بولتینگ :یعنی مرحله ای که گیاه به گل میره مثلا یک گیاه دو ساله که در سال اول اندان رویشیش رشد می کنه مقتی در سال دوم اندان زایشی به وجود میاد و گل میده میگن بولتینگ رخ داده.
ولی پیتینگ چیس
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
فتوليز (واكنشهاي نوري)
الف) كلروفيل و نور
كلروفيل سلولهاي فتوسنتز كننده، داراي يك «سر» و يك «دم» است.قسمت سر داراي چهار حلقة كربن – نيتروژن است كه در مركز توسط يك اتم منيزيم به هم متصل شدهاند. قسمت دم ، زنجيرهاي از كربن است كه به سر اتصال دارد. گروههاي مختلف جانداران فتوسنتز كننده از روي تفاوتهاي ساختماني كلروفيل شناخته ميشوند. بجز باكتريهاي فتوسنتز كننده كه داراي شكلي كاملاً اختصاصي از كلروفيل هستند و نظيرش در جاندار ديگري يافت نميشود، همة جانداران فتوسنتز كننده كلروفيلa دارند. اين رنگيزه مستقيماً در تبديل انرژي نوري به انرژي شيميايي نقش دارد.
نور مرئي مخلوطي از طول موجهاي مختلفي است كه در هنگام تجزيه به صورت رنگهاي قرمز ، نارنجي ، زرد ، سبز ، آبي و بنفش پديدار ميشود. نور قرمز بلندترين طول موج و كمترين مقدار انرژي را دارد. در عوض ، نور بنفش كوتاهترين طول موج و بيشترين مقدار انرژي را دارد.
وقتي مخلوطي از طول موجها(نور سفيد) به مولكول كلروفيل بتابد، اين مولكول طول موجهاي قرمز و بنفش را به شدت و طول موجهاي نارنجي ، زرد و آبي را با شدتي كمتر جذب ميكند. طول موج سبز اصلاً جذب نميشود بلكه از كلروپلاستها عبور داده يا از آن منعكس ميشود به همين علت برگها در روشنايي به رنگ سبز ديده ميشوند. رنگيزههاي كمكي موجود در تيلاكوئيدها ، انرژي همة طول موجهايي را كه كلروفيل جذب نكرده است به خود ميگيرند و سپس اين انرژي را مستقيماً به كلروفيل انتقال ميدهند.
به دنبال جذب نور توسط كلروفيل بعضي از الكترونهاي آن چنان پر انرژي ميشوند كه از مولكول كلروفيل فاصله ميگيرند و بدين ترتيب كلروفيل يونيزه ميگردد. مولكول كلروفيل يونيزه شده هر الكتروني را كه بتواند «به دام اندازد» به آساني ميپذيرد. هنگامي كه كلروفيل را در محلولي جدا كنند و به آن نور بتابانند ، بيشتر الكترونهاي خارج شده، مجدداً جذب مولكولهاي يونيزه شدة كلروفيل خواهند شد. الكترونها در حين جذب مجدد به وسيلة مولكول كلروفيل ، انرژي اضافي خود را بيشتر به صورت نور قرمز(كم انرژي) پس ميدهند كه به اين پديده فلورسانس ميگويند.
ب) فتوسيستمها
تيلاكوئيدهاي برگهاي سبز محتوي دو سيستم رنگيزهاي متفاوتند كه انرژي نور را جذب ميكنند. هر دو سيستم داراي كلروفيلa و رنگيزههاي كمكي هستند.انرژي نوراني ابتدا توسط مولكولهاي كلروفيل فتوسيستم I (PSI) جذب ميشود. الكترونهاي اين مولكولها پس از جذب انرژي جرا شده و به نوعي گيرندة الكترون(X) انتقال مييابد. اين گيرنده الكترونها را به فردوكسين(FD) كه نوعي ناقل پروتئيني داراي اتمهاي آهن و گوگرد است منتقل ميكند. سپس الكترونها از فردوكسين به NADP منتقل ميشوند. NADP پس از احيا شدن مبدل به مادة خام براي تثبيت CO2 ميشود و يكي از سه فراورده اصلي فتوليز است. دو محصول ديگر ATP و اكسيژن هستند.
وقتي كه الكترونها به NADP منتقل شدند ديگر نميتوانند به مولكول كلروفيل يونيزه شده باز گردند. ولي تا وقتي كه كلروفيل يونيزه شده خود احيا شده باشد، الكترون ديگري نميتواند از آن خارج شود. پس آنچه در اينجا مورد نياز است منبع الكترون ديگري است كه جاي الكترونهاي جدا شده از PSI را در مولكول كلروفيل بگيرد و آب همين منبع است كه انتقال الكترونهاي آن فتوسيستم II (PSII) را وارد عمل ميكند.
PSII بدين جهت كه محتوي كلروفيلي است كه پس از جذب نور يونيزه ميشود، به PSI ميماند اما از اين لحاظ كه الكترونهاي پر انرژي آزاد شده نميتوانند به NADP منتقل شوند با آن فرق دارد. در عوض اين الكترونها به ابتدا به گيرندة الكترون ناشناس(Q) منتقل ميشوند. سپس الكترونها از اين تركيب به يك سري از ناقلهاي الكترون انتقال مييابند كه مانند ناقلهاي موجود در سيستم انتقال الكترون ميتوكندريها عمل ميكنند. بعضي از اين ناقلها ، از سيتوكرومها هستند و بعضي ديگر شامل تركيبي حلقه مانند و محلول در چربي به نام پلاستوكينون (PQ) و پروتئيني آهندارند كه پلاستوسيانين (PC) نام دارد. به هنگام عبور الكترونها از مسير اين زنجيره ناقلها ، انرژي آنها گرفته شده و از آن ATP حاصل ميآيد. گيرنده نهايي الكترون در تيلاكوئيدها ، كلروفيل يونيزه شده است. اين مولكولهاي كلروفيل بعد از احيا شدن ميتوانند بار ديگر يونيزه شده و سبب احياي مولكولهاي NADP ديگري شوند.
انتقال الكترون بين فتوسيستمها در صورتي كه منبعي از الكترون براي احيا كردن كلروفيل يونيزه PSII در دسترس نباشد نميتواند ادامه يابد.اين منبع الكترون ، اتمهاي هيدروژن مولكولهاي آب است. مولكولهاي آب در نتيجة انتقال اين الكترونها به PSII تجزيه شده و يونهاي هيدروژن و اتمهاي اكسيژن ميدهند ، كه اتمهاي اكسيژن دو به دو با هم تركيب ميشوند و اكسيژن مولكولي را ميسازند.
در آغاز فتوليز الكترونهاي آب انرژي اندكي دارند اما اين الكترونها وقتي جزء كلروفيل شدند، طي انتقال متوالي خود از ميان فتوسيستمهاي 1 و2 تا دو برابر انرژي ميگيرند. و اين انرژي در حين عبور از فتوسيستم 2 و در جريان انتقال از ميان زنجيره ناقلين الكترون به فتوسيستم1 انرژي كسب ميكنند و براي توليد NADP احيا شده به كار ميروند.
همه سلولهاي فتوسنتز كننده اكسيژنزا ، داراي فتوسيستمهاي 1 و 2 هستند. باكتريهاي فتوسنتز كنندهاي كه اكسيژن توليد نميكنند فقط يك فتوسيستم مشابه PSI دارند. از آنجا كه اين باكتريها جزء ابتداييترين اتوتروفها محسوب ميشوند، بسياري از زيست شناسان عقيده دارند كه فتوسيستم I قبل از فتوسيستم II پديد آمده است. پس آزادسازي اكسيژن در فتوليز و به كار گرفتن آب به عنوان منبع الكترون احتمالاً صورت دقيقتر و جديدتري از فرايند فتوسنتز ابتدايي را جلوهگر ميسازد.
