعمدی 9 گونه مگس میوه از جمله مگس میوهی شرقی, مگس خربزه, مگس
هلو D.
zonatus, یک گونهی ناشناخته از
جنس Dacus و مگس میوهی مدیترانهای را
آشکار کرد. تکنیک نرنابودی به طور موفقیتآمیزی برای کنترل D. cucurbitae در جزیرهی هاوایی مورد استفاده قرار گرفت, بدین صورت که بلوکهای
فیبری مربع شکلی به ابعاد 12*62 میلیمتر با مخلوطی شامل 95 درصد کیو- لیور و 5
درصد حشرهکش نالد تیمار میشدند, به طوری که هر بلوک دارای حدودا 75/32 گرم کیو- لیور
و 25/1 گرم حشرهکش بود. بلوکهای تیمار شده, 6/0 تا 5/1 متر بالاتر از سطح زمین بر
روی درختان یا ستونهای چوبی به تعداد 585 بلوک بر مایل مربع (6/2 کیلومتر مربع) در
یک ناحیهی مجزا شدهی جزیره نصب گردیدند و به مدت چهار ماه, هر ماه یکبار با
بلوکهای تازه تیمار شده تعویض میشدند.
جمعیت D. cucurbitare با استفاده از تلههای کیو- لیور تعیین شد و پس از اولین تیمار،
از 169 عدد نر بر هر تله (کاهش 3/96 درصدی) به 11/0 عدد نر بر هر تله پس از
چهارمین تیمار (کاهش 9/99 درصدی) کاهش یافت. این روند کاهش جمعیت تا 60 روز ادامه
داشت. در این روش کنترلی بسیار موثر, در هر بار مصرف تنها 2/1 گرم حشرهکش بر ایکر
(4/0 هکتار) مصرف شد که دوباره کارایی بسیار بالای طعمههای کایرومونی و ایمنی و
اختصاصی بودن این روش را برای کنترل آفات نشان
میدهد. تکنیک نرنابودی با استفاده از طعمههای کایرومونی مسموم به طور موفقیتآمیزی
برای ریشهکنی گونههای Dacus از
جمعیتهای جزیرهای (Insular populations) مورد استفاده قرار گرفته است. استفاده از طعمهای شامل 97 درصد
متیلاوژنول و 3 درصد حشرهکش نالد به صورت بلوکهای فیبری تیمار شده با 24 گرم از
این طعمه که توسط هواپیما و به تعداد یک تا دو عدد در هکتار پخش گردیدند, D.
dorsalis را از جزیرهی روتا ریشهکن
نمود.
D.
tryoni
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
محققان موفق به شناسایی چندین ماده جدید دافع حشرات شدهاند که اثربخشی آنها سه برابر DEETاست
که موثرترین ماده دفع حشرات و کنه محسوب میشود.به گزارش خبرنگار سایت پزشکان
بدون مرز به نقل از خبرگزاری فرانسه ، این ترکیبهای جدید در مطالعات آزمایشگاهی
،انسانهای داوطلب را مدت زمانی دو تا سه برابر بیش از (DEET ( n,n-diethyl-m-toluamide محافظت کرد. این ماده بیش از ۵۰ سال موثرترین ماده برای دفع حشرات بوده است.
این مواد تا حدود زیادی در برابر نیش انواع حشرات
مصونیت ایجاد میکنند، با اینحال پشهها همچنان به بیماریهایی نظیر مالاریا را میپراکنند
و حتی برخی پشهها میتوانند با بکارگیری DEETقربانی خود را نیش بزنند.
اولریش برنیر شیمی دان واحد تحقیقات پشه و مگس
وزارتکشاورزی آمریکا که بر روی
این طرح کار کرده است میگوید دسترسی به مواد دفعکننده موثرتر که در برابر شمار
بیشتری از انواع حشرات محافظت ایجاد میکند
خوب است.
در دهه ۱۹۴۰بررسی دقیق ۴۰هزار ترکیب مختلف شیمیایی بعد از ده سال به یافتن DEETمنجر
شد.اما اکنون محققان توانستند هزاران ترکیب بالقوه را ظرف چند ماه با استفاده از
یک برنامه رایانهای کشف کنند. این برنامه حاوی اطلاعات مربوط به ساختارهای
شیمیایی و گیرندههای حشرات برای پیش بینی اثربخشی
مواد دفعکننده است.
این برنامه امکان انتخاب ۲۴ترکیب از میان ۲هزار ترکیب را برای دانشمندان فراهم
کرد و بعد از آن در آزمایشگاه بر روی داوطلبان انسانی آزمایش شد. هنگامی که
داوطلبان در معرض نیش پشهها قرار گرفتند، استفاده از , DEET حشرات را به مدت هفده و نیم
روز دفع کرد ، اما این مدت با استفاده از ترکیبات جدید به ۷۳روز رسید. محققان
قصد دارند آزمایشها را بر روی هفت ترکیب نویدبخش ادامه دهند تا DEETنسل
جدید را شناسایی کنند و اثربخشی این مواد را در برابر انواع مختلف حشرات بررسی نمایند.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
دانشمندان هندی در تحقیقات خود نشان دادند که سموم آفت کش DNA
افرادی را که در دراز مدت در تماس با این مواد قرار دارند خراب می کند و این مسئله
تا حد چشمگیری خطر ابتلا به سرطانها را افزایش می دهد.
به گزارش خبرگزاری مهر، برخلاف اظهارات سخنگوی انجمن تجارت محصولاتکشاورزی هند مبنی بر اینکه هیچ دلیل علمی در
خصوص ارتباط میان استفاده از سموم آفت کش
و سرطان وجود ندارد، محققان دانشگاه "پاتیالا" در ایالت پنجاب هند در
تحقیقات خود نشان دادند که سموم آفت کش
DNA افرادی را که در دراز مدت در معرض این مواد قرار دارند خراب می
کند و همین مسئله موجب می شود که خطر ابتلا به سرطان در این افراد تاحد قابل
ملاحظه ای افزایش یابد.
این محققان با بررسی و کنترل گروهی از کشاورزان ایالت پنجاب در ماههای مختلف به
این نتایج دست یافتند. براساس گزارش سایبرمد، دانشمندان در این تحقیق فرض کردند که
مستقل از فاکتورهای دیگری چون سن،
استعمال الکل و سیگار تغییرات بنیادی که در زنجیره ژنتیکی سلولهای این افراد ایجاد
شده است نمی تواند تنها به دلیل استفاده از افشانه های سموم ضد آفت باشد. در حقیقت کشاورزان شرکت کننده در این
تحقیق از افشانه های آفت کش تنها دو بار در هر
فصل استفاده می کردند در حالی که بسیاری از آنها که با تغییرات DNA مواجه بودند برای مبارزه موثرتر با آفات گیاهی از این سموم به میزان بیشتری استفاده
می کردند.
در یک مورد نیز که به استفاده از این سموم به میزان بسیار زیاد اقرار کرده بود بیماری سرطان مشاهده شد. این محققان ضمن هشدار
به استفاده از سموم آفت کش به لزوم ضوابط جدید
جهانی در مصرف این مواد تاکید و خاطرنشان کردند، این مواد از پتانسیل بالایی در
آسیب رساندن به سلامتی برخوردارند.
● تاریخچهی سم شناسی در طول تاریخ بعضی از بندپایان بعنوان
دشمن انسان در جهت کاهش محصولاتکشاورزی و
ناقل بیماری ها شناخته شدهاند
و انسان از بدو پیدایش و بویژه از آغاز متمدّن شدن، همواره بدنبال روش های مقابله
با این دشمنان بوده است. در زمان های قدیم انسان از مواد طبیعی موجود مانند مواد
معدنی و گیاهی برای مبارزه استفاده مینمود،
لازم به ذکر است که تا قبل از شروع جنگ جهانی دوّم اکثر مواد شیمیایی استفاده شده
بر علیه آفات از مواد معدنی چون آرسنیک و گوگرد بودند, و به طور همزمان، استفاده
از گیاهانی همچون گل پیرتروم, نیکوتین و روتنون نیز مرسوم بود. دهة ۱۹۴۰ آغازی بود
که در آن «انقلاب حشرهکش
ها» بوقوع پیوست.
در آن زمانی سم DDT در سطح وسیعی بعنوان حشرهکش
مورد استفاده قرار گرفت. خاصیت حشرهکشی
این ماده توسط Paul
Muller در سال ۱۹۳۹ کشف شد و
بخاطر این کشف و استفاده از آن در کنترل بسیاری از بیماری ها جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۴۸ را از آن
خود ساخت و متعاقباً سم DDT در
سطح وسیعتری تولید و مصرف گردید و تولید صنعتی سایر سموم نیز ادامه یافت.
با کشف سم DDT و استفاده از آن در از بین بردن حشرات, سازمان جهانی بهداشت این ماده را بنام
(گلولة سحرآمیز) , نامید و ادعا نمود با در دست داشتن آن قادر به ریشهکنی
بسیاری از بیماری ها و ازجمله بیماری مالاریا خواهد بود.که این موضوع با بروز
مقاومت به سموم در حشرات با شکست مواجه شد.
● طبقهبندی سموم
سموم را بر اساس منشأ و مواد شیمیایی موجود میتوان
به گروه های زیر طبقه بندی نمود:
۱) سموم کلره (Organochlorine
compounds)
این گروه از سموم در طیف وسیعی بر علیه آفات و
حشرات موذی، مورد استفاده قرار گرفته است. از
مهمترین سمومی که در این گروه قرار دارد میتوان
به سموم ذیل اشاره نمود : ددت, دیلدرین, BHC,
دیکوفول, آلدرین, کلردان, هپتاکلر و اندوسولفان. از مهمترین خصوصیات این سموم میشود
به پایداری طولانی آنها در محیط و طیف وسیع حشرهکشی
آنها اشاره نمود.
۲) سموم فسفره (Organophosphate
insecticides)
حشره کش های فسفره مصنوعی، مولکول های آلی حاوی
فسفر میباشند. همزمان با جنگ جهانی
دوّم این گروه از سموم بعنوان گازهای جنگی توسط آلمانیها سنتز شدند و سپس به خاصیت حشرهکشی
آنها پی برده شد. تا کنون بیش از ۱۰۰ ترکیب از این سموم به بازار آمده است و از
راه های مختلف بر روی حشرات اثر میگذارند.
از مهمترین سموم در این گروه میتوان
به مالاتیون, پاراتیون, دیازینون, سیستوکس, متاسیستوکس, تمفوس,
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
برچسب آفت کشها(مطابق با استاندارد
EPA ایالات متحده امریکا)
برچسب های نصب شده روی بسته بندی آفت کشها
واجد توصیه هایی برای کاربرد صحیح آنهاست. قبل از کاربرد هر محصول مورد استفاده به
عنوان آفت کش باید مطالب مندرج روی
برچسب آن به دقت خوانده شود. روی هر برچسب بر اساس دستورالعمل آژانس حفاظت محیط
زیست امریکا کلمه ای به شرح زیر درج گردیده است که بیان کننده خطر بالقوه محصول
مورد استفاده می باشد.
CAUTION بیان کننده سمیت کم محصول مورد نظر است
WARNING بیان کننده سمیت متوسط محصول مورد نظر است
DANGER نشانگر سمیت شدید محصول مورد نظر می باشد
میزان سمیت آفت کشها با معیاری به نام
دوز مرگبار یا غلظت مرگبار 50 درصد (با توجه به نوع فرمولاسیون) اندازه
گـــــــیری می شود. جدیداً سمیت های خوراکی، پوستی و تنفسی ترکیبات تعیین و بر
اساس آن کلاس آفت کش مشخص می گردد.
LD50 خوراکی:
سمیت زیاد کمتر از 50 میلی گرم بر کیلوگرم
سمیت متوسط 500-50 میلی گرم بر کیلوگرم
سمیت کم 5000-500 میلی گرم بر کیلوگرم
سمیت خیلی کم بیشتر از 5000 میلی گرم بر کیلوگرم
LD50 پوستی:
سمیت زیاد کمتر از 200 میلی گرم بر کیلوگرم
سمیت متوسط 2000-200 میلی گرم بر کیلوگرم
سمیت کم 5000-2000 میلی گرم بر کیلوگرم
سمیت خیلی کم بیشتر از 5000 میلی گرم بر کیلوگرم
LC50 تنفسی:
سمیت زیاد کمتر از 05/0 میلی گرم بر لیتر
سمیت متوسط 5/0-05/0 میلی گرم بر لیتر
سمیت کم 2-5/0 میلی گرم بر لیتر
سمیت خیلی کم بیشتر از 2 میلی گرم بر لیتر
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
افرادی که در طول زندگی خود بیش از ۱۰۰ روز با سموم آفت کش تماس دارند، بیش از دیگران در خطر ابتلا
به دیابت نوع یک قرار دارند.
کارشناسان انستیتو ملی علوم سلامت محیط و انستیتو ملی سرطان در آمریکا اخیرا در
گزارش اعلام کردند ، تماس بیش از ۱۰۰ روز با سموم آفت کش نیز همانند بسیاری دیگر از عوامل خطرساز
نظیر چاقی و کم تحرکی باید جز عوامل خطر ابتلا به دیابت به حساب آید.
به گفته کارشناسان : تماس مداوم با این گونه سموم بسته به نوع سم ، خطر ابتلا به
دیابت نوع یک را بین ۲۰ تا ۲۰۰ درصد افزایش می دهد.
بر این اساس تماس با سمی به نام تری کلرفان بیشترین میزان ابتلا به دیابت را موجب
می شود و خطر ابتلا به دیابت نوع یک را بین ۸۰ تا ۲۵۰ درصد بسته به شکل استفاده
افزایش می دهد.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
این حشرات را می توان شکارچی های
مفید و سودمندی به حساب آورد و از آنها در کنترل آفات استفاده نمود. با استفاده از آنها از کیفیت
و شرایط آب و هوایی نیز آگاهی یابیم چون وجود آنها با فاکتورهای متفاوتی از جمله
جریان آب، آلودگی و زندگی گیاهی تحت تأثیر قرار می گیرد . لارو این حشرات برای طعمه ی ماهیگیران نیز استفاده می
شود. در بعضی از کشورها مانند اندونزی، آفریقا و جنوب آمریکا سنجاقکها را میگیرند و آنها را سرخ کرده در سوپ
می پزند و میخورند.
در بسیاری از فرهنگ ها ی قومی و افسانه ای طیف وسیعی از خرآفات در مورد این حشرات وجود داشته است. در کشور آلمان سنجاقک دندان دار دارای بیش از 150 اسم مختلف
بوده است که شامل نامهایی به معنای «سوزن شیطان» ؛ « جادوگر آبی » ؛ « اسب الهه »
و غیره میباشد. در کشور انگلستان با نام «سوزن رفو کننده ی شیطان» و « اسب نیش زن
» به کار می رفته است . در کشور سوئد اسمی به نام « پشه ی شبگرد » داشته و مردم
سوئد عقیده داشتند که جن و پری ، غولها و ساحره ها در جنگل زندگی میکنند و از سنجاقکها به عنوان وسایل نخ ریسی استفاده می
کردند.
در کشور اسکاندیناوی نوعی ستایش آیینی وجود داشته که سنجاقک در آن سمبل یک الهه ی عشق است. کشور چین
و ژاپن آن را موجودی مقدس می دانستند و عقیده داشتند که دارای قابلیتهای در مانی
است . البته این موضوع هم اکنون به اثبات رسیده و از گونه های sympertam به تناوب برای کاهش تب استفاده می شود.
چرا به این دسته از سنجاقکها odonata یا دندان دار میگویند؟ نام odonata توسط فردی به نام فابریکوس در سال 1793 ایجاد شد که از کلمه ی
لاتین odonata به معنای دندان دار گرفته شده است . نام خانواده Libellula از کلمه ی لاتین Libella گرفته شده که به معنای «کتابچه» می باشد و شاید با مقداری تصور و
تخیل سنجاقکی که متعلق به این
خانواده باشدرا در حال استراحت می توان به یک کتابچه ی کوچک تشبیه کرد .چون این حشرات نمیتوانند بالهایشان را روی هم قرار دهند
و در حال استراحت بالهایشان به صورت راست از دو طرف بدنشان به سمت بیرون قرار می
گیرد.