فتوفسفريلاسيون چرخهاي
فتوسيستم I در شرايط معيني ميتواند بدون دريافت الكترون از PSII عمل كند. در چنين مواقعي الكترونهايي كه در PSI انرژي گرفته باشند به جاي انتقال به NADP به زنجيره انتقال الكتروني كه دوسيستم رنگيزهاي را به هم پيوند ميدهد راه مييابند. سپس الكترونها دوباره به كلروفيل يونيزه شده PSI حمل ميشوند و انرژي اضافي آنها به مصرف توليد ATP ميرسد. و بعد اين مولكولهاي احيا شده كلروفيل ميتواندد مجدداً يونيزه شوند و الكترونهاي خارج شدة آنها مكرراً براي توليد ATP به كار ميآيد. اين الگوي چرخهاي انتقال الكترون كه فقط به فسفريلاسيون ADP منجر ميشود، به نام فتوفسفريلاسيون چرخهاي خوانده ميشود و در شرايط آزمايشگاهي در كلروپلاستهاي جدا شده مشاهده شده است اما معلوم نيست آيا اين فرايند در گياه هم به طور طبيعي صورت ميگيرد يا نه؟
فتوفسفريلاسيون غير چرخهاي
الگوي غير چرخهاي انتقال الكترون را كه طي آن الكترونها از آب از طريق هر دو فتوسيستم به NADP منتقل ميشوند ، ر ا فتوفسفريلاسيون غير چرخهاي گويند. فراوردههاي اصلي اين فرايند عبارتند از اكسيژن ATP و NADP احيا شده. از آنجا كه تثبيت CO2 مستقيماً متكي بر دسترسي به NADP احيا شده از فتوليز است، فتوفسفريلاسيون غير چرخهاي مهمتر از نوع چرخهاي آن در توليد غذا است. اما ATP نيز براي مرحله تثبيت CO2 يك ماده خام ضروري است و فتوفسفريلاسيون چرخهاي ممكن است راهي سريعتر براي توليد مجدد ATP به مصرف رسيده در كلروپلاستهاي سلولهاي گياهان سبز باشد.
تثبيت CO2 (واكنشهاي تاريكي)
الف) چرخه C3 (كلوين)
براي ورود CO2 در تركيب هيدراتهاي كربن ، دو سري واكنش وجود دارد. معموليترين
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
بذر ، بذر خواب ، واژه های کشاورزی ومیوه ها
بذر خواب به بذری اشاره دارد که علی رقم وجود شرایط مناسب محیطی قادر به جوانه زنی نیست. در بسیاری از گونه های گیاهی با بررسی شرایط محیطی طبیعی رشد گیاه می توان به راه هایی برای شکستن خواب بذر آنها پی برد.
در طبیعت، وجود مکانیسم های خواب باعث می شود تا بذر در شرایط و زمان مناسب جوانه بزند. در زراعت، گیاهان بسیاری همچون غلات، اصلاح شده اند تا دوره خواب آن ها کوتاه شود و عوامل موثر برخواب در طول دوره نگهداری بذر در انبار از بین بروند و وقتی که بذر در زمین کاشته می شود سریعا جوانه بزند.
واژه های مهم:
خواب (Dormancy)- معنی کلی: کمبود رشد به دلایل مختلف خارجی و داخلی.
خواب بذر (Seed dormancy)- عدم جوانه زنی بذر حتی در شرایطی که عوامل محیطی مساعد هستند.
در طبیعت ، خواب بذر فرایندی است که به گونه های مختلف اجازه می دهد تا در شرایط محیطی خاص زنده بمانند. خواب باعث می شود تا عمل جوانه زنی در بهترین زمان و مکان انجام شود تا گیاهچه کوچک و ضعیف صدمه نبیند. البته در گیاهان زراعی سعی شده است تا این خواب از بین برود.
سکون (Quiescence)- دوره ای است که در آن بذر در صورتی که آب جذب کند می تواند جوانه بزند. در این دوره هیچ مانع داخلی برای جوانه زنی بذر وجود ندارد.
پس رسی (After ripening)- مراحل فیزیولوژیکی است که پس از برداشت بذر در آن اتفاق می افتد و امکان جوانه زنی بذر را بوجود می آورد.
خواب اولیه (Primary dormancy)- این خواب زمانی ایجاد می شود که بذر بر روی گیاه قرار دارد و در زمان برداشت بذر در آن وجود دارد.
خواب ثانویه (Secondary dormancy)- این خواب برای جلوگیری از جوانه زنی بوده و زمانی ایجاد می شود که بذر از گیاه جدا شده و در شرایط نامطلوب محیطی قرار گیرد. در واقع بذر در ابتدا دارای خواب نبوده و شرایط نامساعد آن را به خواب می برند.
مثال: بذر گونه هایی که در بهار می رسند، پس از جدا شدن از گیاه و قرارگیری در خاک به سرعت و بدون وقفه جوانه می زند زیرا خاک مرطوب بوده، دما مطلوب است و فصل رشد به اندازه کافی وجود دارد. اما اگر شرایط محیط نامساعد باشد، مثلا محیط خشک باشد، بذر جوانه نزده و به یک دوره سرما در زمستان نیاز خواهد داشت تا بتوانند در بهار بعد جوانه بزند که شرایط مناسب است و فصل رشد نیز باقی است.
در این جا توجه به این نکته لازم است که وقتی بذرها می رسند ممکن است دارای خواب باشند یا نباشند. اگر دارای خواب باشند، بدان معنی است که دارای خواب اولیه هستند. گروهی از بذرها نیز که خواب نیستند، در دوره سکون می باشند. این بذور اگر شرایط محیطی مثل رطوبت و حرارت و ... مناسب باشد به سرعت جوانه خواهند زد. البته همین بذور بدون خواب اولیه نیز اگر خشک شوند وارد دوره خواب خواهند شد.
به طور کلی 3 مکانیسم وجود دارد که باعث القای خواب در بذر می شوند:
1-پوشش بذر – پوسته بذر می تواند جذب آب، توسعه جنین، تبادل گازها و شسته شدن مواد شیمیایی بازدارنده جوانه زنی را محدود کند.
2- بازدارنده های شیمیایی مثل تنظیم کننده های رشد و غیره.
3- عوامل مورفولوژیکی مثل کوچک و یا نابالغ بودن جنین.
معمولا خواب بذر ناشی از ترکیب عوامل مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی است.
فهرست کلی خواب بذر (نیکو لیوا 1977).
خواب اولیه.
A. خواب خارجی- این نوع خواب مربوط به عوملی خارج از جنین است و 3 حالت دارد:
1- فیزیکی
2- مکانیکی
3- شیمیایی
B. خواب داخلی – این نوع خواب مربوط به عواملی درون جنین است و 2 حالت دارد:
1- مورفولوژیکی- جنین یا رشد نکرده ، یا بسیار کوچک و باریک است و یا تمایز نیافته است.
2- فیزیولوژیکی- به 3 صورت سطحی، متوسط و عمیق وجود دارد.
C. ترکیبی (ترکیبی از خواب های مختلف) که 2 حالت دارد.
1- مورفوفیزیولوژیکی- یا مربوط به محور بالای لپه است یا مربوط به محور بالای لپه و ریشه چه است.
2- خواب خارجی- داخلی.
خواب ثانویه.
1- خواب دمایی.
2- خواب شرایط محیطی.
طبقه بندی و توضیح انواع خواب بذر.
خواب اولیه.
A. خواب خارجی.
1- فیزیکی- پوسته بذر به نفوذ آب مقاوم است و بنابراین رطوبت بذر بسیار کم خواهد بود. در این مورد، حبوبات مثال مناسبی هستند. در این حالت جنین در حالت سکون است. دلیل خواب فیزیکی، ساختار ردیف سلولهای خارجی است که به آب نفوذ ناپذیراست. سلول های بزرگ پارانشیمی، سلول های خارجی لعابی و یا اندوکارپ سخت شده، سه دلیلی هستند که پوسته بذر را به آب نفوذ ناپذیر می کنند. این گونه پوسته بذر در مراحل آخر رشد بذر، ایجاد می شود.
در مطالعه ای بر روی گیاه خاراگل یا همان شبدرک (Coronilla varia) مشخص شد که با افزایش عمق سوراخ ایجاد شده در پوسته بذر، مقدار نفوذ آب به آن افزایش پیدا می کند.
2- خواب مکانیکی- در این خواب، پوسته بذر به قدری سخت است که به جنین اجازه بزرگ شدن در حین جوانه زنی را نمی دهد. دلیل این موضوع عبارت است از ساختار پوسته بذر. این نوع خواب به عنوان مثال در زیتون اتفاق می افتد.
در طبیعت پوسته سخت بذور به تدریج توسط عواملی همچون اسید ها، میکروارگانیسم ها، رطوبت و گرما و آتش سوزی جنگل از بین رفته و نازک می شود. برای غلبه بر این پوسته به طور مصنوعی نیز می توان آنرا با سنباده سایید یا از آب داغ، اسید، محیط گرم و مرطوب، آتش (که در طبیعت باعث ذوب شدن رزین میوه های کاج می شود) و ... استفاده نمود. وقتی پوسته سخت بذر خراش بر دارد، آب می تواند وارد بذر شود. البته در این زمان بذر نسبت به هجوم میکروارگانیسم ها حساس تر است.
3- خواب شیمیایی- وجود مواد شیمیایی بازدارنده در پوسته خارجی بسیار از میوه ها و بذرها باعث بروز خواب شیمیایی در آنها می شود. این مواد در میوه های آبدار و نیز در غلاف یا کپسول میوه های خشک وجود دارند. سیب، مرکبات، انگور و گیاهان بیابانی مثال هایی در این رابطه هستند. به ندرت می توان این نوع خواب را با نگهداری بذر در محیط خشک از بین برد. این نوع خواب ممکن است در دیگر بافت های اطراف جنین مثل اندوسپرم نیز وجود داشته باشد.
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
دانستنیهای درختان ، فيزيولوژي میوه ها و محصولات باغی
چكيده
ميوه ها و سبزيها از جمله مهمترين محصولات باغي هستند كه نقش مهمي در تأمين نياز غذايي و سلامت انسان بازي ميكنند. اين گروه از محصولات كشاورزي بدليل داشتن رطوبت زياد فساد پذير هستند و در دوره پس از برداشت بخش عمده اي از آنها (بين 5 تا 50 درصد) از بين ميروند. ميزان اين ضايعات حتي در برخي موارد تا 80 درصد نيز ميرسد. در اين ميان تره بار بالاترين درصد ضايعات را به خود اختصاص داده اند. كاهش و به حداقل رساندن چنين ضايعاتي به عنوان «برداشت مخفي» ميتواند يكي از راههاي مؤثر در تأمين غذا براي جامعه به حساب آيد. در كشورهايي كه سيستم كشاورزي پيشرفته اي دارند، پيشرفتهاي قابل توجهي در زمينه تكنولوژي پس از برداشت صورت گرفته است. چنين عملياتي نه تنها ضايعات اين گروه از محصولات را به حداقل ميرساند بلكه كيفيت آنها را نيز در طي حمل و نقل، جابجايي، انبارداري و توزيع حفظ خواهد كرد. بخش عمده اي از اين ضايعات را ميتوان با اجراي عمليات صحيح در دوره قبل از برداشت (در باغ يا مزرعه) حذف نمود. مديريت تغذيه، آفات و بيماريهاي گياهي در دوره قبل از برداشت، تكنولوژي صحيح برداشت، تيمارهاي غير شيميايي و استفاده از تركيبات طبيعي براي كنترل ضايعات، عمليات پيش سرمادهي، سيستم هاي بسته بندي جديد، انبارداري صحيح (شامل كليه عمليات در طي انبارداري) و بالاخره حمل و نقل صحيح از مهمترين راهكارهاي موجود هستند كه تا حد قابل توجهي ميزان اين ضايعات را به حداقل ميرسانند. بنابراين كاهش ضايعات اين گروه از محصولات كشاورزي نيازمند اصلاح ساختار توليد اين محصولات از باغ و مزرعه تا انبار و سپس حمل و نقل و بازاررساني و در نهايت مصرف كننده خواهد بود. بالا بردن دانش فني توليد كنندگان، انبارداران، مسئولين ميادين ميوه و تره بار، خرده فروشيها و در نهايت مصرف كنندگان گامي موثر در اين راستا مي باشد. در اين مقاله راهكارهاي كليدي در هر مورد ارائه خواهد شد.
مقدمه
توسعه روز افزون جمعيت نياز به تأمين غذا را روز به روز افزايش ميدهد. به منظور افزايش توليد و رفع هر چه بيشتر مايحتاج بشر راهكارهاي مختلفي چون افزايش سطح زير كشت، افزايش عملكرد در واحد سطح، دستيابي به ارقام برتر، مديريت عمليات زراعي شامل دفع آفات و بيماريها، آبياري، تغذيه، هرس و غيره وجود دارد. در اين بين يكي از راهكارها كه به دست فراموشي سپرده شده است و كمتر مورد توجه قرار مي گيرد كاهش ضايعات پس از توليد است كه محققين به اين بخش اصطلاح «برداشت مخفي» را اختصاص داده اند. محصولات باغي (شامل كليه ميوه ها، سبزي ها و گل و گياهان زينتي) بدليل بالا بودن درصد رطوبتشان و ماهيت فيزيولوژيكي خاصي كه دارند طبيعتا داراي ضايعات بيشتري پس از برداشت ميباشند كه گاهي بسته به نوع محصول ممكن است تا 60% محصول توليدي به اين طريق از دايره مصرف خارج شود. عوامل متفاوتي هم در دوره قبل از برداشت و هم در دوره پس از برداشت در شدت اين پديده مؤثر هستند. برخي از اين عوامل تحت كنترل بوده و انسان قادر است آنها را به نحو صحيح تحت تاثير قرار داده و بدين وسيله ضايعات را به حداقل برساند.
انتخاب رقم
عمليات زراعي و شرايط آب و هوايي قبل از برداشت نقش مهمي در سرعت فرآيندهاي فيزيولوژيكي محصول برداشت شده دارد ولي در اين بين نقش رقم يا كولتيوار نيز بسيار مهم است. موفقيت در انجام عمليات پس از برداشت بستگي زيادي به ماهيت فيزيولوژيكي محصول دارد. عكس العمل محصولات باغباني به شرايط انبارداري علي رقم بقيه صفات تحت تأثير انتخاب طبيعي و انتخاب انساني نبوده است. اخيراً در برنامه هاي اصلاحي محصولات باغي، صفات مرتبط با فيزيولوژي پس ازبرداشت محصول مورد توجه زيادي قرار گرفته است كه مهمترين آنها عبارتند از:
- قابليت خوب جابجايي و كاهش نرم شده ميوه در طي رسيدن بخصوص در گوجه فرنگي. اين عمل با تأثير بر آنزيم پلي گالاكتوروناز و با استفاده از مهندسي ژنتيك صورت گرفته است.
- مقاومت به سرمازدگي در طي انبارداري خصوصا در سيب، آوكادو، موز، خيار، هلو و گوجه فرنگي.
- مقاومت به اسكالد در سيب كه تحت كنترل فرآيند اكسيداسيون آلفا فارنزن است. تحقيقات نشان داده است كه يك ژن در بروز اين عارضه دخالت دارد.
- مقاومت به انبارداري در اتمسفر كنترل شده، غلظت بالاي دي اكسيد كربن و غلظت كم اكسيژن در مورد توت فرنگي دو گروه از ارقام بر اساس محصولات حاصل از تخمير مانند استالدييد و اتانول وجود دارند. ارقام آناپوليس و كاونديش در غلظت بالاي دي اكسيد كربن، استالدييد و اتانول بسيار كمي توليد مينمايند در حاليكه ارقام كنت و هانوي در اثر نگهداري در غلظت بالاي دي اكسيد كربن اتانول و استالدييد بيشتري توليد مينمايند و ضايعات آنها بيشتر است. بنابراين در انتخاب رقم بايد توجه خاصي را مبذول داشت چرا كه در صورت نامناسب بوده رقم انتخاب شده با شرايط و اهداف توليد ممكن است بقيه عمليات باغباني تأثير ناچيزي بر كاهش ضايعات داشته باشد.