سنجاقک ها می توانند مسیرهای طولانی را همچون پرندگان مهاجرت کنند.
محققینی دریافتند که شباهت بسیارزیادی بین مهاجرت پرندگان و سنجاقک
ها وجود دارد.
به نظر می رسد این حشرات در بدن خود ذخیره چربی
ساخته و منتظر وزش باد مناسب برای پرواز می شوند. درطول سفر استراحت کرده و درصورت
گم کردن مسیر آن را دوباره جهت یابی می کنند.
آنها دقیقا همان مسیر پرندگان را برای مهاجرت می پیمایند. هر سنجاقک می تواند بطور متوسط روزانه حدود 160
کیلومتر پرواز کند.
مارتین میکو لسکی پرفسور زیست شناس دانشگاه پرینستون نیوجرسی سرپرستی این تحقیق را
به عهده داشت. این گروه تحقیقاتی مطالعات خود را برروی سنجاقک های سبز که یک گونه از سنجاقک های مهاجر هستند و در هر تابستان به طرف
شمال آمریکا و کانادا و در هر پائیز به طرف جنوب مهاجرت میکنند آغاز کرد.
این حشرات توسط فرستنده های
بسیار کوچکی که که حدود سه دهم گرم وزن داشتند و با چسب به آنها وصل شده بود دنبال
می شدند. این تیم تحقیقاتی چهارده سنجاقک
را در طول دوازده روز توسط هواپیما دنبال کردند و دریافتند که اعمال و رفتار آنان
در طول سفر شبیه پرندگان مهاجر می باشد.
حشراتی که مسیر خود را گم میکنند به اشتباه خود
پی برده و سریعا دوباره جهت یابی کرده و راه اصلی را دنبال میکنند.
محققین معتقدند که این حشرات احتمالا خط ساحلی دریا
را راهنمای پرواز خود قرار می دهند و در کنار ساحل و یا خط الراس کوهها گرد هم جمع
می شوند و با استفاده از قطب نمای مغناطیستی که در بدنشان وجود دارد مسیر را
رهیابی میکنند.
مهاجرت سنجاقکها
بر خلاف پرندگان یکطرفه است و این
بدین معناست که فرزندان سنجاقک هایی که در پاییز به
سمت جنوب حرکت کرده اند در بهار به سمت شمال سفر می کنند؛ و سرانجام اینکه از میان
2500 گونه از این حشرات تنها 50 نوع آن همانند
پرندگان به مهاجرت می
پردازند و رازعلت سفر طولانی آنها تا کنون ناشناخته مانده است
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
كلرپيريفوس ( دورسبان)
گروه
شيميايي :ارگانو فسفره
ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي :ماده تكنيكال يك جامد كريستالي كهربايي رنگ تا سفيد
است كه بوي ملايم گوگرد دارد ،حلاليت در مايعات در دماي 25 درجه سانتيگراد 2mg/lit .
ماندگاري در محيط زيست :كلرپريفوس در محيط زيست ناپايدار است در خاك
نسبتاً پايدار بوده و معمولاً بين 120-60 روز است و بر حسب نوع خاك
و اقليم و شرايط ديگر ممكن است تغيير كند بقاياي آن تقريباً 14-10 روز بر سطح گياه
باقي مي ماند .
سميت: LD50 =135-165mg/kg
موراد مصرف :يك حشره كش ـ كنه كش تماسي ـ گوارشي و تدخيني است كه
دامنه مصرف گسترده اي دارد .
كلرپريفوس براي كنترل كرم شب پره زمستانه كرم ريشه ذرت ، شپشك توت ، سپردار بنفش
مركبات ، مينوز برگ سويا ،كرم توقه بر ، چغندر قند ، لارو
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
فرمولاسيون آفت كش ها
فرمولاسيون
هاي آفت كش ها :
1- امولسيون (Emulsion ):
بيشتر سموم به خصوص در ايران به اين فورمولاسيون عرضه مي شود.
2- محلول قابل اختلاط با آب (Liquid ) :
اين فرمولاسيون شبيه امولسيون است ولي در اثر اختلاط با آب مانند امولسيون شيري
رنگ نمي شود.
3- محلول روغني (Oil solution ) :
اين فرمولاسيون بيشتر براي مصارف خانگي تهيه مي شود.
4- پودر (Dust ):
قديميترين نوع فرمولاسيون كه گل گوگرد مثا ل خوبي براي آن است .
5- پودر وتابل (wp) :
وتابل در اصل گردي است حاوي ماده ي موثر كه با ماده ي خيس كننده همراه است.
6- فرمولاسيون روان ريز (Flowable ):
7- فرمولاسيون ULV :
براي مصارف كشاورزي ، بهداشتي و سمپاشي جنگل ها از اينگونه فرمولاسيون استفاده مي
شود.
8- آئروسل ها ( Aerosols ) :
قوطي هاي بسته و تحت فشارند كه با فشار دادن دكمه اي ذرات سم وارد فضا مي شود.
9- گرانول ها (Granule ) :
هسته ي مركزي گرانول در حقيقت خاك رس بي اثر است .
10 – فرمولاسيون روان ريز خشك (DF) :
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
چرا بخش تحقيقات آفت کشها به آگرو شيمي تغيير نام يافت؟
توضيح: همانطور که مستحضريد چندی پيش نام بخش تحقيقات آفت كش های موسسه تحقيقات گياهپزشکی کشور، به بخش تحقيقات اگروشيمی تغيير نام يافت. نوشته حاصل به قلم دکتر مروتی رئيس وقت بخش مذکور برای درج در نشريه الکترونيکی گياهپزشکان ايران انگاشته شده است.امروزه در علم كشاورزي تخصص شيمي و بيو شيمي هر چه بيشتر احساس شده و مورد نياز مي باشد. لغت " آفت كش ها " به صورت عام به معني از بين برنده كليه آفات (حشرات ، قارچها و علفهاي هرز) مي باشد.در حال حاضر با توجه به اينكه در مؤسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي تفاوتهاي فاحشي ما بين آفات، بيماريها و علفهاي هرز ديده مي شود استفاده از لفظ آفت كش ها مختص گروهي از سموم مي شود كه براي از بين بردن حشرات( آفات ) استفاده مي گردند و به صورت عمومي نمي توان آن را مطرح نمود كه شامل بيماريها و علفهاي هرز نيز گردد.در ضمن با توجه به وجود مواد ش
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
اثرات ضد آفت اسانس گياهان دارويي عليه آفات انباري
براساس يافتههاي يكدانشجوي كارشناسي ارشد حشره شناسي كشاورزي دانشگاه تربيت مدرس، اسانس گياهان زيرهسبز و برازمبل داراي اثرات ضدآفت بر برخي از آفات انباري هستند. به گزارش گياهپزشکان ايران و به نقل از ايسنا، فريده عربي، دانش آموخته حشرهشناسي كشاورزي دانشگاه تربيت مدرس كه اين تحقيقات را با راهنمايي دكتر سعيد محرميپور انجام داده است با اشاره به اينكه حفاظت از محصولات انباري دغدغه اغلبانبارداران ميباشد، اظهار داشت: تحقيقات براي حفاظت محصولات انباري در برابرحشرات زيانآور با استفاده از تركيبات گياهي حشرهكش رو به افزايش ميباشد. در اينتحقيق خواص حشرهكشي اسانس گياهان دارويي زيره سبز و برازمبل روي حشرات كامل سهگونه از آفات انباري شامل سوسك چهار نقطهاي حبوبات، شپشه آرد و شپشه برنج موردبررسي قرار گرفت. اسانس اين گياهان از بذر زيره سبز و اندامهاي هوائي خشك شدهبرازمبل به طريق تقطير با آب، توسط دستگاه كلونجر استخراج شد. وي با اشاره به مدت زمان تحقيق خود گفت: آزمايشات روي حشرات كامل يك تا هفت روزه سوسك چهار نقطهاي حبوبات، شپشه آرد و شپشهبرنج در دماي 27 درجه سانتي گراد و رطوبت نسبي 65 درصد در شرايط تاريكي با پنجتكرار انجام گرفت. جهت انجام آزمايش LT50 غلظتهاي 32، 161، 322، 483 و 645ميكروليتر بر ليتر از اسانس گياهان مورد مطالعه روي سه گونه از آفات انباري موردبرسي قرار گرفت. عربي در توضيح نتايج حاصل از آزمايشاتزيست سنجي گفت: براساس نتايج حاصل از آزمايشات، سوسك چهار نقطهاي حبوبات نسبت بهاسانس زيره سبز و شپشه آرد نسبت به اسانس برازمبل در مقايسه با دو گونه آفت ديگرحساسيت بيشتري از خود نشان دادند. در آزمايش بررسي دوام سميت تنفسي اسانسهاي گياهيمشخص شد اسانس برازمبل دوام بيشتري نسبت به اسانس زيره سبز دارد. اين دانشآموخته حشره شناسي در ادامه بااشاره نتايج حاصل از آزمايش اثر دور كنندگي اسانسهاي گياهي فوق روي حشرات موردمطالعه تصريح كرد: اسانسهاي گياهي به طور معني داري، داراي اثر دور كنندگي برحشرات مورد مطالعه هستند. در بررسي خاصيت تخم كشي و لاروكشي اسانسهاي گياهان موردمطالعه مشخص شد، اسانس زيره سبز سميت بيشتري نسبت به اسانس برازمبل دارد. عربي با بيان اينكه نتايج حاصل از اثراسانسها بر تخمها و لاروهاي سنين مختلف نشان داد كه با افزايش سن، ميزان مقاومتبه هر دو اسانس افزايش يافته است، افزود: در بررسي اثر اسانسهاي گياهي بربازدارندگي تخمريزي سوسك چهار نقطهاي حبوبات مشاهده شد اثر بازدارندگي اسانس هر دوگونه گياهي با افزايش غلظت به طور معنيدار افزايش پيدا كرده است؛ به طوري كه دربالاتري
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
معرفي برخي حشره كش ها وپادزهرها
حشره
كش – دلتامترين :
نام و مشخصات فيزيكي و شيميايي
1. نام عمومي : Deltamethrin
نام و مشخصات فيزيكي و شيميايي
1. نام عمومي : Deltamethrin
2. كلاس : Insecticide
3. گروه : بايروتروئيد
4. فرمول و وزن ملكولي: (2/505) 3NO2Br19H22C
ساير مشخصات :
1- فرومولاسيون ثبت شده در ايران : W/V
%5/2 EC-
2- نام تجاري : -Decis
كاربرد
1- نحوه تاثير : حشره كش گوارشي و تماسي
- موارد مصرف : عليه مينوز لكه گرد درختان ميوه و پرودونياي چغندرقند (
توصيه شده)
3-مقدار مصرف : محلولپاشي به نسبت 5/0 در هزار از فرم تجاري براي مينوز لكه گرد و
مصرف يك ليتر در هكتار براي پرودونياي چغندرقند
پادزهر
ديازپام، پادزهر واقعي نيست و فقط سيستم اعصاب مركزي را تسكين مي دهد
حشره
كش - ديازينون
نام و مشخصات فيزيكي و شيميايي
1. نام عمومي : Diazinon
2. كلاس : Insecticide
3. گروه : ارگانوفسفره
4. فرمول و وزن ملكولي: (3/304) PS3O2N21H12C
ساير مشخصات
1- فرومولاسيون ثبت شده در ايران : %30SC
TC % 2،5،10D %10O %40WP %60 ، 25 ، 20 EC-
2- نام تجاري : -)%30SC) Diacap ، Busudin-
كاربرد
1- نحوه تاثير : حشره كش غير سيستميك با اثر تماسي و گوارشي و تنفسي
2- موارد مصرف : wp جهت مبارزه با
كرم سيب و مگس گلابي و سرخرطومي سيب و ( توصيه شده) گلابي ،
خوشه خوار انگور ، جوانه خوار كاج ، %30sc عليه سوسري - EC جهت مبارزه با كرم سيب ، پسيل گلابي ،
شپشكهاي پسته و مركبات و نخيلات و آفات چغندرقند – گرانول %10
، 5 عليه كرم ساقه خوار برنج
3-مقدار مصرف : عليه كرم ساقع خوار برنج 2 ليتر در هكتار ، براي نخيلات 5/1 تا 2
ليتر ، براي چغندر قند 1 تا 5/1 ليتر عليه كرم سفيد ريشه درختام ميوه
و درختان جنگلي 3 تا 5/3 ليتر ، عليه ليسه و شته درختان ميوه
و پسيل گلابي و تريپس مو و شپشك پسته و مركبات محلول 1 در هزار از %60 EC ، براي برنج KG 15 گرانول 10% ،
%30SC : CC100 در 5 ليتر آب
پادزهر
آتروپين – توكزو گونين
حشره
كش - فن پروپاترين
نام و مشخصات فيزيكي و شيميايي
1. نام عمومي : Fenpropathrin
2. كلاس : Insecticide
3. گروه : پايروتروئيد
4. فرمول و وزن ملكولي: (4/349) 3NO23H22C
ساير مشخصات
1- فرومولاسيون ثبت شده در ايران : %10EC-
2- نام تجاري : Danitol-
كاربرد
1- نحوه تاثير : حشره كش و كنه كش گوارشي و تماشي و دور كننده
2- موارد مصرف : عليه كنه قرمز اروپايي درختان ميوه
سردسيري به ثبت رسيده است ( توصيه شده)
3-مقدار مصرف : محلولپاشي به نسبت 2 در هزار از فرمولاسيون تجارتي
پادزهر
ديازپام ( پادزهر واقعي نيست و فقط سيستم اعصاب را تسكين مي دهد)
حشره
كش – فوزالن
نام و مشخصات فيزيكي و شيميايي
1. نام عمومي : Phosalone
2. كلاس : Insecticide
3. گروه : ارگانوفسفره
4. فرمول و وزن ملكولي: (8/367) 2PS4NOC115H12C
ساير مشخصات
1- فرومولاسيون ثبت شده در
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
آترازین
چیست ؟
آترازین علف کشی است که به صورت انتخابی رشد علف هرزهای با برگ پهن را کنترل میکند
مانندvelvetleaf,pig weed, cochlebur و برخی از علفهای
هرز معین در مزارع غلات وذرت .
کنترل انتخابی به این معناست که برخی از علفهای هرز معین و گزینش شده
کنترل شده و رشد انها متوقف می شود که البته این امر بایستی با کمترین میزان خسارت
به گیاهان مفید باشد که معمولا همان غلات
می باشند .غلات و ذرت نسبت به اترازین مقاومت خوبی نشان می
دهند. در سال 1959 اترازین به عنوان یک علف کش کنسانس پذیرفته شد و این ماده
همچنان به صورت گسترده استفاده می شود چرا که با کارایی خوب وصرفه خوب اقتصادی
بسیاری از علفهای هرزه را مهار می کند استفاده از این علف کش می تواند
با استفاده از متدهای جدیدکشاورزی و پرورش غلات
وذرت کاهش یابد
.
اترازین یک علف کش با فرمول شیمیایی
:
2-chloro-4-ethylamino-6-isopropylamino-1-3-5-triazinre
یکی از پر مصرف ترین علف کشها در شمال امریکا ست تنها در امریکا بیش از 50 میلیون
کیلو گرم از این ماده استفاده می شود که جهت سم پاشی 25 میلیون هکتار است پس مانده
های این علف کش در ابهای زیر زمینی و همچنین رودخانه ها به عنوان dealkylationیآفت می شوند .
نیمه عمر اترازین در خاک حدود 4 روز است ولی این مقدار به طور معمولی می
تواند تا 385 روز در مناطق خشک و شنی افزایش یابد .در اب خالص نیمه عمر اترازین 3
روز است .این نیمه عمر در اب دریا 30 روز است ودر ته نشینهای دریایی 35 روز و در
حیوانات مهره دار کمتر از 72 ساعت است .
تاثیر
آترازین روی چاههای زیر زمینی پس از استفاده در مزارع:
آترازین بعضی مواقع درابهای زیر زمینی یآفت می شود دربیشتر مواقع
منبع اترازین درچاهها درابتدای دیواره بالایی چاه وجود دارد که از همان قسمت وارد
چاه شده و ابها را
الوده میکند اترازین جهت استفاده در مناطقی که سطح اب بالاست پیشنهاد نمی شود که
در این صورت ترکیب شدن اترازین با خاکهای سطحی باعث می گردد چون اترازین وارد
ابهای زیر زمینی شود . مصرف اترازین برای چاههایی که کمتر از 50 فوت عمق دارند منع
شده است
بین
آترازین وآب آشامیدنی رابطه وجود دارد و تاثیر منفی آترازین روی آب چیست?
به علت اینکه اترازین در امریکا به طور گسترده به مصرف میرسد وسالانه بین2.1
تا2میلیون اکرس از زمینهای غلات و ذرت بوسیله این علف کش متداول سم پاشی می
شود بنابر این وجود ارتباط بین اب اشامیدنی و اترازین اثبات شده است .
پس از اینکه اترازین سم پاشی شد میزان عملکرد ان بوسیله میکروبهایی که درون خاک موجود
می باشند واز ان به عنوان منبع انرزی استفاده می کنند کاهش می یابد و با استفاده
از اب تجزیه می شوند .میزان زمانی که اترازین در سطح بالایی خاک وتحت
شرایط هوای گرم و نمناک میتواند به عنوان علف کش عمل کند 60 روز است که این نیمه
عمر نسبت به سایر علف-کشها قابل توجه است .
اترازین معمولا درخاک کندتر اثر خود را از دست می دهد وباعث الودگی
اب می شود و به خاطر گستردگی منابع زیر زمینی الودگی اب توسط اترازین مهم است .EPA یا سازمان
حفاظت محیط زیست میزان اترازین موجود در اب سالم اشامیدنی را150 ppb برای یک
استاندارد جهانی در نظر گرفت .اگر میزان اترازین کمتر از این مقدار باشد اب
اشامیدنی سالم است ولی اخیرا این سازمان میزان اترازین را تا مقدار 3 ppb کاهش داده است
.
هم اکنون برخی از ابهای زیر زمینی در منطقه کانکاس امریکا بیش از این مقدار
اترازین در خود دارند این در حالی است که در منطقه شرق این قسمت مهمترین منبع اب
ابهای زیر زمینی و سطحی است و همین امر باعث افزایش نگرانیها در مورد استفاده از
اترازین شده است .
تاثیر
آترازین روی پرندگان
میزان زیان اترازین روی پرندگان در محیطهای طبیعی زیاد و چشمگیر است و در
سطوح مختلف برای مثال در سطحoral
LD -50 values were >2/000 mg/kg اترازین با
تاثیر بر روی محیطهای ابی ومناطق مرطوب و ارگانیزمهای طبیعی و زنجیره های غذایی می
تواند سمیت خود را برای پرندگان اعمال کند.با این حال هنوز میزان تاثیر غیر
ستقیم سمیت اترازین بر روی پرندگان با تاثیر بر روی حشرات
تائید شده نیست و تحقیقات لازم انجام نشده وهمین امر ممکن است باعث به خطر افتادن
برخی گونه ها و مشکلاتی در اینده شود به همین جهت تحقیقات بایستی دامنه وسیع تری
داشته باشدو گسترش تحقیقات به دانه ها حشرات واثر اترازین بر روی پرندگان
دانه خوار از این طریق معین می گردد.
جوجه های خانگی به سرعت میتوانند اترازین را با کمک قسمتی از فرایند n-dealkylation که همراه با
هیدرولیز نیز هست متابولیز کند. n-dealkylationمعمولا در گروه های اتیل امینو صورت
می گیرد و همین امر باعث کاهش محصولات میشود .
در تحقیقات شهر ویترو حتی پرندگانی نیز که دچار بیماریهای کبدی بودند به میزان
قابلتوجهی اترازین ترشح میکند .کبد پرندگان نیز پسمانده اترازین
غیر قابل استخراج را که درگیاهان غلات تجمع یافته اند به صورت
ترکیبzholoro mono7- dealkylated compoand ترشح میکنند و
سپس انها رابه 2 هیدروکسی متابولیز مینماید .در جگر غازها نیز انزیمی وجود دارد که
میتواند با قسمتی از فرایندn-dealkylated وهیدرولیز
مقداری از اترازین را به هیدروکسی اترازین تبدیل نماید این فرایند به نسبت کارایی
یشتری نسبت به پرندگان دیگر از خود نشان می دهد و بلافاصله با
فرایند n-dealkylated هیدروکسی
اترازین به مواد دیگری تبدیل میکند مانند deethylatrazin,deisopropylatrazine که البته هر دو
از مشتقات هیدروکسی ها هستند.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
ویژگی های فیزیكی وشیمیائی تعدادی از سموم شیمیائی
ویژگی های فیزیكی وشیمیائی تعدادی از سموم شیمیائی
● آمیتراز (میتاك )
این سم خاصیت خورندگی ندارد و نسبت به گرما مقاوم است . به نظر میرسد كه اشعه
ماورا بنفش , تاثیر اندكی بر پایداری ان داشته باشد در صورتی كه امیتراز به مدت
طولانی درشرایط مرطوب نگهداری شود به أرامی تجزیه خواهد شد
● اندوسولفان)تیودان-فن(
ماده تكنیكال زرد یا قهوه ای رنگ میباشد . این تركیب در آب غیر محلول است ولی در
حلال های الی حل می شود
● بوتاكلر ( ماچتی)
مایع كهربایی رنگ است . وزن مخصوص در دمای ۲۰ درجه سانتیگراد gr/ml۰۷/۱ است .
حلالیت در آب در ۲۴ درجه سانتیگراد ppm
۲۳ می باشد .
● پروپارژیت ( امایت )
پروپارژیت یك مایع قهوه ای و چسبناك است . حلالیت آن در محصول و محل كشت محصول
دارد . آب mg/lit۹۳/۱ و در استون
هگزان و متیل الكل بیش از g/lit۲۰۰ است . این
سم در اغلب حلالهای آلی حل می شود .
● تترادیفون ( تدیوم ) ـ وی ـ ۱۸ ، تدون)
ماده تكنیكال آن بصورت كریستالهای جامد ، سفید و یا زرد بسیار روشن است . حلالیت
در آب در ۲۰ درجه سانتیگراد و mg/lit۰۸/۰ . با اغلب حشره
كشها و قارچ كشها سازگاری دارد و بخوبی در روغن حل می شود
.
● تری فلورالین (ترفلان)
ویژگیهای فیزیكی و شیمیایی :ماده تكنیكال تری فلورالین یك جامد كریستالی زرد ـ
نارنجی و بدون بو است . خلوص تقریبی ماده تكنیكال ۹۶% است . تری فلورالین براحتی
در آب حل نمی شود .
● دلتا مترین ( دسیس )
اگر دلتا مترین در دمای ۴۰درجه سانتیگراد نگهداری شود تا شش مته تجزیه نخواهد شد .
در برابر هوا و نور خورشید مقاوم است . در فلزات خاصیت خورندگی ندارد . در محیط
های اسیدی بسیار مقاومتر از محیط های قلیایی است.
● دیازینون (بازودین – دیاكاپ)
این سم به صورت روغن بدون رنگ است . حلالیت آن در دمای معمولی محیط ۴۰میلیگرم در
لیتر می باشد . نسبت به نور خورشید مقاوم بوده و در محیطهای اسیدی و قلیایی
ناپایدار است تنها درزمانیكه هوا آرام باشد ( سرعت باد كمتر از km/h۱۰)میتوان گرد
پاشی كرد.
● روغن امولسیون شونده ( ولك )
گاهی خصوصیت روغنها را بر حسب جرم مولكولی آنها بیان می كنند . روغنهای بسیار سبك
خاصیت حشره كشی چندانی ندارند به عكس در صورتیكه از
مولكولهای روغنی بسیار سنگین استفاده شود علاوه بر آفت ؛
گیاه میزبان هم صدمه خواهد دید . آن دسته از هیدروكربنها برای مبارزه با آفات
روی گیاهان به كار گرفته می شوند كه نقطه جوش آنها
دقیقا كنترل شده و عمدتاً از هیدروكربنهای پارافینی تشكیل شده باشند . خلوص روغن
از نظر وجود هیدروكربنهای غیر اشباع را با درجه سولفوناسیون نشان می دهند . اگر
درجه سولفوناسیون روغن ۱۰۰ باشد یعنی صد در صد از هیدروكربنهای اشباع شده تشكیل
شده است . بنابراین هر قدر درجه سولفوناسیون از ۱۰۰ كمتر باشد میزان هیدروكربنهای
غیر اشباع بیشتر است . درجه سولفوناسیون در تعیین روغنها برای سمپاشی زمستانه و
تابستانه موثر می باشد . مثلاً روغنهای با درجه سولفوناسیون ۸۵ تا ۹۵ برای سمپاشی
تابستانه و روغنهای با درجه سولفوناسیون ۶۵ تا ۷۵ برای سمپاشی زمستانه مناسبند .
روغنها را به صورت امولسیون فرموله می كنند . این امولسیون را تنها یا همراه با حشره
كشهای دیگر رقیق كرده و مصرف می نمایند .
● فلومترین ( بای تیكول )
فلومترین مایع ، امولسین قابل حل در آب بوده ، رنگ آن قهوه ای روشن تا قهوه ای
طلایی است . بوی آن معطر است .
● فن پرو پاترین ( دانیتول )
مایعی قهوه ای مایل به زرد است كه بوی ملایمی دارد و به راحتی در حلالهای آلی
معمولی حل می شود . حلالیت دراب در ۲۵ درجه سانتیگراد ۰/۳۳ppm است.
● شفن والریت ( سومیسیدین)
فن والریت مایعی روغنی شكل و مایل به زرد است كه حلالیت آن در آب كم می باشد . در
شرایط اسیدی در ۷۵درجه سانتیگراد به مدت ۱۰۰ ساعت در برابر هیدرولیز مقاومت می
كند.
● فنتیون ( لبایسید – بایسید )
ماده تكنیكال یك مایع زرد یا قهوه ای روغنی است كه بوی سیر ملایمی دارد و با مواد
بسیار قلیایی دیگر سازگار نمی باشد . فنتیون در دما و فشار معمولی پایدار است ,
اما در صورتیكه در معرض دما وشعله قرار بگیرد احتمال آتش سوزی وجود دارد. این سم
باید در بطذریهای اصلی و پلمپ شده و در یك محل خشك و دارای تهویه مناسب نگهداری
شود.
● فنیتروتیون ( سومیتیون )
ماده خالص یك مایع قهوهای مایل به زرد است كه بوی نامطبوعی دارد.حلالیت آن درآب
در۲۰ درجه سانتیگراد ۳۰میلی گرم درلیتر ودر۳۰درجه سانتیگراد ۱۴ میلیگرم درلیتر می
باشد.درصورتی كه فنیتروتیون دردمای بین ۲۰ تا ۲۵ درجه سانتیگراد نگهداری شودبه مدت
۲سال باقی خواهد ماند.این سم باآفت كشهای خنثا دیگر سازگاری
دارد.
● فوزالن(زلن )
مادهٔ تكنیكال آن بصورت كریستالی بدون رنگ با بوی مشابه بوی سیر است اگر فوزالن در
شرایط طبیعی نگهداری شود پایدار است . با آفت كشهای دیگر سازگاری
داشته و خاصیت خورندگی ندارد بامواد قلیایی از قبیل آرسنات
كلسیم گوگرددار سازگاری ندارد . زمانی كه فوزالن حرارت داده می شود بخارات سمی كلر
فسفر نیتروژن و اكسیدهای گوگرد آزاد می شود.
● كلرپیریفوس ( دورسبان)
ماده تكنیكال یك جامد كریستالی كهربایی رنگ تا سفید است كه بوی ملایم گوگرد دارد ،حلالیت
در مایعات در دمای ۲۵ درجه سانتیگراد ۲mg/lit
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
آفت کش های نانو
آشنايي با چند آفتکشنانومقياس پيشرفت روزافزون در زمينة فناوري نانو و کاربردهاي گوناگون و گستردة آن در گرايشهاي مختلف علمي و صنعتي ، باعث شده است که شرکتهاي توليدکنندة سموم دفع آفات نيز براي بهبود مشخصات محصولات خود، به دنبال بهرهگيري از اين فناوري باشند. تحقيقات نشان داده است که ميتوان با استفاده از فناوري نانو مزاياي فراواني در آفتکشها ايجاد نمود که مواردي مانند کاهش مصرف سموم، افزايش کارايي، سازگاري بيشتر با محيط زيست، بهبود کيفيت و کاهش خطرات تماسي از آن جمله است. در اين مقاله فعاليتهايي كه شركتهاي بزرگ توليد كنندة سموم دفع آفات در اين مسير انجام دادهاند و محصولات جديد آنها معرفي شده اند متن مقاله چکيده پيشرفت روزافزون در زمينه فناوري نانو و کاربردهاي گوناگون و گسترده آن در گرايشهاي مختلف علمي و صنعتي ، باعث شده است که شرکتهاي توليدکننده سموم دفع آفات نيز براي بهبود مشخصات محصولات خود، به دنبال بهرهگيري از اين فناوري باشند. تحقيقات نشان داده است که ميتوان با استفاده از فناوري نانو مزاياي فراواني در آفتکشها ايجاد نمود که مواردي مانند کاهش مصرف سموم، افزايش کارايي، سازگاري بيشتر با محيط زيست، بهبود کيفيت و کاهش خطرات تماسي از آن جمله است. در اين مقاله ف
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
تري فلورالين (ترفلان)
گروه شيميايي دي نيترو آنيلين : ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي :ماده تكنيكال تري فلورالين يك جامد كريستالي زرد ـ نارنجي و بدون بو است . خلوص تقريبي ماده تكنيكال 96% است . تري فلورالين براحتي در آب حل نمي شود .
ماندگاري در محيط زيست پايداري تري فلورالين در خاك بسته به شرايط محيط متوسط تا زياد است . توسط ميكروارگانيزمهاي خاك تجزيه مي شود . ممكن است تري فلورالين كه پس از استفاده در سطح خاك باقي مانده است بوسيله اشعه ماوراي بنفش تجزيه شود و يا تثبيت گردد . اين تركيب در مقابل حركت بهمراه آب مقاوم است و در خاك گرم و مرطوب قبل از 12 ماه از بين مي رود و پس از شش ماه و يكسال هشتاد تا نود درصد از فعاليت آن كاسته مي شود .
سميت : LD50 > 5000 mg/kg
ممكن است تماس مداوم و طولاني مدت با تري فلورالين سبب التهاب و حساسيت شود . براي پرندگان و زنبورها تقريباً سمي نيست اما براي ماهيها و ديگر موجودات آبزي بسيار سمي است .
موارد مصرف :علف كش ، تري فلورالين قبل از كاشت و سبز شدن محصول كشاورزي علف هرز و يا هر دو استفاده مي شود مهمترين كاربرد اين علف كش در پنبه ، سويا و يونجه و براي كنترل اغلب برگ باريكها و برگ پنها مي باشد . در برخي گياهان زراعي مثل گوجه فرنگي ،سيب زميني ، چغندر قند ، طالبي ،كدو و هندوانه در مرحله نشاء و يا گياه كامل مورد استفاده قرار مي گيرد . زيرا براي دانه سميت دارد و دانه به آن حساس است . تري فلورالين روي بعضي از گياهان چند ساله مثل پيچك و قياق خوب اثر مي كند .
پادزهر : پادزهر اختصاصي ندارد .
فرمولاسيون : مايع قابل حل در آب SL %41 w/w
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
تحقيقات
روي بيش از 2000 كشاورز ارتباط بين ايجاد آسم و آفتكشهاي گروه فسفره و كاربامات را
نشان داده است.
حشره
كشهاي كاپتافل، سولفور، پيرترين و پيرتروييد داراي اثرات متاكوليني (
همانند كولين استراز) روي ششها هستند
تحقيق ديگري در آلمان نشان داد 40 در صد از كشاورزاني كه از سموم آميترول، بنوميل،
كاپتان، ، پاراتيون ، آزينفوس متيل ، دي كوات و سيمازين استفاده مي كنند دچار آسم
مي باشند.