شدت نور
شدت نور مناسب نه تنها در افزايش توليد و تكثير در محصول مؤثر است بلكه از بروز عوارض فيزيولوژيكي خاصي چون آفتاب سوختگي نيز جلوگيري ميكند. اين عارضه در گوجه فرنگي بسيار شايع بوده و بخش قابل توجهي از محصول را دچار آسيب ميكند. در شرايطي كه شدت نور زياد است پرورش گوجه فرنگي بصورت داربستي توصيه نميگردد. بعلاوه در اين شرايط بهتر است از ارقامي كه داراي برگ بيشتري ميباشند استفاده نمود تا با سايه اندازي برگها برروي ميوه ها شيوع اين عارضه كاهش يابد. ميوه آفتاب سوخته گوجه فرنگي نه تنها قابليت نگهداري خوبي ندارد بلكه آن را نميتوان به خوبي بصورت مصنوعي رساند. نمونه بارز ديگري از تأثير نور را مي توان در ميزان ويتامين ث و ميزان ماده خشك محصول مشاهده نمود. با افزايش شدت نور در دامنه بهينه ميزان ويتامين ث محصول افزايش مي يابد.
آبياري
چون در صد بالايي از وزن محصولات باغي را آب تشكيل ميدهد، تأمين آب نه تنها در افزايش توليد مؤثر است بلكه با بهينه سازي تأمين آب ميتوان عوارض فيزيولوژيكي خاص چون پوسيدگي گلگاه در گوجه فرنگي، لكه تلخي در سيب وTip burn در كاهورا كاهش داد. در مورد لكه تلخي سيب بايد اشاره نمود كه دقت در انجام عمليات آبياري كه منجر به توزيع مناسبتر كلسيم در ميوه ميگردد خصوصا در مراحل پاياني رشد از راهكارهاي اساسي كاهش اين عارضه ميباشد. آبياري باراني علاوه بر افزايش راندمان مصرف آب منجر به بهبود ميوه ها از نظر عوارض اشاره شده خواهد شد.
مديريت تغذيه
تغذيه صحيح محصولات باغي نقش مهمي در كاهش ضايعات و بهبود كيفيت محصول توليدي و عمر انباري محصولات برداشت شده دارد. در اين بين ازت، فسفر، پتاسيم، كلسيم، بور، مس و موليبدن از اهميت زيادي برخوردارند. ازت بيش از حد نه تنها عدم تعادل اسيد آمينه هاي ضروري و بالطبع عدم تعادل پروتئين را در پي خواهد داشت بلكه مشكلات عديده اي چون تجمع نيترات و كاهش ميزان ويتامين ث را نيز ايجاد ميكند. عوارض فيزيولوژيكي چون توخالي شدن كلم بروكلي، كاهش وزن سيب زميني شيرين در انبار و كاهش عطر و طعم كرفس در نتيجه مصرف ازت بيش از حد است. در كاهو ازت بيش از حد نه تنها منجر به تجمع نيترات گشته و مصرف آن مشكلات خاصي چون بيماري متهموگلوبينيا را ايجاد ميكند بلكه باعث كاهش وزن خشك محصول و كاهش عمر انباري كاهو خواهد شد.
در توت فرنگي نيز كود ازته در سفتي بافت ميوه در طي انبارداري مؤثر است. تيمار ازت همچنين بر مواد جامد قابل حل تاثير قابل توجهي داشته و با افزايش ازت از 126 به 225 كيلو گرم در هكتار مواد جامد قابل حل كاهش مي يابد. بسياري از عوارض ديگر كه در طي انبارداري منجر به افزايش ضايعات ميگردد را ميتوان با تيمار كلسيم برطرف نمود. براي مثال لكه تلخ در سيب، Tip burn در
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
دلیل استفاده از رنگدانه سبز در گیاهان
نخستین گام در تلاش برای درک چگونگی عملکرد فتوسنتز روی سیاره های دیگر، توصیف آن روی زمین است. طیف انرژی نور خورشید در سطح زمین در آبی- سبز به اوج می رسد، به همین خاطر دانشمندان مدت ها سرشان را می خارانند که چرا گیاهان رنگ سبز را بازتاب می کنند و با این کار آنچه را که به نظر می رسد بهترین نور موجود باشد، به هدر می دهند. پاسخ آن است که فتوسنتز نه به کل مقدار انرژی نور که به انرژی هر فوتون و تعداد فوتون هایی که نور را می سازند، بستگی دارد. درحالی که فوتون های آبی نسبت به فوتون های قرمز انرژی بیشتری حمل می کنند، اما خورشید بیشتر نوع قرمز را می تاباند. گیاهان برای کیفیت از فوتون های آبی و برای کمیت از فوتون های قرمز استفاده می کنند. فوتون های سبز که بین این دو قرار می گیرند، نه انرژی دارند و نه تعداد. بنابراین گیاهان این گونه سازش یافته اند که میزان کمتری از آنها را جذب کنند. فرآیند فتوسنتزی مبنا، که یک اتم کربن را (که از دی اکسیدکربن به دست آمده) وارد یک مولکول ساده قند می کند، حداقل به هشت فوتون نیاز دارد. یک فوتون لازم است تا پیوند اکسیژن-هیدروژن در آب شکسته شود و بدین وسیله یک الکترون برای واکنش های زیست شیمیایی به دست آید. کلاً چهار پیوند این چنینی باید شکسته شود تا یک مولکول اکسیژن ایجاد شود. هر کدام از آن فوتون ها برای یک واکنش نوع دوم و تشکیل قند، حداقل با یک فوتون دیگر همراه می شود. هر فوتون باید یک حداقل مقدار انرژی داشته باشد تا واکنش ها را به راه بیندازد.
راهی که گیاهان از آن طریق نور خورشید را درو می کنند، خود یک اعجاب طبیعت است. رنگدانه های فتوسنتزی (مثل کلروفیل) مولکول هایی منزوی نیستند. هر کدام از آنها در شبکه یی مثل یک آنتن چندشاخه به نحوی تنظیم شده اند که فوتون های یک طول موج خاص را بگیرند. کلروفیل اختصاصاً نور آبی و سرخ را جذب می کند و رنگدانه های کاروتنوئید ته رنگ نسبتاً متفاوتی از آبی را می گیرد. کل این انرژی به یک مولکول کلروفیل خاص در مرکز یک واکنش شیمیایی سرازیر می شود که در آن آب می شکند و اکسیژن آزاد می شود.
این فرآیند سرازیر شدن، کلید آن است که رنگدانه ها چه رنگی را انتخاب می کنند. مجموعه مولکول ها در مرکز واکنش، تنها در صورتی می تواند واکنش های شیمیایی انجام دهد که یک فوتون قرمز یا یک مقدار معادل انرژی به شکلی دیگر دریافت کند. برای بهره بردن از فوتون های آبی، رنگدانه های این آنتن به اتفاق هم، انرژی بیشتر (از فوتون های آبی) را به انرژی کمتر (سرخ تر) تبدیل می کنند. این فرآیند زمانی آغاز می شود که یک فوتون آبی به یک رنگدانه جاذب آبی برمی خورد و به یکی از الکترون های مولکول انرژی می دهد. وقتی آن الکترون دوباره به حالت اصلی اش برمی گردد، این انرژی را آزاد می کند، اما به خاطر افت انرژی در اثر گرما و ارتعاش ها، نسبت به انرژی جذب شده انرژی کمتری را آزاد می کند.