تحقيق روي 101 فرد نشان داد كه در تماس بودن با سموم در ميزان بروز بيماري گرانوله
شدن سلولي وگنر
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
اثرات آفتكشها در ايجاد ناقص الخلقگي
تحقيقات
نشان داده است كه سموم پاراكوات ، گروه سموم ارگانو فسفره، ديلدرين، مانب و
مانكوزب منجر به بيماري پاركينسون مي شنود. همچنين آشكار شده است افرادي كه در
حوالي مناطقي زندگي مي كنند كه در معرض آفتكشها قرار دارند احتمال بروز بيماري
پاركينسون بيشتر است.
در تحقيقات ديگري كه روي كشاورزان انجام شد مشخص گرديد كه كشاورزاني كه با
قارچكشهاي مانب و مانكوزب در تماس هستند اعصاب محيطي آنها نسبت به ساير افراد
كندتر عمل مي نمايد.
تحقيقات روي جمعيتهاي نمونه نشان داد افرادي كه در معرض علفكشها هستند 4 برابر و
افرادي كه در معرض حشره كشها هستند 3 الي 4 برابر احتمال بروز بيماري
پاركينسون بيشتر است.
در معرض بودن سموم مانند متيل برومايد، سولفوريل فلورايد ، و دي كلروپروپن (تلون)
قدرت حس لامسه را كاهش داده و توانايي حافظه را كم مي كند.
ت
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
بيماريهاي
پوستي دومين رتبه بيماريهاي معمول مربوط به مشاغل هستندو 15 الي 25 % از گزارشات
مربوط به بيماريهاي ناشي از آفتكشها مربوط به پوست است.
از گروه ضدعفوني كننده ها متيل برومايد، ديكلروپروپن (تلون) و متيل سديم و از گروه
علفكشها پاراكوات، ديكوات و پروپارژيت و از گروه قارچكشها سولفور، زيرام ،بنوميل و
كاپتان محرك ورمهاي پوستي هستند.
از مجموعه قارچكشها كه به مواد آلرژي زا نيز معروف مي باشند. اتيلن دي
تيوكاربامات، مانب، مانكوزب زينب و زيرام از جمله قارچكشهاي آلرژي زا بحساب مي
آيند.
سه سم زينب - مانب و مانکوزب از جمله سمومي هستند که با وجود گزارشهاي متعدد از
معايب و ناهنجاريهاي ناشي از آن- طي سالهاي اخير در ايران تکنيکال اين سم توليد
ميشود
ذيلا ليست سمومي كه عامل بيماريهاي پوستي گزار ش شده اند ارائه شده است.
اسفات -دينوكلر- مالاتيون- پرمترين -بنوميل -دي متوات -مانكوزب -پيرتروم -كاپتان-
اتوكسي -كوئين- مانب- سولفور- كارباريل- فلبپت -PCNB -تيرام- كلروپيريفوس -زينب -زيرام-
ديازينون
کليه سموم مذکور از جمله سمومي است که توسط کشاورزان ايراني مورد استفاده قرار
ميگيرد
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
تحقيقات
روي بيش از 2000 كشاورز ارتباط بين ايجاد آسم و آفتكشهاي گروه فسفره و كاربامات را
نشان داده است.
حشره
كشهاي كاپتافل، سولفور، پيرترين و پيرتروييد داراي اثرات متاكوليني (
همانند كولين استراز) روي ششها هستند
تحقيق ديگري در آلمان نشان داد 40 در صد از كشاورزاني كه از سموم آميترول، بنوميل،
كاپتان، ، پاراتيون ، آزينفوس متيل ، دي كوات و سيمازين استفاده مي كنند دچار آسم
مي باشند.
تحقيق روي 101 فرد نشان داد كه در تماس بودن با سموم در ميزان بروز بيماري گرانوله
شدن سلولي وگنر نقش دارد. تحقيق ديگري در روي 54 كشاورز نشان داد كه برونشيت مزمن
در 50 در صد از اين افراد شيوع دارد و و 66 درصد از آنها دچار كاهش فشار دمي و
بازدمي هستند كه بعلت ضعيف بودن ماهيچه هاي سيستم تنفسي است
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
اثرات آفتكشها در ايجاد ناقص الخلقگي
تحقيقات
نشان داده است كه سموم پاراكوات ، گروه سموم ارگانو فسفره، ديلدرين، مانب و
مانكوزب منجر به بيماري پاركينسون مي شنود. همچنين آشكار شده است افرادي كه در
حوالي مناطقي زندگي مي كنند كه در معرض آفتكشها قرار دارند احتمال بروز بيماري
پاركينسون بيشتر است.
در تحقيقات ديگري كه روي كشاورزان انجام شد مشخص گرديد كه كشاورزاني كه با
قارچكشهاي مانب و مانكوزب در تماس هستند اعصاب محيطي آنها نسبت به ساير افراد
كندتر عمل مي نمايد.
تحقيقات روي جمعيتهاي نمونه نشان داد افرادي كه در معرض علفكشها هستند 4 برابر و
افرادي كه در معرض حشره كشها هستند 3 الي 4 برابر احتمال بروز بيماري
پاركينسون بيشتر است.
در معرض بودن سموم مانند متيل برومايد، سولفوريل فلورايد ، و دي كلروپروپن (تلون)
قدرت حس لامسه را كاهش داده و توانايي حافظه را كم مي كند.
تحقيقات ديگري روي حيوانات آزمايشگاهي نشان داد كه اعمال دز زير حد تشنج آور سم
ليندن سه بار در هفته در طي 10 هفته باعث كشش و انقباظات عضلاني و حملات ماهيچه اي
مي شود. سموم آندوسولفان و ديلدرين نيز داراي اثرات مشابهي هستند.
تحقيقات نشان داده است كودكاني كه در هنگام رشد مغز در معرض غلظت خيلي كم
سموم قرار دارند صدمات ثابت و پايداري در اعمال و و ساختار مغز آنها اِيجاد مي
شود. در برسيهاي بعمل آمده در مكزيك روي كودكاني كه در معرض سموم
بودند نشان داد كه انواعي از تاخيرات و كاستي ها در نمو مغز اين كودكان
در مقايسه با ساير همنوعان خود وجود دارد. همچنين ضعفهايي در نيروي فيزيكي ، تطابق
طبيعي دست و چشم، و حافظه كوتاه مدت در اين كودكان قابل مشاهده بود.
جدول 4- اثرات گروههاي مختلف سموم در سيستم عصبي و رفتاري
تاثير در سيستم عصبي تاثير در سيستم رفتاري
ارگانو فسفره (مانند مالاتيون، كلروپيريفوس و ...)
اختلالات ادراكي، هوشياري و عاطفي
اختلالات در اعصاب حسي-حركني
كاربامات ( مانند كارباريل)
نقص حافظه - اختلالات بينايي
اختلالات در اعصاب حسي-حركني
ارگانو كلره (مانند كپون)
اختلال در ضمير آگاه و شخصيت فرد
ترمور
ضد عفوني كنندها (مانند متيل برو
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
آيا همه علف كشها داراي ديسك مشابهي
از جهت ايجاد مقاومت دارند؟
جواب: به نظر مي آيد كه پتانسيل مقاومت علف كش با برخي روشهاي عملكردي نسبت به
بقيه بيشتر است. بازدارندگان ALS و بازدارندگان ACC آز دو گروهي
هستند كه داراي يك ديسك بالاتري نسبت به سايرين هستند و بايستي با دقت بيشتري
استفاده شوند. خطر مقاومت تريازين نيز به دليل سالهاي زيادي كه تريازين استفاده
شده است بالاتر است. اگر چه ساير علف كشها ممكن است روشهاي عملكردي با ديسك پايين
تري داشته باشند، بايستي دقت كرد كه استفاده بيش از حد يا سوء استفاده از اين علف
كشها نشود. براي مثال، گليفوسات احتمالاً روش عملكردي كم خطرتري را دارد. چند سال
قبل، اذعان شد كه مقاومت گليفوساتي اتفاق نمي افتد. بهر حال، اكنون دو گونه علف با
بيوتيپهاي مقاوم به گليفوسات وجود دارد.
سؤال: در كجا من مي توانم يك ليست درستي از علفهاي مقاوم به علف كش پيدا كنم؟
جواب: Ian Heap داراي وب سايتي
است كه اطلاعات، ليستها و خلاصه اي از علفهاي مقاوم به علف كش را در خود دارد.
مقاومت به
علف كش: يك چالش جديد در كنترل شيميايي
مقدمه: علف كشها يكي از مؤثرترين ابزارهاي كشاورزان اند كه مي توانند درجنگ با
علفها از آن استفاده كنند. استفاده از اين مواد شيميايي كشاورزي بطور قابل توجهي
در سال هاي اخير بويژه در كشورهايي كه داراي سيستم كشاورزي پيشرفته تري هستند،
افزايش يافته است.
ورود جمعيتهاي علفي مقاوم به علف كشهاي يكسان كه بطور موثر درگذشته آنها را كنترل
مي كرد. يك مسأله جدي براي صنعت علف كش و براي استفاده كنندگان اين محصولات است.
اين مرور به بررسي مختصري بر بررسي تاريخي بر روي تكامل تدريجي مقاومت به علف
كشها، اهميت و گسترش مشكل، عناصري كه ورود جمعيتهاي مقاوم را تحت تاثير قرار مي
دهد، مكانيسم هاي فيزيولوژي مسئول اين پديده و چند پيشنهاد براي جلوگيري يا كاهش
ايجاد مقاومت علفي به اين مواد شيميايي كشاورزي، مي پردازد.
مقاومت، توانايي يك جمعيت گياهي در عدم تاثير پذيري از يك علف كش در نتيجه استفاده
مداوم و پيوسته از علف كش براي مدتي طولاني است. اين نوع مقاومت متفاوت از مقاومتي
است كه يك گونه هرگز توسط علف كشي كه در معرض آن قرار نگرفته است كنترل نمي شود
(مقاومت طبيعي).
بنابراين مقاومت به جمعيتي از گونه ها بر مي گردد كه قبلاً حساس بوده است و سپس از
استفاده از علف كش ديگر نمي توان آنرا با همان ميزان علف كش يا روزهاي بالاتر
كنترل كرد.
اولين گزارش در مورد مقاومت به علف كش از سال 1970 است يعني زماني كه ريان 1970
نشان داد كه جمعيتهاي خاصي از Senecio
Vulgaris در ايالت واشنگتن آمريكا را حتي با روزهاي زياد سيمازين ديگر نمي
توان كنترل كرد. بررسي هاي پيونيرر همراه باريان وراد و سويچ نشان داد كه اين
جمعيتها نه تنها به سيمازين مقاوم اند بلكه به ساير تريازينها نيز مقاوم اند.
در سال 1980، حدود 250000 هكتار در واشنگتن برآورد شد كه تحت پوشش جمعيتهاي Senecio مقاوم به
تريازين ها هستند. پس از آن گزارشهاي مربوط به مقاومت به تريازين ها به طور قابل
توجهي افزايش يافته است. در مجارستان كه بزرگترين توليد كننده ذرت بلوك سوسياليستي
است، استفاده از تريازين ها متوقف شده است (بجز بصورت مخلوط با ساير علف كشها) و
اين بدليل اين است كه بيش از 75% زمينهاي در نظر گرفته شده براي كشاورزي مورد هجوم
گونه هاي مقاوم آمارانتوس قرار گرفته اند. حداقل 55 گونه علف در بيش از 20 كشور
برآورد مي شود كه به اين گروه از علف كشها مقاوم اند.
علفهايي كه بخصوص به همه خانواده هاي علف كشهاي مهم مقاوم اند در جدول يك ذكر شده
است. حتي اين زمان كه تعدادي از موارد مقاوم به علف كش افزايش يافته است. زنگ خطر
به اندازه آفت كشها به صدا در نيامده است. در 1980، جمعيتهاي
حداقل 428 گونه از حشرات و كرم هاي مقاوم به آفت كش
شناسايي شده اند. اين جمعيتها متعلق به 14 راسته و 83 خانواده مهم كشاورزي و
دامپزشكي بود.
فاكتورهاي
تعيين كننده انتخاب بيوتيپهاي مقاوم به علف كشها:
اجزاء اصلي كه باعث ظهور مقاومت بيوتيپها به علف كشها مي شود به طور مفصل توسط
گرسل 1978 و گرسل وبعل 1982 شرح داده شده است. مهمترين اين فاكتورها عبارتند از:
1ـ فشار انتخاب:
فشار انتخاب نتيجه مرگ و مير موثر است. ميزان مرگ و مير از لحاظ دانه ها يا عوامل
انتشاري در انتهاي دوره رشد مي باشد و بلافاصله پس از استفاده از علف كشها نيست.
اگر ژنهاي مقاومت بزودي در جمعيت يآفت شود، مرگ و مير موثر
باعث احتمال انتخاب افراد مقاوم منتخب تر و بيشتر مي شود. بايستي توجه داشت كه
ژنهاي كمك كننده مقاومت علف كش معمولاً در جمعيت علفهاي حتي قبل از استفاده از علف
كش وجود دارد و به دليل ورود نمونه هاي مقاوم از ساير نواحي يا ايجاد توسط علف كش
نمي باشد. اين فقط فشار انتخابي است كه توسط علف كش تحميل مي شود و باعث بسط و
توسعه جمعيت مقاوم مي گردد.
2ـ وجود علف كش در خاك:
علف كشهايي كه اثر رسوبي طولاني دارند باعث مي شوند كه بر روي جمعيت علفي بيش از
علف كشهايي كه به آساني در خاك پراكنده شده و با باد برده مي شوند، فشار
انتخابي داشته باشند. اين احتمالاً يكي از دلايلي است كه چرا مقاوم جمعيت علفي به
گروهي از علف كشها بتازگي در سولفو نيلو راز كشف شده است. اگر علف كش زياد پايا
نيست، بانك دانه در خاك احتمال تكثير بيوتيپهاي مقاوم را با حفظ يك
جمعيت زيادي از افراد و حساس كه بلافاصله پس از اينكه علف كش اثر بيولوژيكي است را
از دست داد رشد و توليد مثل مي كنند، كاهش مي دهد. علف كشهايي كه بلافاصله در خاك
غير فعال مي شوند لزوماً عاري و بري از مسأله مقاومت نيستند. براي مثال، علف هايي
مقاوم به پاراكوت وجود دارد. اين بيوتيپهاي مقاوم اغلب بر اثر استفاده منظم و
پيوسته پاراكوت بوجود مي آيند يعني شرايطي كه معادل با فشار انتخابي بالا است.
3ـ فاكتورهاي بيولوژيكي:
برخي از خصوصيات علفها باعث تاخير در بسط و توسعه مقاومت به علف كش مي شوند.
همانطور كه قبلاً ذكر شد. اگر چه مسأله مقاومت به علف كش در سالهاي اخير بدتر شده
است، اصولاً به بدي مقاومت به قارچ كشها و حشره
كشها نيست. علفها معمولاً قدرت توليد مثل بالايي دارند، كه حتي در
شرايط محيطي كه براي رشد گياه ايده آل نيست حفظ مي شود. وقتي كه به دليل
برخي از استراتژيهاي كنترل جمعيت علفها در منطقه كاهش مي يابد، تعداد اندكي كه از
دست علف كشها فرار مي كنند مادر به توليد دانه هاي كافي هستند كه مي توانند بقاء
بانك دانه را در خااك تضمين كند و اجازه جاودان سازي گونه ها را بدهد. اين انعطاف
جمعيتها به شدت رقت (يعني اندكي و كمي) دانه هاي مقاوم كه با استفاده مداوم از يك
علف كش خاص انتخاب شده اند را تحت تاثير قرار مي دهد. عمر طولاني و خواب دانه در خاك
نيز انتخاب بيوتيپهاي مقاوم به علف كشها را به تاخير مي اندازد
در پايان،
عدم تطابق يا توانايي رقابتي كم علفهاي مقاوم، در مقايسه با علفهاي حساس، فاكتور
ديگري است كه بسط و توسعه مقاومت علف كش را به تاخير مي اندازد. وقتي كه ژني (كه
باعث مقاومت مي شود) جانشين ژن ديگري (كه مسول حساسيت است) در جمعيت شود، فرد جديد
معمولاً شايستگي كمتري دارد چرا كه در مقايسه با نوع اوليه داراي معايب
فيزيولوژيكي است. اين معايبها ژن جديد را در فركانس (يعني تكرار و ميزان پراكندگي)
بسيار پاييني در جمعيت نگه مي دارد.
بنابراين، منطقي است كه نتيجه بگيريم كه اگر افراد مقاوم شايستگي بيشتري داشتند،
در غياب فشار انتخابي (علف كش)، آنها نوع غالب جمعيت شوند، و علف كش هرگز بطور
موثر گونه هاي علفي را در اولين مكان كنترل نمي كند. پس شايستگي يعني موفقيت توليد
مثل يا آن بخش از ژنهايي كه يك فرد در بانك ژنتيكي جمعيت باقي مي گذارد. دو جزء
اصلي آن بقاء توليدمثل است.
در بررسي هاي اوليه كه توسط كونارد و رادوسوويچ (1979)، رادوسويچ و هولت (1982)،
انجام گرفت، اين موضوع ذكر شد كه بيوتيپهاي مقاوم به تريازين نسبت به بيوتيپهاي
حساس ماده خشك كمتري توليد مي كنند، كه اين حالت هم در شرايط رقابتي و هم غير
رقابتي صادق است. بيوتيپهاي مقاوم همچنين بيش از آنكه با رقابت در بين خودشان تحت
تاثير قرا
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
ایمنی در کاربرد سموم شیمیایی
مقد مه :
• میزان مصرف انواع سموم درجهان 5/2میلیون تن میباشد.
• میانگین مصرف انواع سموم درایران دردهه 1363تا 1373 برابر35810بوده است.
• درنتیجه اجرای برنامه های کاهش مصرف سموم این میزان درسال 80 -79 به 23423 تن رسیده است. که حدود 35% کاهش داشته است.
• ازاینرو میزان مصرف انواع سموم درایران کمتراز 1% مصرف جها نی می باشد.
تغیرات اتفاق افتاده درنسبتهای کاربرد انواع سموم
• الف) ایران
• کاربردحشره کشها از75%به45% کاهش یافته است.
• کاربردقارچکشها وکنه کشها از11%به 25% افزایش یافته است.
• کاربردعلفکشها از14%به35%رسیده است .
• ب) جهان
• میانگین جهانی مصرف حشره کشها 5/25% است.
• میانگین جهانی مصرف قارچکشها وکنه کشها 6/18%است.
• میانگین جهانی مصرف علفکشها 3/48 %است.
• میانگین جهانی مصرف دیگرسموم 6/5 %است.
عوامل خسارتزای محصولات کشاورزی
• الف- موجودات زنده
• آفت : حشرات و جانوران خسارتزا
• بیماری : قارچها،باکتریها،ویروسها ،نماتدها
• علفهای هرز : کلیه گیاهان نابجا
• ب- عوامل غیر زنده
• کلیه تنشهای محیطی وارده به گیاه : سرمازدگی ، بادزدگی ، کمبود مواد غذایی
تقسیم بندی سموم شیمیا یی بر مبنا ی عوا مل خسا رت زا
• حشره کش
• قارچکش
• علفکش
• موش کش
• نماتد کش
• حلزون کش
حشره کشهای طبیعی
پیرترینها pyrethrins
ازعصاره گلهای گیاهان داودی که درکشورهای کنیا واکوادورمی رویند بدست می آیند .
نحوه عملکرد :سبب فلج شدن فوری حشره میشود ولی فعالیت مجدد پیدامیکنند.به همین سبب مواد سینرژیست به آن اضافه میکنند.
LD50=1500mg/kg
ازاین گروه میتوان روتنون و نیکوتین رانامبرد
سموم آلی کلره
تاسال 1940میلادی حشره کشهای موجود هنوزبه آرسنیت سرب یاکلسیم،روغنهای نفتی،نیکوتین،نفت،روتنون، گو گرد، گازسیانید هیدروزن وکریولیت محدود میشد.
شامل: کلردان(1945)، لیندین، کلتان، آندوسولفان(1956)، ددت(1936)، دیلدرین (1948) .
این گروه ازسموم دوام بسیارزیاد دارند، خاصیت ابقایی دربافتهای چربی، انتقال ازطریق تغذیه گو شت و...
سموم آلی فسفره
اکترا ًسبب مسمومیت های حاد شده و کارکلینسترازخون رامتوقف می کنند .
شامل: مالاتیون(1949)، دیازینون(1952)، دورسبان، اتیون، کومافوس و...
تقسیم بندی سموم از نظر نحوه تاثیر
• ترکیبات سوزاننده و مسموم کننده
(دینوزب ، گبوتکس و سموم آرسنیکی )
• سموم تماسی (مالاتیون ، گوزاتیون )
• سموم نفوذی ( دیازینون )
• سموم سیستمیک (متاسیستوکس )
• سموم میکروبی ( B.T)
صور مختلف عر ضه سموم
• بصورت گرد همر اه باپودرتالک و...
• پودرهای قابل تعلیق در آب(w.p)
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
ترکیبات معدنی (غیرآلی)
گوگرد
گوگرد اولین قارچ کش موثر بوده که استفاده از ان به قرنها پیش بر میگردد. این ماده به عنوان یک قارچ کش محافظتی است که روی جوانه زنی کنیدیوم اثر بازدارندگی دارد. استفاده از ترکیب گوگرد و آهک ابتدا برای کنترل سفیدک پودری میوه ها توصیه شد و ترکیبات و مخلوطهای دیگر گوگرد(بیش از 20نوع) هنوز به طور وسیعی در سیب، انگور و دیگر محصولات زراعی به کار میرود.
گوگرد علیه چند جایگاه بیوشیمیایی عمل می کند. ضمن بازداری از تنفس سلولی،تولید سولفید هیدروژن را کاهش داده، پروتئینها را تخریب کرده و با فلزات سنگین در درون سلول قارچی تشکیل کلات می دهد. فعالیت انتخابی گوگرد علیه سفیدکهای پودری ممکن است به خصوصیت رشد بی حفاظ و منحصر به فردشان نسبت داده شود و یا ممکن است ناشی از جذب به وسیله لایه های چربی کنیدیوم باشد.
گوگرد دارای فعالیت کنه کشی نیز می باشد. به طور مثال علیه کنه های تار عنکبوتی استفاده می شود ولی در شرایط مرطوب و گرم(بالاتر از35 درجه سانتیگراد) ممکن است گیاهسوزی بدهد.
مس
مس، درابتدا به شکل سولفات مس، برای کنترل Tilletia grisea در گندم استفاده شد. ولی استفاده از ان توسعه نیافت تا مشاهده میلاردت در فرانسه در سال1882. او مشاهده نمود که تیمارهای سولفات مس و آهک که در اطراف جاده ها استفاده شده بود تا دزدان انگور را بترساند، همراه شده بود با کنترل سفیدک کرکی (Plasmopara viticola). این موضوع باعث قبول مخلوط بردو به عنوان یک تیمار روزمره برای سفیدک کرکی انگور شد.
قارچ کشهای مسی از قبیل مخلوط بردو و اکسی کلرید مس هنوز به تنهایی یا به صورت ترکیب با سموم سیستمیک از قبیل سیموکسانیل (cymoxanil) به کار می روند،تا تعدادی از بیماری های انگور P. viticola، سیب زمینی و گوجه فرنگی Phytophthora infestance ،رازک Pseudomonas humuli، موزMycosphaerella musicola، قهوه Colletotrichum kahawae و چای Exobasidium vexas را کنترل کنند. ساخت محصولات حاوی مس افزایش و ادامه یافته و تالات مس(Copper tallate) اخیرا به عنوان تشدید کننده فعالیت تعدادی از قارچ کشهای آلی توصیف شده است.
مس، به شکل cu++، به راحتی درون قارچهای حساس تجمع یافته، با آنزیمهای دارای گروههای سولفیدریل (sulphydryl)، هیدروکسیل(Hydroxyl)، آمینو(Amino) یا کربوکسیل (Carboxyl) ترکیب شده، آنها را غیر فعال نموده و باعث به هم خوردن متابولیسم عمومی و سلامت سلول می شود.
محصولات مس علاوه بر همراه بودن با همه حفاظت کننده های غیر متحرک، به طور متناوب برای دستیابی به پوشش مناسب و بالا بردن کنترل بیماری در مزرعه استفاده می شوند و با وجودیکه ممکن است تاثیرات قارچ کشی آنها کاهش یابد، به صورت نسبتاً نامحلول در آب ساخته می شوند تا از تا ثیرات گیاهسوزی یون مس اجتناب شود. همچنین از شسته شدن قارچ کش بوسیله باران کاسته شده تا پس ار کاربرد اولیه برای مدت طولانی سودمند باشد.
جیوه
قارچ کش های وابسته به جیوه ابتدا به عنوان محصولات غیر آلی در دسترس قرار گرفتند. لیکن در دهه 1930 شروع به تولید مواد آلی از این فلز شد و پذیرش گسترده آن برای استفاده، بخصوص برای ضدعفونی کردن بذر بالا گرفت. استفاده از جیوه به خاطر پتانسیل خسارت به محیط زیست و سمیت بالا به شدت کاهش یافته است. با این حال هنوز تعداد بسیار اندکی از قارچ کش های جیوه ای در بعضی کشورها روی درختان زینتی و چمن در فصل زمستان استفاده می شود.
مثالی از قارچ کش های جیوه ای:
کلرید جیوه یک ظرفیتی ،کلرید جیوه دو ظرفیتی، اکسید جیوه
قلع
فعالیت زنده کشی عمومی قلع، استفاده از آن را در کشاورزی محدود کرده است،هر چند ترکیباتی از قبیل: تری بوتیل قلع،خاصیت قارچ کشی دارند. بیشترین ارزشمندی فراورده های قلع به عنوان زنده کش در رنگهای دریایی است، ولی نگرانیهای پتانسیل آلوده سازی محیط ،استفاده از آن را به مخاطره انداخته است. فن تین استات (Fentin acetate) و فن تین هیدروکساید (Fentin hydroxide) در طیف وسیعی از محصولات برای کنترل تعدادی از بیماری ها به کار می روند.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
آفتکشها و بيماريهای عصبی

تحقيقات نشان داده است كه سموم پاراكوات ، گروه سموم ارگانو فسفره، ديلدرين، مانب و مانكوزب منجر به بيماري پاركينسون مي شنود. همچنين آشكار شده است افرادي كه در حوالي مناطقي زندگي مي كنند كه در معرض آفتكشها قرار دارند احتمال بروز بيماري پاركينسون بيشتر است.
در تحقيقات ديگري كه روي كشاورزان انجام شد مشخص گرديد كه كشاورزاني كه با قارچكشهاي مانب و مانكوزب در تماس هستند اعصاب محيطي آنها نسبت به ساير افراد كندتر عمل مي نمايد.
تحقيقات روي جمعيتهاي نمونه نشان داد افرادي كه در معرض علفكشها هستند 4 برابر و افرادي كه در معرض حشره كشها هستند 3 الي 4 برابر احتمال بروز بيماري پاركينسون بيشتر است.
در معرض بودن سموم مانند متيل برومايد، سولفوريل فلورايد ، و دي كلروپروپن (تلون) قدرت حس لامسه را كاهش داده و توانايي حافظه را كم مي كند.
تحقيقات ديگري روي حيوانات آزمايشگاهي نشان داد كه اعمال دز زير حد تشنج آور سم ليندن سه بار در هفته در طي 10 هفته باعث كشش و انقباظات عضلاني و حملات ماهيچه اي مي شود. سموم آندوسولفان و ديلدرين نيز داراي اثرات مشابهي هستند.
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
آفت کش یا سم؟
بین آفت کش و سم تفاوت وجود دارد . برداشت اکثر مردم از کلمه سم این است که سم باعث
کشتن می شود در حالیکه اثر سموم روی موجودات زنده ممکن است شامل مرگ فوری یا اثر
زیر کشندگی بوده ویا هیچگونه اثری نداشته باشد ( سم یک مفهوم کمی است ). پاراسلسوس
در این باره گفته است : همه مواد سم هستند و هیچ چیزی نیست که سمی نباشد تنها دوز مصرفی
باعث سم بودن یک ترکیب می شود.این گفته دو نکته را روشن می کند: ۱- هیچ تفاوتی درماهیت
سم وترکیبات دیگر نیست ۲- اینکه یک سم اثر خود را نشان می دهد یا نه بسته به دوز مصرفی
آن است . هر ماده ای که روی موجودات زنده اثر بگذارد لزوما" آفت کش نیست چرا که
بسیاری از ترکیبات آلی و معدنی سم هستند ولی آ فت کش نیستند . بیشتر آفت کش ها از بین
ترکیبات سمی انتخاب می شوند و در اغلب موارد به خصوص در سالهای اخیر انتخاب آفت کش
ها به گونه ای است که در دوزی که برای آفت ( هدف ) سمی هستند برای انسان و جانوران
اهلی وبند پایان مفید ( موجودات غیر هدف ) سمی نباشند. بنابراین موادیکه در گیاه پزشکی برای
کنترل آفات به کار می روند آفت کش نامیده می شوند .
کاربرد آفت کش ها در کشاورزی به نام کنترل شیمیایی خوانده می شود .کنترل شیمیایی آخرین
روش در کنترل آفات است که بعد از جنگ جهانی دوم توسعه یافته وصرفنظر از آثار زیانبار
زیست محیطی و ... ٬ نتایج قاطع وسریعی در کنترل آفات دارد .