مولکول رنگدانه انرژی خود را نه به شکل یک فوتون دیگر که به صورت یک برهم کنش الکتریکی آزاد می کند که یک مولکول رنگدانه دیگر می تواند آن انرژی را در سطح پایین تر جذب کند. این رنگدانه هم به نوبه خود مقدار انرژی کمتری را آزاد می کند و به همین ترتیب فرآیند ادامه می یابد تا اینکه انرژی فوتون آبی ابتدایی به قرمز فروکاسته شود. آرایش رنگدانه ها می تواند سبز-آبی، سبز یا زرد را هم به قرمز تبدیل کند. مرکز واکنش، به عنوان انتهای دریافت کننده این آبشار، برای جذب کم انرژی ترین فوتون های موجود سازش می یابد. روی سطح سیاره ما، فوتون های قرمز فراوان ترین و کم انرژی ترین فوتون در طیف مرئی هستند.
برای فتوسنتزکنندگان زیر آب، فوتون های قرمز الزاماً فراوان ترین نیستند. آشیان های نوری به خاطر ----- شدن نور توسط آب (با مواد معلق و خود ارگانیسم های سطح آب) با عمق تغییر می کند. نتیجه، لایه بندی آشکار اشکال حیاتی بنابر آمیزه رنگدانه های آنهاست. ارگانیسم های لایه های پایین تر آب رنگدانه هایی دارند که برای جذب رنگ های نور باقیمانده از لایه های بالاتر سازش یافته اند. برای مثال جلبک ها و ساینوباکتری ها (باکتری های سبز-آبی) رنگدانه هایی دارند به نام فیکوبیلین ها که فوتون های سبز و زرد را درو می کنند. باکتری های مولد غیراکسیژنی، کلروفیل هایی دارند که نور انتهای سرخ و نزدیک فروسرخ را جذب می کنند؛ که این تمام آن چیزی است که تا آن اعماق تاریک نفوذ می کند.
ارگانیسم هایی که با شرایط کم نور سازش یافته اند، به رشد کندتر تمایل دارند، چون باید برای دروی آن مقدار نوری که برایشان موجود است، بیشتر تلاش کنند. در سطح سیاره ما که نور فراوان است تولید رنگدانه های اضافی برای گیاهان مضر است، بنابراین آنها در استفاده از نورشان انتخابی عمل می کنند. اصول تکاملی مشابهی هم در دنیاهای دیگر برقرار است.
درست همان طور که موجودات آبزی با نور فیلترشده آب سازش یافته اند، ساکنان خشکی هم با نور فیلترشده توسط مولکول های گازهای جو سازش یافته اند. در بالای اتمسفر زمین، فوتون های زرد (در طول موج ۵۶۰ تا ۵۹۰ نانومتر) فراوان ترین نوع هستند. تعداد فوتون ها در طول موج های بلندتر به تدریج و در طول موج های کوتاه تر به تندی کاهش می یابد. با عبور نور خورشید از لایه های بالایی جو، بخار آب نور فروسرخ را در چندین طول موج و فرای ۷۰۰ نانومتر جذب می کند. اکسیژن در ۶۸۷ و ۷۶۱ نانومتر خطوط جذبی ایجاد می کند . همه می دانیم که ازن، امواج فرابنفش (UV) را در استراتوسفر به شدت جذب می کند، اما کمتر کسی می داند که اندکی از گستره نور مرئی را هم جذب می کند.
برای جمع بندی، اتمسفر ما حد و مرز دریچه هایی را تعیین می کند که پرتوها از آن راه می توانند به سطح سیاره برسند. دریچه پرتو مرئی در حاشیه آبی، با افت شدت فوتون های طول موج کوتاه تابشی خورشید و جذب UV توسط ازن و در حاشیه سرخ با خطوط جذبی اکسیژن تعریف می شود. اوج فراوانی فوتون، با جذب کنندگی وسیع نور مرئی توسط ازن، از زرد به قرمز تغییر می یابد (حدود ۶۸۵ نانومتر). گیاهان با این طیف که عمدتاً توسط اکسیژن تعیین شده سازش یافته اند، در عین حال گیاهان همانی هستند که اکسیژن را به اتمسفر فرستادند تا کار را آغاز کنند. وقتی ارگانیسم های فتوسنتزی ابتدایی برای نخستین بار روی زمین نمایان شدند، اتمسفر فاقد اکسیژن بود؛ بنابراین آنها باید از رنگدانه هایی متفاوت از کلروفیل استفاده کرده باشند. تنها با گذشت زمان و تغییر ترکیب اتمسفر توسط فتوسنتز، کلروفیل به عنوان بهترین گزینه پدیدار شد.
شواهد فسیلی قاطع فتوسنتز به ۴/۳ میلیارد سال پیش برمی گردد، اما فسیل های قدیمی تر نشانه هایی را در خود دارند که می تواند بیانگر فتوسنتز باشد. فتوسنتزکنندگان ابتدایی مجبور بودند کار خود را زیر آب آغاز کنند، تا حدی به خاطر اینکه آب محلول خوبی برای واکنش های زیست شیمیایی است و تا حدی به این دلیل که حفاظی در برابر پرتو UV خورشید فراهم می کند. این فتوسنتزکنندگان نخستین باکتری های زیرآبی بودند که فوتون های فروسرخ را جذب می کردند. واکنش های شیمیایی آنها به جای آب شامل هیدروژن، سولفیدهیدروژن یا آهن می شد، بنابراین آنها گاز اکسیژن تولید نمی کردند. فتوسنتز مولد اکسیژن (اکسیژنی)
۷/۲ میلیارد سال پیش توسط ساینوباکتری ها در اقیانوس آغاز شد. سطوح اکسیژن و لایه ازن به تدریج ساخته شدند و امکان پدید آمدن جلبک های سرخ و قهوه یی میسر شد. با امن شدن آب های کم عمق از شر UV، جلبک های سبز تکامل یافتند. آنها فاقد فیکوبیلین بودند و با نور روشن آب های سطحی بهتر سازش یافتند. گیاهان خشکی هم در نهایت از جلبک های سبز نشأت گرفتند و آنگاه انفجار پیچیدگی در حیات گیاهی پیش آمد، از خزه ها و گیاهان جگری در خشکی گرفته تا گیاهان آوندی با چترهایی بلند که نور بیشتری را می گرفتند و برای اقلیم های خاص سازش های خاصی داشتند مثل تکامل درختان مخروطی با تاج هایی مخروطی شکل که باعث می شود در عرض های جغرافیایی بالا با زاویه تابش کم خورشید، نور کافی بگیرند. گیاهان سازگار با سایه، دارای آنتساینین به عنوان کرم ضدآفتاب در برابر نور بیش از حد است. کلروفیل سبز نه تنها با ترکیب فعلی اتمسفر مناسبت خوبی دارد که به حفظ این ترکیب هم یاری می رساند . شاید تکامل در گام دیگر از ارگانیسمی حمایت کند که با استفاده از فیکوبیلین هایی که نور سبز و زرد را جذب می کنند، از سایه زیر چتر درختان بهره می برند. اما ارگانیسم های آن بالا احتمالاً هنوز سبز باقی می مانند.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
دلیل استفاده از رنگدانه سبز در گیاهان
نخستین گام در تلاش برای درک چگونگی عملکرد فتوسنتز روی سیاره های دیگر، توصیف آن روی زمین است. طیف انرژی نور خورشید در سطح زمین در آبی- سبز به اوج می رسد، به همین خاطر دانشمندان مدت ها سرشان را می خارانند که چرا گیاهان رنگ سبز را بازتاب می کنند و با این کار آنچه را که به نظر می رسد بهترین نور موجود باشد، به هدر می دهند. پاسخ آن است که فتوسنتز نه به کل مقدار انرژی نور که به انرژی هر فوتون و تعداد فوتون هایی که نور را می سازند، بستگی دارد. درحالی که فوتون های آبی نسبت به فوتون های قرمز انرژی بیشتری حمل می کنند، اما خورشید بیشتر نوع قرمز را می تاباند. گیاهان برای کیفیت از فوتون های آبی و برای کمیت از فوتون های قرمز استفاده می کنند. فوتون های سبز که بین این دو قرار می گیرند، نه انرژی دارند و نه تعداد. بنابراین گیاهان این گونه سازش یافته اند که میزان کمتری از آنها را جذب کنند. فرآیند فتوسنتزی مبنا، که یک اتم کربن را (که از دی اکسیدکربن به دست آمده) وارد یک مولکول ساده قند می کند، حداقل به هشت فوتون نیاز دارد. یک فوتون لازم است تا پیوند اکسیژن-هیدروژن در آب شکسته شود و بدین وسیله یک الکترون برای واکنش های زیست شیمیایی به دست آید. کلاً چهار پیوند این چنینی باید شکسته شود تا یک مولکول اکسیژن ایجاد شود. هر کدام از آن فوتون ها برای یک واکنش نوع دوم و تشکیل قند، حداقل با یک فوتون دیگر همراه می شود. هر فوتون باید یک حداقل مقدار انرژی داشته باشد تا واکنش ها را به راه بیندازد.
راهی که گیاهان از آن طریق نور خورشید را درو می کنند، خود یک اعجاب طبیعت است. رنگدانه های فتوسنتزی (مثل کلروفیل) مولکول هایی منزوی نیستند. هر کدام از آنها در شبکه یی مثل یک آنتن چندشاخه به نحوی تنظیم شده اند که فوتون های یک طول موج خاص را بگیرند. کلروفیل اختصاصاً نور آبی و سرخ را جذب می کند و رنگدانه های کاروتنوئید ته رنگ نسبتاً متفاوتی از آبی را می گیرد. کل این انرژی به یک مولکول کلروفیل خاص در مرکز یک واکنش شیمیایی سرازیر می شود که در آن آب می شکند و اکسیژن آزاد می شود.
این فرآیند سرازیر شدن، کلید آن است که رنگدانه ها چه رنگی را انتخاب می کنند. مجموعه مولکول ها در مرکز واکنش، تنها در صورتی می تواند واکنش های شیمیایی انجام دهد که یک فوتون قرمز یا یک مقدار معادل انرژی به شکلی دیگر دریافت کند. برای بهره بردن از فوتون های آبی، رنگدانه های این آنتن به اتفاق هم، انرژی بیشتر (از فوتون های آبی) را به انرژی کمتر (سرخ تر) تبدیل می کنند. این فرآیند زمانی آغاز می شود که یک فوتون آبی به یک رنگدانه جاذب آبی برمی خورد و به یکی از الکترون های مولکول انرژی می دهد. وقتی آن الکترون دوباره به حالت اصلی اش برمی گردد، این انرژی را آزاد می کند، اما به خاطر افت انرژی در اثر گرما و ارتعاش ها، نسبت به انرژی جذب شده انرژی کمتری را آزاد می کند.
مولکول رنگدانه انرژی خود را نه به شکل یک فوتون دیگر که به صورت یک برهم کنش الکتریکی آزاد می کند که یک مولکول رنگدانه دیگر می تواند آن انرژی را در سطح پایین تر جذب کند. این رنگدانه هم به نوبه خود مقدار انرژی کمتری را آزاد می کند و به همین ترتیب فرآیند ادامه می یابد تا اینکه انرژی فوتون آبی ابتدایی به قرمز فروکاسته شود. آرایش رنگدانه ها می تواند سبز-آبی، سبز یا زرد را هم به قرمز تبدیل کند. مرکز واکنش، به عنوان انتهای دریافت کننده این آبشار، برای جذب کم انرژی ترین فوتون های موجود سازش می یابد. روی سطح سیاره ما، فوتون های قرمز فراوان ترین و کم انرژی ترین فوتون در طیف مرئی هستند.
برای فتوسنتزکنندگان زیر آب، فوتون های قرمز الزاماً فراوان ترین نیستند. آشیان های نوری به خاطر ----- شدن نور توسط آب (با مواد معلق و خود ارگانیسم های سطح آب) با عمق تغییر می کند. نتیجه، لایه بندی آشکار اشکال حیاتی بنابر آمیزه رنگدانه های آنهاست. ارگانیسم های لایه های پایین تر آب رنگدانه هایی دارند که برای جذب رنگ های نور باقیمانده از لایه های بالاتر سازش یافته اند. برای مثال جلبک ها و ساینوباکتری ها (باکتری های سبز-آبی) رنگدانه هایی دارند به نام فیکوبیلین ها که فوتون های سبز و زرد را درو می کنند. باکتری های مولد غیراکسیژنی، کلروفیل هایی دارند که نور انتهای سرخ و نزدیک فروسرخ را جذب می کنند؛ که این تمام آن چیزی است که تا آن اعماق تاریک نفوذ می کند.
ارگانیسم هایی که با شرایط کم نور سازش یافته اند، به رشد کندتر تمایل دارند، چون باید برای دروی آن مقدار نوری که برایشان موجود است، بیشتر تلاش کنند. در سطح سیاره ما که نور فراوان است تولید رنگدانه های اضافی برای گیاهان مضر است، بنابراین آنها در استفاده از نورشان انتخابی عمل می کنند. اصول تکاملی مشابهی هم در دنیاهای دیگر برقرار است.
درست همان طور که موجودات آبزی با نور فیلترشده آب سازش یافته اند، ساکنان خشکی هم با نور فیلترشده توسط مولکول های گازهای جو سازش یافته اند. در بالای اتمسفر زمین، فوتون های زرد (در طول موج ۵۶۰ تا ۵۹۰ نانومتر) فراوان ترین نوع هستند. تعداد فوتون ها در طول موج های بلندتر به تدریج و در طول موج های کوتاه تر به تندی کاهش می یابد. با عبور نور خورشید از لایه های بالایی جو، بخار آب نور فروسرخ را در چندین طول موج و فرای ۷۰۰ نانومتر جذب می کند. اکسیژن در ۶۸۷ و ۷۶۱ نانومتر خطوط جذبی ایجاد می کند . همه می دانیم که ازن، امواج فرابنفش (uv) را در استراتوسفر به شدت جذب می کند، اما کمتر کسی می داند که اندکی از گستره نور مرئی را هم جذب می کند.
برای جمع بندی، اتمسفر ما حد و مرز دریچه هایی را تعیین می کند که پرتوها از آن راه می توانند به سطح سیاره برسند. دریچه پرتو مرئی در حاشیه آبی، با افت شدت فوتون های طول موج کوتاه تابشی خورشید و جذب Uv توسط ازن و در حاشیه سرخ با خطوط جذبی اکسیژن تعریف می شود. اوج فراوانی فوتون، با جذب کنندگی وسیع نور مرئی توسط ازن، از زرد به قرمز تغییر می یابد (حدود ۶۸۵ نانومتر). گیاهان با این طیف که عمدتاً توسط اکسیژن تعیین شده سازش یافته اند، در عین حال گیاهان همانی هستند که اکسیژن را به اتمسفر فرستادند تا کار را آغاز کنند. وقتی ارگانیسم های فتوسنتزی ابتدایی برای نخستین بار روی زمین نمایان شدند، اتمسفر فاقد اکسیژن بود؛ بنابراین آنها باید از رنگدانه هایی متفاوت از کلروفیل استفاده کرده باشند. تنها با گذشت زمان و تغییر ترکیب اتمسفر توسط فتوسنتز، کلروفیل به عنوان بهترین گزینه پدیدار شد.