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
كاربرد چند قارچكش سيستميك از طريق ريشه برنج و بررسي تاثير و پايداري آنها در كنترل بيماري بلاست
* دانشكده كشاورزي دانشگاه شهرکرد
چهار قارچكش سيستميك بنوميل، پيروكيلن، تري سيكلازول و فتاليد در آب آبياري برنج استفاده و ميزان و مدت تاثير آنها در كنترل بيماري بلاست كه عامل آن Pyricularia grisea است، بررسي شد. در بررسي گلخانهاي در فواصل زماني مختلف پس از كاربرد قارچكشها، بوتهها در خزانه بلاست در معرض آلودگي به بيماري قرار گرفتند و پس از يك هفته شدت بيماري بررسي شد. در مزرعه نيز اثر يكبار مصرف قارچكشها از طريق ريشه برشدت بلاست برگ، بلاست خوشه و عملكرد محصول بررسي گرديد. نتايج نشان داد كه بنوميل، پيروكيلن و تري سيكلازول از طريق ريشه جذب شده و با انتقال سيستميك. برشدت بيماري روي اندامهاي هوايي تاثير گذاشتهاند. در گلخانه بنوميل بيماري را يك روز پس از كاربرد تا 50% و در روز دوم كاملا كنترل كرد ولي عليرغم جذب و تاثير سريع. دوام كمتري در گياه داشت و اثر آن پس از دو هفته كاهش يافت. پيروكيلن و تري سيكلازول 4 روز پس از كاربرد بيماري را كنترل كردند اما اثر آنها دوام بيشتري داشت و كنترل بيماري تا 4 هفته پس از كاربرد ادامه يافت. فتاليد فقط كنترل نسبي بيماري را در فاصله زماني 4 تا 21 روز پس از كاربرد تامين كرد. در آزمایش مزرعه ای پیروکیلن و تری سیکلازول با یک مرتبه کاربرد تاثیر خوبی در کنترل بلاست برگ داشتند اما از از نظر بلاست خوشه یا عملکرد محصول اختلاف معنی داری با شاهد نشان ندادند. یک مرتبه کاربرد بنومیل در مزرعه تاثیر مطلوب در کنترل بیماری نداشت (احتمالا بدلیل دوام کمتر در گیاه) و با فتالید و شاهد در یک گروه آماری قرار گرفت.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
كارايي تله هاي فروموني در رديابي پروانه ساقه خوار اروپايي ذرت،( Ostrinia nubilali (Lep.: Crambidae در استان مازندران
تله هاي چسبنده براي رديابي جمعيت هاي ايراني پروانه ساقه خوار اروپايي ذرت، Cstrinia nubilalis (Lep.: Crambieae)، مورد استفاده قرار گرفته اند ولي كارآيي مناسب در اين زمينه را نداشته اند. علت اين عدم كارآيي، احتمالا فرمولاسيون اشتباه فرومون براي جمعيت محلي و يا طراحي نادرست تله هاي چسبنده براي شكار آفت بوده است. تله هاي چسبنده عموما براي شكار پروانه هاي ساقه خوار اروپايي ذرت نامناسب تلقي گرديده اند. در اين مقاله از يك سو تركيب فرومون جمعيت ايراني پروانه ساقه خوار اروپايي ذرت به وسيله گاز كروماتوگرافي و تلفيق گاز كروماتوگرافي- طيف سنجي جرمي مورد شناسايي و از سويي ديگر كارايي تله هاي چسبنده دلتا با تله هاي مخروطي توري در شكار اين حشره در شرايط مزرعه مورد مقايسه قرار گرفت. نتايج تجزيه شيميايي فرومون 14 پروانه ماده به روشني نشان داد كه تركيب فروموني موجود در سطح غده ذخيره فرومون آنها تشابه جمعيت فرانسوي كه از ذرت تغذيه مي كند، بوده و تركيب اصلي آن (Z) – 11 – تترادسنيل استات (Z11-14:OAc) و تركيبات جزيي آن (E) – 11 – تتراد سنيل استات (14:OAc) مي باشند. آزمايش تله گذاري در مزرعه نشان داد كه براي شكار پروانه هاي ساقه خوار اروپايي ذرت تله هاي مخروطي توري به مراتب موثرتر از تله هاي چسبنده مي باشند (به ترتيب 258 و 1 حشره نر توسط اين تله ها شكار شد). نتايج مويد آن بود كه پخش كننده هاي داراي ايزومر هندسي Z جلب كننده اي موثر براي جمعيت ايراني پروانه ساقه خوار ذرت كه از گياه ذرت تغذيه مي كند مي باشد.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
مقايسه چند روش مختلف براي رد يابي و تعيين ميزان بتااگزوتوكسين در فرآورده هاي باكتري Bacillus thuringiensis
تعدادي از استرين هاي باكتري B.thuringiensis در زمان رشد و تكثير توليد بتااگزوتوكسين مي كنند. اين توكسين براي همه موجودات زنده از جمله انسان سمي و خطرناك بوده و در برخي كشورها وجود آن در فرآورده هاي تجاري ممنوع مي باشد. به دو روش HPLC و زيست سنجي، بتا اگزوتوكسين در فرآورده B.t.H رديابي گرديد. نتايج حاكي از آن است كه زيست سنجي غلظت هاي مختلف فاز مايع بالايي حرارت داده شده فرآورده B.t.H روي لارو سن دو Ephestia kuhniella و Galleria melonella. Helicoverpa armigera در سطح 1% تفاوت معني دار با شاهد دارند. نتايج تست HPLC نشان داد كه پيك بتااگزوتوكسين خالص به عنوان استاندارد و پيك نمونه BtH از نظر زمان بازداري يكسان مي باشند. دلايل فوق همگي حكايت از وجود بتااگزوتوكسين به مقدار ppm825 در فرآورده B.t.H با ماده موثره B.thuringiensis subsp.aizawai دارد. روش زيست سنجي در مقايسه با كروماتوگرافي HPLC دقت بيشتري در رديابي بتااگزوتوكسين نشان داد كه مي تواند ابزار مناسبي براي رديابي بتااگزوتوكسين و كنترل كيفي فرآورده هاي باكتري B.thuringiensis باشد.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
اثرات حشره كش هاي بوپروفزين، پيري پروكسي فن و فنپروپاترين روي پارامترهاي توليد مثلي
اثرات سم هاي بوپروفزين و پيري پروكسي فن (تنظيم كننده رشد) در كنار يك سم پيرتروئيدي به نام فنپروپاترين با استفاده از روش سم شناسي دموگرافيك روي سفيد بالك گلخانه مورد بررسي قرار گرفت. آزمايشها در شرايط دمايي 26±1 درجه سانتي گراد، رطوبت نسبي 60±5 درصد و دوره نوري 16 ساعت روشنايي و 8 ساعت تاريكي انجام شد. قفس هاي برگي روي برگ هاي لوبياي تيمار شده با سم نصب شد. سپس يك حشره ماده به همراه حشره نر درون آن رها سازي شد و تا آخر عمر پارامترهاي طول عمر حشرات كامل، ميزان تخم ريزي و درصد تفريخ تخم مورد ارزيابي قرار گرفت. سم فنپروپاترين به طور معني داي ميانگين طول عمر حشرات (5.3 روز) را نسبت به شاهد (9.7 روز) كاهش داد، در حالي كه سم هاي بوپروفزين (8.1 روز) و پيري پروكسي فن (9.4 روز)اختلاف معني داري با شاهد نداشتند. تعداد تخم هاي گذاشته شده به ازاي هر فرد در سم فنپروپاترين (24.8 عدد) به طور معني داري كمتر از شاهد 53.4 بود اما دو سم ديگر اختلاف معني داري با شاهد نداشتند. درصد تفريخ تخم در تيمارهاي بوپروفزين (38 درصد) و پيري پروكسي فن (24 درصد) به طور معني داري نسبت به شاهد (96 درصد) كاهش نشان داد، در حاليكه سم فنپروپاترينروي درصد تفريخ تخم (95 درصد) تاثيري نداشت. بنابر اين سم هاي بوپروفزين و پيري پروكسي فن با تاثير روي درصد تفريخ،توانستند پارامترهايي نظير ميانگين تخم هاي بارور در روز و نرخ ناخالص زادآوري ونرخ تفريخ ناخالص را نسبت به شاهد به مقدار زيادي كاهش دهند. بر اين اساس مي توان نتيجه گيري نمود كه گرچه سم فنپروپاترين روش حشرات كامل موثر است اما با توجه به تاثير قاطعي كه سم هاي بوپروفزين و پيبري پروكسي فن روي پارامتر هاي اصلي توليد مثل مي گذارند، مي توانند نرخ رشد جمعيت در نسل بعد را به طور قابل توجهي كاهش داده و در Ipm مورد استفاده قرار گيرند.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
آفات و بیماری های گیاهی و روش های مقابله با آن ها
مقالات موجود
۱-آسيب شناسي و بررسي تأثير ويروس NbNPV روي سنين مختلف لاروي پروان? برگ خوار چغندر قند (كارادرينا) Spodoptera exigua Hb. (Lep., Noctuidae)
۲-اثرات متقابل نماتد مولد غده ريشه Meloidogyne incognita (Race 1) و قارچ عامل پژمردگي Fusarium oxysporum f. sp. Ciceri در ارقام نخود
آسيب شناسي و بررسي تأثير ويروس NbNPV روي سنين مختلف لاروي پروان? برگ خوار چغندر قند (كارادرينا) Spodoptera exigua Hb. (Lep., Noctuidae)
ويروس NbNPV از قدرت بيماريزائي بالائي در لاروهاي پروانه برگ خوار چغندر قند برخوردار است و مي تواند عامل مهمي در کنترل آن به شمار آيد. در آلودگي سطحي دسته هاي تخم اين پروانه، تمام لاروهاي به دست آمده از تفريخ تخم ها در روز سوم از بين رفتند. ميزان LC50 براي لاروهاي سن دوم تغذيه کرده از غذاي مصنوعي آلوده به دزهاي مختلف ويروس، 12.58 پلي هدر بر ميلي متر مربع سطح ماد? غذايي و زمان لازم براي ايجاد تلفات 50% (LT50) با دز 63.10 پلي هدر بر ميلي متر مربع سطح ماد? غذايي براي همين سن لاروي، 6.12 روز محاسبه گرديد. تلفات ايجاد شده با دز اخير براي لاروهاي سن اول تقريباً ده برابر لاروهاي سن پنجم بود.
در برش هاي عرضي تهيه شده از بدن لاروهاي سن چهارم به فواصل زماني 24 و 48 ساعت پس از آلودگي، در مقايسه با شاهد تغييرات هيستوپاتولوژيک مشخص در ميکروسکوپ نوري مشاهده نگرديد. بزرگ شدن هست? سلول هاي اپيدرم و بافت چربي، همچنين ايجاد تغييرات محسوسي در حالت ظاهري شبک? کروماتين (تشکيل استروماي ويروژنيک) عمدتاً از روز سوم پس از آلودگي قابل
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
اندو سولفان (تيودان- فن)
بوتاكلر ( ماچتي)
دلتا مترین ( دسیس )
ديازينون (بازودين – دياكاپ)
فنيتروتيون ( سوميتيون )
فنتيون ( لبايسيد – بايسيد )
كلرپيريفوس ( دورسبان)
پروپارژيت ( امايت )
فن پرو پاترين ( دانيتول )
روغن امولسيون شونده ( ولك )
تري فلورالين (ترفلان)
تتراديفون ( تديوم ) ـ وي ـ 18 ، تدون)
اندو سولفان (تيودان- فن)
گروه شيميايي :ارگانوكلره
ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي : ماده تكنيكال زرد يا قهوه اي رنگ ميباشد . اين تركيب در آب غير محلول است ولي در حلال هاي الي حل مي شود .
ماندگاري در محيط زيست :ماندگاري در محيط زيست: اندوسولفان در خاك نسبتا پايدار است و نيمه عمر آن 50روز مي باشد . اين ماده به وسيله باكتريها و قارچها تجزيه مي شود .اگر اندوسولفان جذب سطحي ذرات خاك شود به كندي درخاك جابه جا خواهد شد .
سميت:LD50=80-110mg/kg براي زنبورهاي عسل نسبتا سمي است و براي حشرات مفيدي از قبيل زنبورهاي پارازيت , كفش دوزك و برخي از كنه ها تقريبا سميت ندارد . اين حشره كش براي انسان نسبتا خطرناك است.
موراد مصرف : اندوسولفان يك حشره كش و يك كنه كش است كه براي گستره وسيعي از حشرات و كنه ها از جمله كرم غوزه پنبه , كرم برگ خوار پنبه , پسيل گلابي , ليسه سيب , شته و نيز افات سويا سمي است . از ان مي توان به عنوان يك محافظ چوب هم استفاده كرد .اندوسولفان براي طيف وسيعي از محصولات زراعي از قبيل چاي , قهوه, ميوه جات و سبزيجات و
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
مقالات موجود
۱-اندو سولفان (تيودان- فن)
۲-بوتاكلر ( ماچتي)
۳-دلتا مترین ( دسیس )
۴-ديازينون (بازودين – دياكاپ)
۵-فنيتروتيون ( سوميتيون )
۶-فنتيون ( لبايسيد – بايسيد )
۷-كلرپيريفوس ( دورسبان)
۸-پروپارژيت ( امايت )
۹-فن پرو پاترين ( دانيتول )
۱۰-روغن امولسيون شونده ( ولك )
۱۱-تري فلورالين (ترفلان)
اندو سولفان (تيودان- فن)
گروه شيميايي :ارگانوكلره
ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي : ماده تكنيكال زرد يا قهوه اي رنگ ميباشد . اين تركيب در آب غير محلول است ولي در حلال هاي الي حل مي شود .
ماندگاري در محيط زيست :ماندگاري در محيط زيست: اندوسولفان در خاك نسبتا پايدار است و نيمه عمر آن 50روز مي باشد . اين ماده به وسيله باكتريها و قارچها تجزيه مي شود .اگر اندوسولفان جذب سطحي ذرات خاك شود به كندي درخاك جابه جا خواهد شد .
سميت:LD50=80-110mg/kg براي زنبورهاي عسل نسبتا سمي است و براي حشرات مفيدي از قبيل زنبورهاي پارازيت , كفش دوزك و برخي از كنه ها تقريبا سميت ندارد . اين حشره كش براي انسان نسبتا خطرناك است.
موراد مصرف : اندوسولفان يك حشره كش و يك كنه كش است كه براي گستره وسيعي از حشرات و كنه ها از جمله كرم غوزه پنبه , كرم برگ خوار پنبه , پسيل گلابي , ليسه سيب , شته و نيز افات سويا سمي است . از ان مي توان به عنوان يك محافظ چوب هم استفاده كرد .اندوسولفان براي طيف وسيعي از محصولات زراعي از قبيل چاي , قهوه, ميوه جات و سبزيجات و همچنين برنج ,غلات , ذرت,سور گوم به كاربرده مي شود .
پادزهر: فنو باربيتال
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
بوتاكلر ( ماچتي)
گروه شيميايي :كلرواستانيليد
ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي :مايع كهربايي رنگ است . وزن مخصوص در دماي 20 درجه سانتيگراد gr/ml07/1 است . حلاليت در آب در 24 درجه سانتيگراد ppm 23 مي باشد .
ماندگاري در محيط زيست :دوره پايداري تقريبي در گياهان يك الي سه هفته است .
سميت:mg/kg2000 = LD50سميت كمي براي انسان و دام دارد .
موراد مصرف :اين سم يك علف كش انتخابي سيستميك است كه قبل از جوانه زني اثر مي كند . سنتز پروتئين ها را در در علفهاي هرز كنترل مي كند و به اين ترتيب سبب تغيير شكل علف هرز مي شود تا اينكه در نهايت گياه از بين مي رود . از اين
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
آترازین
آترازین علف کشی است که به صورت انتخابی رشد علف هرزهای با برگ پهن را کنترل میکند مانندvelvetleaf,pig weed, cochlebur و برخی از علفهای هرز معین در مزارع غلات وذرت .
کنترل انتخابی به این معناست که برخی از علفهای هرز معین و گزینش شده کنترل شده و رشد انها متوقف می شود که البته این امر بایستی با کمترین میزان خسارت به گیاهان مفید باشد که معمولا همان غلات می باشند .غلات و ذرت نسبت به اترازین مقاومت خوبی نشان می دهند. در سال 1959 اترازین به عنوان یک علف کش کنسانس پذیرفته شد و این ماده همچنان به صورت گسترده استفاده می شود چرا که با کارایی خوب وصرفه خوب اقتصادی بسیاری از علفهای هرزه را مهار می کند استفاده از این علف کش می تواند با استفاده از متدهای جدید کشاورزی و پرورش غلات وذرت کاهش یابد.
اترازین یک علف کش با فرمول شیمیایی :
2-chloro-4-ethylamino-6-isopropylamino-1-3-5-triazinre
یکی از پر مصرف ترین علف کشها در شمال امریکا ست تنها در امریکا بیش از 50 میلیون کیلو گرم از این ماده استفاده می شود که جهت سم پاشی 25 میلیون هکتار است پس مانده های این علف کش در ابهای زیر زمینی و همچنین رودخانه ها به عنوان dealkylationیافت می شوند .
نیمه عمر اترازین در خاک حدود 4 روز است ولی این مقدار به طور معمولی می تواند تا 385 روز در مناطق خشک و شنی افزایش یابد .در آب خالص نیمه عمر اترازین 3 روز است .این نیمه عمر در آب دریا 30 روز است ودر ته نشینهای دریایی 35 روز و در حیوانات مهره دار کمتر از 72 ساعت است .
تاثیر آترازین روی چاههای زیر زمینی پس از استفاده در مزارع:
آترازین بعضی مواقع درابهای زیر زمینی یافت می شود دربیشتر مواقع منبع اترازین درچاهها درابتدای دیواره بالایی چاه وجود دارد که از همان قسمت وارد چاه شده و ابها را
الوده میکند اترازین جهت استفاده در مناطقی که سطح آب بالاست پیشنهاد نمی شود که در این صورت ترکیب شدن اترازین با خاکهای سطحی باعث می گردد چون اترازین وارد ابهای زیر زمینی شود . مصرف اترازین برای چاههایی که کمتر از 50 فوت عمق دارند منع شده است .
بین آترازین وآب آشامیدنی رابطه وجود دارد و تاثیر منفی آترازین روی آب چیست
به علت اینکه اترازین در امریکا به طور گسترده به مصرف میرسد وسالانه بین2.1 تا2میلیون اکرس از زمینهای غلات و ذرت بوسیله این علف کش متداول سم پاشی می شود بنابر این وجود ارتباط بین آب اشامیدنی و اترازین اثبات شده است .پس از اینکه اترازین سم پاشی شد میزان عملکرد ان بوسیله میکروبهایی که درون خاک موجود می باشند واز ان به عنوان منبع انرزی استفاده می کنند کاهش می یابد و با استفاده از آب تجزیه می شوند .میزان زمانی که اترازین در سطح بالایی خاک وتحت شرایط هوای گرم و نمناک میتواند به عنوان علف کش عمل کند 60 روز است که این نیمه عمر نسبت به سایر علف-کشها قابل توجه است .