شواهد فسیلی قاطع فتوسنتز به ۴/۳ میلیارد سال پیش برمی گردد، اما فسیل های قدیمی تر نشانه هایی را در خود دارند که می تواند بیانگر فتوسنتز باشد. فتوسنتزکنندگان ابتدایی مجبور بودند کار خود را زیر آب آغاز کنند، تا حدی به خاطر اینکه آب محلول خوبی برای واکنش های زیست شیمیایی است و تا حدی به این دلیل که حفاظی در برابر پرتو Uv خورشید فراهم می کند. این فتوسنتزکنندگان نخستین باکتری های زیرآبی بودند که فوتون های فروسرخ را جذب می کردند. واکنش های شیمیایی
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
سم شناسي
د.د.ت D.D.T
مهمترين تركيب گروه سموم كلره ميباشد. اين تركيب اولين بار در سال 1874 توسط زيلر ساخته شد ولي خاصيت حشرهكشي آن به وسيله پال مولر سوئيسي در هنگام بررسي براي به دست آوردن يك حشرهكش پايدار جهت مبارزه عليه بيد لباس در سال 1939 كشف گرديد به خاطر اين كشف مهم مولر در سال 1948 برنده جايز نوبل شد.
در دهه 1950 ميزان توليد د.د.ت بالغ بر يكصد هزار تن در سال بود ولي بعدها پس از مشخص شدن اثرات جانبي آن توليد و مصرف آن در اكثر نقاط جهان ممنوع شد.
د.د.ت صنعتي پودر مومي سفيد يا كرم رنگي است كه از تركيب كلرال هيدراته و يا كلروبنزن در مجاورت اسيد سولفوريك يا اسيد كلروسولفوريك به دست ميايد. د.د.ت خالص به صورت پودر كريستاله است نقطه ذوب آن 109 درجه سانتيگراد و فشار بخار آن فوقالعاده ناچيز و در دماي 20 درجه سانتيگراد برابر 7ـ10/*1.5 ميليبار است و اين مسأله دليل دوم فوقالعاده زياد اين سم است. د.د.ت قدرت حشرهكشي خود را در سطوح صاف ميتواند تا 18ماه حفظ كند.
د.د.ت داراي ايزومرهاي مختلفي است و تقريباً 14 ايزومر دارد كه اين ايزومرها از نظر خاصيت حشرهكشي با همديگر متفاوت هستند. د.د.ت در محيطهاي قليايي بيثبات بوده و به يك ماده غير سمي براي حشرات به نام DDE تبديل ميشود.
فرم جامد آن در برابر نور خورشيد و پرتو فرابنفش تجزيه ميشود. تقريباً در آب نامحلول است. اين سم از طريق پوست بدن هم جذب نميشود مگر اينكه در حلالهاي آلي حل شده باشد. د.د.ت سمي است كه اصولاً از طريق تماسي براي انسان كم خطر ميباشد. خطر مهم آن خاصيت تجمعي است كه با ورود به زنجيره غذايي ايجاد ميشود.
براي پستاندارد 118ـ113=LD50 ميليگر بر كيلوگرم وزن بدن براي موش صحرايي ميباشد. اين تركيب يك حشرهكش تماسي و گوارشي است و به آساني از پوست بدن حشرات عبور ميكند. محل تذثير آن سيستم عصبي است و با عبور از غلاف سلولهاي عصبي، موزنه يونهاي سديم و پتاسيم را بهم ميريزد و انتقال پيام عصبي را مختل ميكند. اين عمل انقباض ماهيچهاي و مرگ را به دنبال دارد. د.د.ت شبيه بعضي از حشرهكشها همبستگي حرارتي منفي دارد. در انسان مسموميت حاد كمتر توليد ميكند به طور كلي علائم مسموميت با د.د.ت به قرار زير هستند:
گلودرد، تهوع، درد مفاصل، سردرد، لرزشهاي خفيف و بروز زردي از علائم مسموميت اين حشرهكش ميباشد. پادزهر اختصاصي ندارد. براي درمان آن از بارپيتوراتها ميتوان استفاده كرد.
حلاليت د.د.ت در آب خيلي كم و در حدود 6ppb است. بنابراين در برابر متابوليسم مقاوم بوده و به آساني در بافتهاي چربي ذخيره ميشود. حلاليت در بافت چربي باعث شده كه اگر به گاو علوفه آلوده به د.د.ت داده شود مقدار زيادي از آن در چربي شير يافت شود چون در چربي بدن ذخيره ميگردد، چربي آلوده به د.د.ت در مسير زنجيره غذايي وارد و سبب آلودگي ميشود بنابراين د.د.ت از نظر محيطي يك تركيب نامناسب ميباشد. به علت نشان دادن علائم سرطانزايي در موجودات آزمايشگاهي، مصرف و توليد آن ممنوع شده است.
د.د.ت روي انواع حشرات مؤثر بوده و در ايران بيشتر عليه آفات پنبه از جمله كرم غوزه و كرم سرخ مصرف شده است. اين حشرهكش سميت چنداني روي كنههاي گياهخوار ندارد. مصرف آن اغلب طغيان كنههاي گياهخوار به ويژه كنههاي تارتن را به دنبال داشته است همچنين برخي از گياهان نظير كدوئيان به اين حشرهكش حساس بوده و مصرف اين تركيب سبب گياهسوزي در آنها ميشود. د.د.ت براي زنبور عسل آثار زيانباري دارد.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
درحضور گیاهان مراقب رفتارتان باشید!
در حضور گیاهان مراقب رفتار و افكارتان باشید، چون آنها میتوانند شما را ببینند، افكارتان را بخوانند و از تصمیمات شما آگاه شوند.
گیاهان می توانند احساسات خود را بیان كنند، عكسالعمل نشان دهند، بترسند و خوشحال شوند.
در سال ۱۹۹۶ میلادی کلیو باکستر (۱)دست به آزمایشی زد. او میخواست بفهمد وقتی به گیاهی آب میدهیم چه اتفاقی می افتد. او در محل کارش یک دستگاه دروغ سنج(۲) داشت. کلیو یقین داشت كه آب دادن به گلدان باعث جذب تدریجی آب به ساقه و برگ گیاه و پائین آمدن تدریجی مقاومت الكتریكی آن خواهد شد.
باكستر الكترودهای دستگاه دروغسنج را به برگها وصل و تعادل جریان الكتریك را برقرار كرد. بر خلاف تصور باكستر به محض رسیدن رطوبت به برگ، دستگاه عبور جریان كمتری را نشان داد یعنی عكسالعمل گیاه شبیه انسانی بود كه در یك لحظه دچار هیجان شدید شده باشد. گیاه با دریافت رطوبت حیاتبخش آب دچار هیجان شده بود و آن را بروز میداد. او نتیجه گرفت: «گیاهان احساسات خود را بیان میكنند».
او به آزمایشاتش در مورد گیاهان ادامه داد، در قدم بعد تصمیم گرفت گیاه را در واكنش شدیدتری قرار دهد. تصمیم گرفت برگ متصل به الكترودهای دستگاه دروغسنج را با آتش بسوزاند. بهمحض اینكه این فكر از ذهن او گذشت و قبل از اینكه حركتی برای برداشتن كبریت یا فندك بكند، عقربه گالوانومتر با یك جهش، واكنش شدید گیاه را نشان داد. بله: « گیاهان میتوانند فكر ما را بخوانند ».
باكستر با بیمیلی و اكراه تداركات سوزاندن برگ را آماده میكرد. این بار منحنی صعودی كوچكتری مشاهده شد. او متعاقباً وانمود كرد كه قصد سوزاندن برگ را دارد، ولی هیچگونه واكنشی از طرف گیاه نشان داده نشد به نظر میرسید كه: «گیاه قادر به تشخیص تصمیم در مقابل تظاهر به تصمیم است».
باكستر ابتدا تصور میكرد كه چون گیاه فاقد اعضاء حسی شبیه انسان است، بنابراین باید حس دیگری در این ارتباط دخالت داشته باشد. او به تدریج به این عقیده رسید كه سیستم ارتباطی گیاه یك سیستم كلی تر و فراگیرتر است. سیستم ارتباطی كاملتری كه در گیاهان و همه موجودات وجود داشته و دارد. آزمایشات آشكارا و بهطور غیرقابل انكار نشان میداد كه: «گیاهان فاقد چشم هستند ولی بهتر از ما میبینند».