اترازین معمولا درخاک کندتر اثر خود را از دست می دهد وباعث الودگی آب می شود و به خاطر گستردگی منابع زیر زمینی الودگی آب توسط اترازین مهم است .EPA یا سازمان حفاظت محیط زیست میزان اترازین موجود در آب سالم اشامیدنی را150 ppb برای یک استاندارد جهانی در نظر گرفت .اگر میزان اترازین کمتر از این مقدار باشد آب اشامیدنی سالم است ولی اخیرا این سازمان میزان اترازین را تا مقدار 3 ppb کاهش داده است .
هم اکنون برخی از ابهای زیر زمینی در منطقه کانکاس امریکا بیش از این مقدار اترازین در خود دارند این در حالی است که در منطقه شرق این قسمت مهمترین منبع اب ابهای زیر زمینی و سطحی است و همین امر باعث افزایش نگرانیها در مورد استفاده از اترازین شده است .
تاثیر آترازین روی پرندگان
میزان زیان اترازین روی پرندگان در محیطهای طبیعی زیاد و چشمگیر است و در سطوح مختلف برای مثال در سطحoral LD -50 values were >2/000 mg/kg اترازین با تاثیر بر روی محیطهای ابی ومناطق مرطوب و ارگانیزمهای طبیعی و زنجیره های غذایی می تواند سمیت خود را برای پرندگان اعمال کند.با این حال هنوز میزان تاثیر غیر ستقیم سمیت اترازین بر روی پرندگان با تاثیر بر روی حشرات تائید شده نیست و تحقیقات لازم انجام نشده وهمین امر ممکن است باعث به خطر افتادن برخی گونه ها و مشکلاتی در اینده شود به همین جهت تحقیقات بایستی دامنه وسیع تری داشته باشدو گسترش تحقیقات به دانه ها حشرات واثر اترازین بر روی پرندگان دانه خوار از این طریق معین می گردد.
جوجه های خانگی به سرعت میتوانند اترازین را با کمک قسمتی از فرایند n-dealkylation که همراه با هیدرولیز نیز هست متابولیز کند. n-dealkylationمعمولا در گروه های اتیل امینو صورت می گیرد و همین امر باعث کاهش محصولات میشود .
در تحقیقات شهر ویترو حتی پرندگانی نیز که دچار بیماریهای کبدی بودند به میزان قابلتوجهی اترازین ترشح میکند .کبد پرندگان نیز پسمانده اترازین غیر قابل استخراج را که درگیاهان غلات تجمع یافته اند به صورت ترکیبzholoro mono7- dealkylated compoand ترشح میکنند و سپس انها رابه 2 هیدروکسی متابولیز مینماید .در جگر غازها نیز انزیمی وجود دارد که میتواند با قسمتی از فرایندn-dealkylated وهیدرولیز مقداری از اترازین را به هیدروکسی اترازین تبدیل نماید این فرایند به نسبت کارایی یشتری نسبت به پرندگان دیگر از خود نشان می دهد و بلافاصله با فرایند n-dealkylated هیدروکسی اترازین به مواد دیگری تبدیل میکند مانند deethylatrazin,deisopropylatrazine که البته هر دو از مشتقات هیدروکسی ها هستند.
سمیت آترازین روی انسان و حیوان
میزان سمیت مواد شیمیایی به طرق مختلفی اندازه گیری می شود و میزان سمیت یک ماده بر روی یک گونه خاص به عنوان مثال پرستوها بایستی اندازه گیری شود به عنوان مثال : تاثیر سمیت اترازین بر روی موشها در ازمایشگاه 5 mg/kg و100است .
اگر میزان سمیت را بر روی انسان نیز همانند سمیت اترازین بر روی موشهای ازمایشی در نظر بگیریم یک انسان 150 پوندی با احتمال 50درصد در اثر مصرف 75 /پوند اترازین خواهد مرد .مقدار نیم پوند نمک یا 5.2اونس اسپرین نیز میتواند با همان احتمال باعث مرگ بر اثر مسمومیت شود.
البته تاثیر اترازین بیشتر بر روی علفهای هرز است واثرات سمی کمی برای حیوانات دارد واترازین با متوقف کردن چرخه فتوسنتزدرگونه های گیاهی حساس نسبت به اترازین عمل می کند .
تاثیرات منفی و مرگبار آترازین
اترازین درا******************یستمهای زمینی باعث متوقف شدن فتوسنتز در دانه ها وحتی تاثیر بر روی برخی گیاهان زراعی می شود تنزل فتوسنتزدر گیاهان معمولا بسیار سریع است حتی اترازین می تواند بیش از یک سال ویا یک فصل زراعی در زمین باقی بماند. تمام موجودات زنده درون خاک در صورتی که حضور اترازین به مدت کوتاهی باشد تحت تاثیر کمتری قرار می گیرد .اما در صورت حضور طولانی اترازین تاثیر بر روی موجودات قابل توجه است برخی از گونه های حساس از گیاهان ابزی در صورت استفاده اترازین به مقدارug/l 1تا5 دچار زیانهایی با درجات مختلف می شوند . با این وجود برخی معتقدند که میزان اثرات منفی اترازین بر روی این گونه ها چندان موثق نیست واطلاعات کافی هنوز جمع نشده است .
تحقیقات انجام شده بر روی گیاهان ابزی در شهر چساپیک نشان می دهد که در صورت استفاده اترازین به اندازه ug20تاثیر ان غیر مستقیم بوده به طوری که میتوان از ان چشم پوشاند اما در صورت استفاده اترازین بین 94تا500ug تاثیر ان بیشتر بوده و بر روی زنجیره غذایی گیاه خواران تاثیر منفی می گذارد .
پرندگان نیز نشانه هایی از تاثیر منفی اترازین نشان میدهند ولی هنوز مدارک موثق در این زمینه وجود ندارد دهند.حدس زده میشود که تاثیر اترازین بر روی پرندگان بیشتر غیر مستقیم وبا تاثیر بر روی حشرات و پرندگان دانه خوار است.داده ها نیز در مورد پستانداران نیز چندان کافی نیست ولی تحقیقات بر روی حیوانات خانگی وازمایشگاهی نشان میدهد که پستانداران مقاومت نسبی در برابر اترازین دارند.
تاثیر روی گیاهان زینتی و بی مهرگان
اترازین در مرحله اول از طریق ریشه ها و در مرحله دوم از طریق برگها جذب می شوند وسپس از طریق جریان توده ای اوندها پخش می شوند ودر سر تا سر گیاه جریان می یابند و پس از ان در مریستمهای راس تجمع یافته وسپس دفع میشوند.
مهمترین عامل تاثیر گذار در اختلال فتوسنتز ان است که اترازین با جلوگیری از جریان الکترونها در فتوسیستم 2 مانع از فتوسنتز می گردد که این ممانعت مانع از تثبیت دی اکسید کربن می شود ممانعت در عمل صحیح فتوسیستم 2 باعث کاهش میزان کربن وافزایش تولید دی اکسید کربن در برگها میشود که متعاقب ان بسته شدن روزنه ها و متوقف شدن تعرق را به دنبال دارد.
اترازین در برخی از گیاهان مقاوم به ترکیبی از هیدرو اترازین و امینو اسید متابولیسم میشود .برخی از گیاهان می توانند هیدرواترازین تولیدی را بوسیله dealkylationهای زنجیرههای جانبی وبا هیدرولیز کردن گروههایی از امینو اسیدها درون حلقه های دی- اکسید کربن تقلیل کنند.
گیاهان مقاوم به اترازین میتوانند قبل از ورود آترازین به درون چرخه فتوسنتز اثر انها را کاهش دهند. برای مثال غلات با استفاده از آنزیم:
2,4dihydroxy-7-methoxy-1,4(2h)berzoxazin-3[4h]one می توانند آترازین را به هیدرو اترازین غیر سمی تبدیل کنند .
در گیاهان حساس مثل جو دو سر و خیار و یونجه که قادر به خنثی کردن اثر سمی اترازین نیستند تجمع اترازین باعث از بین رفتن کلروفیل انها و در نتیجه مرگ انها می شود.غلات وذرت خوشه ای 50 درصد از
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
کاپتان ترکیبی از گروه کاربوکسیدها است که به عنوان یک قارچکش با خواص پیشگیری کنندگی و معالجه کنندگی از آن استفاده می شود.
اسامی دیگر این قارچکش عبارت است از:
Orthocide, Phytocape, Marten, Strike, Merpan
مبدا پیدایش این ترکیب برای اولین بار در سال 1949 توسط کمپانی های شورون Chevron Chemical و استافر Stauffer Chemicalساخته شده ولی در حال حاضر توسط کمپانی زنکا Zeneca نیز تولید و به بازار عرضه می گردد و در کشور ما نیز توسط کارخانجات تولید سموم شیمیایی تولید می گردد.
درجه سمیت (LD50 ) این قارچکش حدود 9000 میلی گرم بر کیلو گرم است. تماس مستقیم آن ممکن است باعث تحریک و سوزش چشم و پوست شود.
فرمولاسیون این قارچکش به صورت پودر و تابل 50 و 80 درصد و همچنین مایع روان موجود است. مصرف این قارچکش بر روی واریته هایی از گلابی و واریته هایی از سیب مانند Red Delicious باعث گیاه سوزی می شود.
موارد مصرف:
این قارچکش را می توان روی بادام، سیب، زردآلو، گیلاس، انگور، شلیل، هلو، گیاهان زینتی، گلابی، گوجه، توت فرنگی، گوجه فرنگی و بر علیه بیماری های مختلف قارچی می توان مصرف نمود. از این ترکیب برای ضدعفونی بذر نیز می توان استفاده کرد.
بیماریهای مهم قابل کنترل یا پیشگیری:
آنتراگنوز، لکه سیاه سیب، پوسیدگی تلخ سیب، پوسیدگی سیاه گونه های بوتریتیس، قهوه ای شدن چمن ها، پوسیدگی قهوه ای، لکه برگی گیلاس، مرگ گیاهچه، سفیدکهای داخلی مانند سفیدکهای داخلی سیب زمینی و گوجه فرنگی، لکه آجری برگ بادام، لکه برگی ناشی از سپتوریا، بیماریهای غربالی درختان میوه هسته دار و چندین بیماری دیگر.
میزان و نحوه مصرف این سم:
برای سمپاشی روی اندامهای هوایی به میزان 5/2 در هزار و برای ضد عفونی بذور به نسبت 2 تا 5 در هزار توصیه می شود.
این قارچکش موارد مصرف مختلفی دارد مانند: ضدعفونی بذر، سمپاشی اندامهای هوایی، ضدعفونی بذور داخل جعبه های مخصوص کاشت، سمپاشی بعد از برداشت، ضدعفونی خاک قبل از کاشت و ضدعفونی قطعات سیب زمینی. برای مصرف این قارچکش حتما باید قبل از بوجود آمدن علائم بیماری آن را بکار برد. بذور ضد عفونی شده توسط این قارچکش را نباید به مصرف خوراکی رساند. این قارچکش با ترکیبات قلیایی سازگاری ندارد و با روغن ها قابل اختلاط نیست. اگر بعد از یک سمپاشی روغنی تابستانه مصرف شود باعث سوزندگی و خسارت به برگها و میوه ها می شود.
این قارچکش را می توان برای محافظت رنگ، پلاستیک و چرم نیز مورد استفاده قرار داد. این ترکیب همچنین می تواند به عنوان یک تنظیم کننده ریشه عمل کرده و باعث افزایش اندازه پرتقال و نارنگی شود.
2- بنومیل Benomyl
بنومیل یک ترکیب از گروه بنزیمیدازول می باشد. قارچکشی سیستمیک است و برای سمپاشی اندامهای هوایی گیاه از آن استفاده می شود.
اسامی دیگر این قارچکش عبارت است از:
Agrocit, Benex, Benlate, Tersan
این ترکیب اولین بار در سال 1968 توسط کمپانی Nemours and E.l. Dupont de company تولید و عرضه گردید و در حال حاضر در کشور ما توسط کارخانجات تولید سموم شیمیایی تولید می گردد.
درجه سمیت( LD50 ) این قارچکش بیش از 10000 میلی گرم بر کیلوگرم است لذا سمیت آن بسیار ناچیز است. این ترکیب به صورت پودر و تابل 50 درصد موجود می باشد. در صورتیکه به صورت صحیح و به میزان توصیه شده مورد استفاده قرار نگیرد باعث ایجاد گیاه سوزی می شود.
این قارچکش را می توان علیه بیماری قارچی روی بادام،سیب، زردآلو، جو، لوبیا، هویج، کرفس، کلم، مرکبات، خیار، بادمجان، انگور، خربزه، قارچ خوراکی، فلفل، بادام زمینی، چاودار، گلابی، گیلاس، هلو، پسته، آلو، گوجه، برنج، سویا، کدو، نیشکر، گوجه فرنگی، شلغم، چغندرقند، توت فرنگی، سیب زمینی و گیاهان زینتی و همچنین برای ضدعفونی بذور ذرت، سیر، کلم، سیب زمینی شیرین و شلغم مورد استفاده قرار داد.
بیماریهای مهم قابل کنترل یا پیشگیری:
این قارچکش دارای طیف اثر بسیار وسیعی بوده و می تواند بیماریهایی از قبیل آنتراگنوز، لکه سیاه سیب، پوسیدگی سیاه، بوتیریتیس، پوسیدگی قهوه ای، لکه برگی گیلاس، پوسیدگی طوقه، سرکوسپورا، فوزاریوم، کپک خاکستری، سفیدکهای سطحی، بیماریهای ناشی از پنیسیلیوم، بلاست برنج، سیاهک ها، پوسیدگی ساقه، گونه های مختلف قارچ ریزوکتونیا و اسکلروتینیا را کنترل نماید.
میزان و نحوه مصرف سم:
از این قارچکش به میزان 100 تا 600 گرم در 400 لیتر آب برای سمپاشی یک هکتار استفاده می شود. برای ضد عفونی خاک 50 تا 200 پی پی ام و برای ضدعفونی بذور به میزان 100 تا 150 گرم از ماده موثره توصیه و مصرف می شود.
اندامهای سمپاشی شده نباید مورد استفاده دام قرار گیرد. در مدت نگهداری، این ترکیب نباید مرطوب یا خیس شود.
این قارچکش بیماریهایی از قبیل سفیدک داخلی، لب شتری هلو، پوسیدگی میوه بر اثر قارچ ریزوپوس، گونه های مختلف قارچ هلمنتوسپوریوم، گونه های تیفولا، گونه های آلترناریا و قارچهای رده اُاُمیست را نمی تواند کنترل کند.
با آفت کشهایی که واکنش قلیایی از خود نشان می دهند قابل ترکیب نیست. بنومیل قارچکشی است که علاوه بر خاصیت پیشگیری می تواند بیماری را معالجه کند. این قارچکش به صورت سیستمیک عمل می کند. اثر این قارچکش در خاک بستگی به ریشه هایی
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
مقايسه قارچ كش جديد اوپوس (Epoxy conazole) با قارچ كش هاي رايج در مبارزه با سفيدك پودري چغندرقند
در اين تحقيق تاثير قارچ كش هاي جديد اوپوس (اوپوكسي كونازول) و مقايسه آن با سموم قارچ كش هاي متداول عليه سفيدك پودري چغندر قند در استان هاي آذربايجان غربي و كرمانشاه طي دو سال مورد بررسي قرار گرفت. آزمايش در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي با پنج تيمار در چهار تكرار اجرا شد. تيمارهاي آزمايش سموم دينوكاپ، سولفور (
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
قارچ کش های فسفره آلی(Organophosphorus fungicidea)
قارچ کش های فسفره آلی از جوانه زنی کنیدیوم و تشکیل آپرسوریوم جلوگیری می کند. دیتالیمفوس (Ditalimfos) یک سفیدک پودری کش است که در سیب،هلو،کدو ورز با مقداری فعالیت علیه V. inaequalis استفاده می شود. این قارچ کش ترکیبی غیر سیستمیک است ولی در گیاه به حالت گازی توزیع مجدد می یابد.
تری آمیفوس(Triamiphos) سیستمیک است و علیه سفیدک های پودری سیب،گلابی، انگور و گیاهان زینتی فعال می باشد.
پیرازوفوس(Pyrazophos) خصوصیاتی مشابه با دو قارچ فوق دارد و استفاده عمده ای در کنترل سفیدک های پودری کدوئیانS. Fuliginea وE.cichoracearum، غلات E. graminis، گیاهان زینتی و رازک دارد.
هیدروکربونهای آروماتیک و ساختمان های وابسته
(Aromatic hydrocarbons and related struclures)
هگزاکلروبنزن (Hexachlorobenzene) ، کوئینتوزین (Quintozene) ،تکنازین (Tecnazene) ،کلرونب (Chloroneb) ، دی کلران(Dicloran) ،اتری دیازول(Etridiazole) ،2-فنیل فنل(2-phenylphenol) و بای فنیل(Biphenyl) به دلیل خاصیت موتا ژنی در قارچ ها کشف شدند. این ترکیبات دارای پتانسیل تجاری کنترل چند پاتوژن از جمله بیماری های خاکزاد و بذر زاد پنبه،سبزیجات،چغندرقند و گیاهان باغبانی هستند.
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
قارچ کش های آلی
دی تیو کارباماتها(Dithiocarbamates)
کشف محصولات خانواده دی تیو کاربامات در دهه های 1930 و 1940 اغلب به عنوان آغاز دوره سنتز قارچ کش های آلی پذیرفته شده است.
همانند بسیاری از قارچ کش های حفاظتی غیر متحرک، دی تیو کارباماتها قارچ کش هایی با طیف وسیع بوده و برای استفاده شاخ و برگ، خاک و بذرو در درختان میوه استفاده می شوند. دی تیو کارباماتها علیه سفیدکهای پودری بی اثر هستند(Erysiphales).
زیرام، زینب، فربام و تیرام مثالهایی از دی تیو کارباماتها می باشند. معمولا دی تیو کارباماتها گیاهسوزی ندارند. این مواد گاهی می توانند خسارت ناشی از کمبودها را در بعضی محصولات در شرایط استثنایی کاهش دهند. برای مثال استفاده از مانکوزب یا زینب روی گیاهان حساس به کمبود روی.
مثالی از قارچ کشهای دی تیو کاربامات:
(CH3)2N.CS.SZnS.CS.N(CH3)2
زیرام
[-SCS.NHCH2CH2NHCS.S.Zn-]X
زینب
[-SCS.NHCH2CH2NHCS.s.Mn-]x
مانب
[(CH3)2NCS.S]2FeSCS.N(CH3)2
فربام
[-SCS.NHCH2CH2NHCS.S.Mn-]x(Zn)y
مانکوزب
(CH3)2N.CS.SS.CS.N(CH3)2
تیرام
فتالیمیدها(Phthalimides)
فتالیمیدها در سال1952 میلادی با معرفی کاپتان(Captan) مشابه آن فولپت(Folpet) تولید شدند. این مواد کنترل حفاظتی طیف وسیعی از پاتوژنهای قارچی را مهیا می کنند و به طور فراوان به شکل محلول پاشی، فرو بردن ریشه و ضد عفونی بذر به کار می روند و برای کنترل بیماری مرگ گیاهچه(Damping-off) مناسب هستند. این قارچ کش ها برای کنترل Venturia spp. در سیب و گلابی، P. viticola وB. cinerea در انگور، Ascochyta spp ,Colletitrichum spp, B. cinerea, Phoma spp, Pythium spp و Thielaviopsis basicola در سبزیجات و گیاهان زینتی، Glomerella cingulata در قهوه وP. infestans و Alternaria solani در سیب زمینی مناسب بوده ولی علیه اعضای راسته Erysiphales بی اثر می باشند..
کاپتان، کاپتافول(Captafol) و فولپت ترجیحاً با گروههای سولفیدریل آنزیم واکنش می دهند ولی، ممکن است به گروههای آمینی نیز حمله کرده و ازعمل آنزیمهایی که گروههای سولفیدریل ندارند ممانعت نماید.
سولفامیدها(Sulphamides)
دیکلوفلوآنید(Dichlofluanid) از لحاظ شیمیایی به قارچ کش فتالیمید نزدیک است و نحوه اثر و طیف فعالیتی مشابه آن دارد. جایگزینی اتم کلر بوسیله فلور، بعضی فعالیتهای واضح، علیه عوامل سفیدکهای پودری را تحریک میکند ولی تاثیر کمتری روی طیف استفاده آن دارد(Venturia spp. در سیب و گلابی،P. viticola وB.cinerea در انگور،P. infestans وA. solani در سیب زمینی و گوجه فرنگی وP. humuli و B. cinerea در رازک).
تریازین ها(Triazines)
آنیلازین(Anilazine) ،5،3،1- تریازین است و مثالی ابتدایی از یک قارچ کش آلی حفاظتی غیر متحرک می باشد. آنیلازین اولین بار در سال 1955 گزارش شد و این ماده می تواند به عنوان قارچ کش شاخ و برگ برای کنترل تعدادی از پاتوژن های قارچی در سبزیجات(B. cinerea , A. solani) و چمن(Rhizoctonia spp, Helmenthosporium spp, Gerlachia nivalis) ، گندم (Stagonospora nodorum) قهوه (Helminthosporium spp, Cercospora spp) و گیاهان زینتی(B. cinerea) استفاده شود.
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
آترازین
آترازین علف کشی است که به صورت انتخابی رشد علف هرزهای با برگ پهن را کنترل میکند مانندvelvetleaf,pig weed, cochlebur و برخی از علفهای هرز معین در مزارع غلات وذرت .
کنترل انتخابی به این معناست که برخی از علفهای هرز معین و گزینش شده کنترل شده و رشد انها متوقف می شود که البته این امر بایستی با کمترین میزان خسارت به گیاهان مفید باشد که معمولا همان غلات می باشند .غلات و ذرت نسبت به اترازین مقاومت خوبی نشان می دهند. در سال 1959 اترازین به عنوان یک علف کش کنسانس پذیرفته شد و این ماده همچنان به صورت گسترده استفاده می شود چرا که با کارایی خوب وصرفه خوب اقتصادی بسیاری از علفهای هرزه را مهار می کند استفاده از این علف کش می تواند با استفاده از متدهای جدید کشاورزی و پرورش غلات وذرت کاهش یابد.
اترازین یک علف کش با فرمول شیمیایی :
2-chloro-4-ethylamino-6-isopropylamino-1-3-5-triazinre
یکی از پر مصرف ترین علف کشها در شمال امریکا ست تنها در امریکا بیش از 50 میلیون کیلو گرم از این ماده استفاده می شود که جهت سم پاشی 25 میلیون هکتار است پس مانده های این علف کش در ابهای زیر زمینی و همچنین رودخانه ها به عنوان dealkylationیافت می شوند .
نیمه عمر اترازین در خاک حدود 4 روز است ولی این مقدار به طور معمولی می تواند تا 385 روز در مناطق خشک و شنی افزایش یابد .در آب خالص نیمه عمر اترازین 3 روز است .این نیمه عمر در آب دریا 30 روز است ودر ته نشینهای دریایی 35 روز و در حیوانات مهره دار کمتر از 72 ساعت است .
تاثیر آترازین روی چاههای زیر زمینی پس از استفاده در مزارع:
آترازین بعضی مواقع درابهای زیر زمینی یافت می شود دربیشتر مواقع منبع اترازین درچاهها درابتدای دیواره بالایی چاه وجود دارد که از همان قسمت وارد چاه شده و ابها را
الوده میکند اترازین جهت استفاده در مناطقی که سطح آب بالاست پیشنهاد نمی شود که در این صورت ترکیب شدن اترازین با خاکهای سطحی باعث می گردد چون اترازین وارد ابهای زیر زمینی شود . مصرف اترازین برای چاههایی که کمتر از 50 فوت عمق دارند منع شده است .
بین آترازین وآب آشامیدنی رابطه وجود دارد و تاثیر منفی آترازین روی آب چیست
به علت اینکه اترازین در امریکا به طور گسترده به مصرف میرسد وسالانه بین2.1 تا2میلیون اکرس از زمینهای غلات و ذرت بوسیله این علف کش متداول سم پاشی می شود بنابر این وجود ارتباط بین آب اشامیدنی و اترازین اثبات شده است .پس از اینکه اترازین سم پاشی شد میزان عملکرد ان بوسیله میکروبهایی که درون خاک موجود می باشند واز ان به عنوان منبع انرزی استفاده می کنند کاهش می یابد و با استفاده از آب تجزیه می شوند .میزان زمانی که اترازین در سطح بالایی خاک وتحت شرایط هوای گرم و نمناک میتواند به عنوان علف کش عمل کند 60 روز است که این نیمه عمر نسبت به سایر علف-کشها قابل توجه است .
اترازین معمولا درخاک کندتر اثر خود را از دست می دهد وباعث الودگی آب می شود و به خاطر گستردگی منابع زیر زمینی الودگی آب توسط اترازین مهم است .EPA یا سازمان حفاظت محیط زیست میزان اترازین موجود در آب سالم اشامیدنی را150 ppb برای یک استاندارد جهانی در نظر گرفت .اگر میزان اترازین کمتر از این مقدار باشد آب اشامیدنی سالم است ولی اخیرا این سازمان میزان اترازین را تا مقدار 3 ppb کاهش داده است .
هم اکنون برخی از ابهای زیر زمینی در منطقه کانکاس امریکا بیش از این مقدار اترازین در خود دارند این در حالی است که در منطقه شرق این قسمت مهمترین منبع اب ابهای زیر زمینی و سطحی است و همین امر باعث افزایش نگرانیها در مورد استفاده از اترازین شده است .
تاثیر آترازین روی پرندگان
میزان زیان اترازین روی پرندگان در محیطهای طبیعی زیاد و چشمگیر است و در سطوح مختلف برای مثال در سطحoral LD -50 values were >2/000 mg/kg اترازین با تاثیر بر روی محیطهای ابی ومناطق مرطوب و ارگانیزمهای طبیعی و زنجیره های غذایی می تواند سمیت خود را برای پرندگان اعمال کند.با این حال هنوز میزان تاثیر غیر ستقیم سمیت اترازین بر روی پرندگان با تاثیر بر روی حشرات تائید شده نیست و تحقیقات لازم انجام نشده وهمین امر ممکن است باعث به خطر افتادن برخی گونه ها و مشکلاتی در اینده شود به همین جهت تحقیقات بایستی دامنه وسیع تری داشته باشدو گسترش تحقیقات به دانه ها حشرات واثر اترازین بر روی پرندگان دانه خوار از این طریق معین می گردد.
جوجه های خانگی به سرعت میتوانند اترازین را با کمک قسمتی از فرایند n-dealkylation که همراه با هیدرولیز نیز هست متابولیز کند. n-dealkylationمعمولا در گروه های اتیل امینو صورت می گیرد و همین امر باعث کاهش محصولات میشود .
در تحقیقات شهر ویترو حتی پرندگانی نیز که دچار بیماریهای کبدی بودند به میزان قابلتوجهی اترازین ترشح میکند .کبد پرندگان نیز پسمانده اترازین غیر قابل استخراج را که درگیاهان غلات تجمع یافته اند به صورت ترکیبzholoro mono7- dealkylated compoand ترشح میکنند و سپس انها رابه 2 هیدروکسی متابولیز مینماید .در جگر غازها نیز انزیمی وجود دارد که میتواند با قسمتی از فرایندn-dealkylated وهیدرولیز مقداری از اترازین را به هیدروکسی اترازین تبدیل نماید این فرایند به نسبت کارایی یشتری نسبت به پرندگان دیگر از خود نشان می دهد و بلافاصله با فرایند n-dealkylated هیدروکسی اترازین به مواد دیگری تبدیل میکند مانند deethylatrazin,deisopropylatrazine که البته هر دو از مشتقات هیدروکسی ها هستند.
سمیت آترازین روی انسان و حیوان
میزان سمیت مواد شیمیایی به طرق مختلفی اندازه گیری می شود و میزان سمیت یک ماده بر روی یک گونه خاص به عنوان مثال پرستوها بایستی اندازه گیری شود به عنوان مثال : تاثیر سمیت اترازین بر روی موشها در ازمایشگاه 5 mg/kg و100است .
اگر میزان سمیت را بر روی انسان نیز همانند سمیت اترازین بر روی موشهای ازمایشی در نظر بگیریم یک انسان 150 پوندی با احتمال 50درصد در اثر مصرف 75 /پوند اترازین خواهد مرد .مقدار نیم پوند نمک یا 5.2اونس اسپرین نیز میتواند با همان احتمال باعث مرگ بر اثر مسمومیت شود.
البته تاثیر اترازین بیشتر بر روی علفهای هرز است واثرات سمی کمی برای حیوانات دارد واترازین با متوقف کردن چرخه فتوسنتزدرگونه های گیاهی حساس نسبت به اترازین عمل می کند .
تاثیرات منفی و مرگبار آترازین
اترازین درا******************یستمهای زمینی باعث متوقف شدن فتوسنتز در دانه ها وحتی تاثیر بر روی برخی گیاهان زراعی می شود تنزل فتوسنتزدر گیاهان معمولا بسیار سریع است حتی اترازین می تواند بیش از یک سال ویا یک فصل زراعی در زمین باقی بماند. تمام موجودات زنده درون خاک در صورتی که حضور اترازین به مدت کوتاهی باشد تحت تاثیر کمتری قرار می گیرد .اما در صورت حضور طولانی اترازین تاثیر بر روی موجودات قابل توجه است برخی از گونه های حساس از گیاهان ابزی در صورت استفاده اترازین به مقدارug/l 1تا5 دچار زیانهایی با درجات مختلف می شوند . با این وجود برخی معتقدند که میزان اثرات منفی اترازین بر روی این گونه ها چندان موثق نیست واطلاعات کافی هنوز جمع نشده است .
تحقیقات انجام شده بر روی گیاهان ابزی در شهر چساپیک نشان می دهد که در صورت استفاده اترازین به اندازه ug20تاثیر ان غیر مستقیم بوده به طوری که میتوان از ان چشم پوشاند اما در صورت استفاده اترازین بین 94تا500ug تاثیر ان بیشتر بوده و بر روی زنجیره غذایی گیاه خواران تاثیر منفی می گذارد .
پرندگان نیز نشانه هایی از تاثیر منفی اترازین نشان میدهند ولی هنوز مدارک موثق در این زمینه وجود ندارد دهند.حدس زده میشود که تاثیر اترازین بر روی پرندگان بیشتر غیر مستقیم وبا تاثیر بر روی حشرات و پرندگان دانه خوار است.داده ها نیز در مورد پستانداران نیز چندان کافی نیست ولی تحقیقات بر روی حیوانات خانگی وازمایشگاهی نشان میدهد که پستانداران مقاومت نسبی در برابر اترازین دارند.
تاثیر روی گیاهان زینتی و بی مهرگان
اترازین در مرحله اول از طریق ریشه ها و در مرحله دوم از طریق برگها جذب می شوند وسپس از طریق جریان توده ای اوندها پخش می شوند ودر سر تا سر گیاه جریان می یابند و پس از ان در مریستمهای راس تجمع یافته وسپس دفع میشوند.
مهمترین عامل تاثیر گذار در اختلال فتوسنتز ان است که اترازین با جلوگیری از جریان الکترونها در فتوسیستم 2 مانع از فتوسنتز می گردد که این ممانعت مانع از تثبیت دی اکسید کربن می شود ممانعت در عمل صحیح فتوسیستم 2 باعث کاهش میزان کربن وافزایش تولید دی اکسید کربن در برگها میشود که متعاقب ان بسته شدن روزنه ها و متوقف شدن تعرق را به دنبال دارد.
اترازین در برخی از گیاهان مقاوم به ترکیبی از هیدرو اترازین و امینو اسید متابولیسم میشود .برخی از گیاهان می توانند هیدرواترازین تولیدی را بوسیله dealkylationهای زنجیرههای جانبی وبا هیدرولیز کردن گروههایی از امینو اسیدها درون حلقه های دی- اکسید کربن تقلیل کنند.
گیاهان مقاوم به اترازین میتوانند قبل از ورود آترازین به درون چرخه فتوسنتز اثر انها را کاهش دهند. برای مثال غلات با استفاده از آنزیم:
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
Copyright © 2008 All rights reserved © Power By: بزرگترین وبلاگ مقالات کشاورزی در ایران™