باكستر تصمیم گرفت كه آزمایشگاه خود را تبدیل به یك آزمایشگاه علمیِ مناسب كند. آزمایشات با برگ جدا شده از گیاه و حتی با قطعهای كوچك از یك برگ عیناً به نتیجه رسید. علاوه بر عكسالعمل ناشی از تحریكات اعمال شده به وسیله انسان و گیاه، نسبت به هر نوع حادثه غیرمترقبه مانند ورود ناگهانی سگ واكنش نشان میدادند.
چنانچه گیاه در مقابلِ تهدیدِ بسیار شدید قرار بگیرد یا صدمه شدید به آن وارد شود، سیستم دفاعی حیات او عیناً مشابه سیستم دفاعی انسان عمل میكند، یعنی ممكن است پس از مدتی واكنش و مقاومت، دچار بیهوشی شود یا اصلاً بمیرد. چنین حادثهای وقتی اتفاق افتاد كه یك روانشناس كانادایی برای مشاهده دستاوردهای باكستر به آزمایشگاه او رفت. اولین گیاه مورد آزمایش هیچ واكنشی نشان نداد و همین طور گیاه دوم تا پنجم، و تنها گیاه ششم واكنش بسیار ضعیفی از خود نشان داد.
باكستر وسایل آزمایش را بررسی كرد، ولی هیچ نقصی در آنها مشاهده نشد. در جستجوی علت شكست آزمایشات باكستر از روانشناس كانادایی در مورد كار و فعالیت او سؤالاتی كرد و معلوم شد كه این شخص یك كشنده گیاه، و كارش این است كه گیاهان مختلف را در كوره برقی آزمایشگاه میسوزاند تا وزن خشك و مواد آنها را برای آزمایش تعیین كند. حدود چهل و پنج دقیقه پس از خروج روانشناس كانادایی از آزمایشگاه، گیاهان مورد آزمایش به هوش آمدند و مجدداً در مقابل آزمایشات واكنش نشان دادند.
در یك سری آزمایش دیگر، باكستر متوجه نوعی ارتباط ظریف و ناگسستنی بین گیاه و پرورنده آن شد. در یك سخنرانی علمی در فاصلهای دور باكستر با نمایش اسلاید رفتار اولین گیاه خون سیاوشان خود را میكرد. در مراجعت مشاهده كرد كه همزمان با نمایش اسلاید در آن سخنرانی، همان گیاه در آزمایشگاه روی نوار پلیگراف، نوعی واكنش نشان داده است. به نظر میرسد كه وقتی یك گیاه با انسان مرتبط و وابسته شد، این ارتباط و وابستگی را فارغ از فاصله و حتی در میان هزاران فرد دیگر حفظ میكند.
در پرفروشترین كتاب سال ۱۹۷۳ تحت عنوان «راز زندگی گیاهان» نوشته «پیتر تامپكینز» و «كریستوفر بردز» بخش وسیعی از تحقیقات كلیو باكستر ارائه شده است. باكستر تحقیقات خود را با بیش از بیست و پنج نوع گیاه و میوه، مانند كاهو، پیاز، پرتقال و موز انجام داد. حاصل این آزمایشات، همگی شبیه یكدیگر بود.
باكستر اعتقاد دارد كه میوهها و سبزیجات ممكن است علاقمند باشند كه خورده شوند و جزو انسان یا حیوان بشوند، مشروط بر اینكه این عمل با نوعی انگیزه ایجاد ارتباط همراه باشد. این اظهار نظر البته با بعضی عقاید سنتی و مذهبی تطبیق دارد. باكستر میگوید كه محتمل است میوه و سبزی خشنودتر باشند كه با خورده شدن، جزئی از یك موجود زنده و فعال بشوند تا این كه پس از رسیدن به زمین بیفتند و بپوسند. همانطور كه انسان ترجیح میدهد پس از مرگ به عالم بالاتری برود.
ینوشت:
۱- cleve Bakster
۲-دستگاه دروغ سنج یك وسیله الكترونیكیست كه با ثبت تغییر مقاومت یا رطوبت پوست بدن انسان، تغییر حالات او را نشان میدهد. دو الكترود دستگاه به پوست دست بدن انسان وصل و مقاومت آن را تعیین میكند. وقتی شخص مورد آزمایش به دلیل اظهار دروغ یا موضوع خلاف واقع، تغییر حالت بدهد، دستگاه فوراً تغییر مقاومت پوست را نشان میدهد، بهطوری كه هر آزمایشكننده با تجربهای مثل یك بازپرس میتوان این تغییر حالت و علت آن را درك و از آن نتیجهگیری كند.
ترجمه و تآلیف: تینا پورشاهید
فصلنامه علوم باطنی
aftab.ir
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران
فتوسنتز
فتوسنتز (photosynthesis) از نظر لغوی به معنای تولید با استفاده از نور خورشید است. فتوسنتز شامل دو دسته واکنش است که هردو در کلروپلاستها صورت میگیرند. طی فتوسنتز انرژی و آب و اکسیژن تولید میشود.
دید کلی
زندگی در روی کره زمین به انرژی حاصل از خورشید وابسته است. فتوسنتز تنها فرایند مهم بیولوژیکی است که میتواند از این انرژی استفاده کند. علاوه بر این بخش عمدهای از منابع انرژی در این سیاره ناشی از فعالیتهای فتوسنتزی انجام شده در این زمان یا در زمانهای گذشته میباشد. فعالترین بافت فتوسنتزی گیاهان عالی مزوفیل برگ است. سلولهای مزوفیل دارای تعداد زیادی کلروپلاست هستند که حاوی رنگدانههای سبز ویژهای به نام کلروفیل برای جذب نور میباشند.
در فتوسنتز انرژی خورشیدی برای اکسیداسیون آب ، آزاد کردن اکسیژن و نیز احیا کردن دیاکسید کربن به ترکیبات آلی و در نهایت قند بکار میرود. این مجموعه از کارها را واکنشهای نوری فتوسنتز مینامند. محصولات نهایی واکنشهای نوری برای ساخت مواد قندی مورد استفاده قرار میگیرد که به مرحله ساخت قندها واکنشهای تاریکی فتوسنتز گفته میشود. محل انجام واکنشهای نوری و تاریکی در داخل کلروپلاست متفاوت است.
رنگدانههای فتوسنتزی
انرژی نور خورشید ابتدا بوسیله رنگدانههای نوری گیاهان جذب میشود. همه رنگدانههایی که در فتوسنتز فعالیت دارند در کلروپلاست یافت میشوند. کلروفیلها و باکترو کلروفیلها که در بعضی از باکتریها یافت میشوند رنگدانههای رایج موجودات فتوسنتز کننده هستند. البته همه موجودات فتوسنتز کننده دارای مخلوطی از بیش از یک رنگدانه هستند که هر کدام عمل خاصی را انجام میدهند. از دیگر رنگدانهها میتوان به کاروتنوئیدها و گرانتوفیل اشاره کرد.
کلروپلاست محلی است که در آن فتوسنتز صورت میگیرد
برجستهترین خصوصیت ساختمانی کلروپلاست ، سیستم فشرده غشاهای درونی است که به تیلاکوئید معروف است. کل کلروفیل در این سیستم غشایی که محل واکنش نوری فتوسنتز است قرار گرفته است. واکنشهای احیای کربن یا واکنشهای تاریکی در استروما (ناحیهای از کلروپلاست که بیرون تیلاکوئید قرار گرفته است) صورت میگیرند. تیلاکوئیدها خیلی نزدیک به یکدیگر قرار دارند که به تیغههای گرانا موسومند.
مکانیزم جذب نور در گیرندههای نوری
موجودات فتوسنتز کننده دارای دو مرکز نوری متفاوت هستند که پشت سر هم آرایش یافتهاند و سیستمهای نوری 1 و 2 نامیده میشوند. سیستمهای گیرنده در ردههای مختلف موجودات فتوسنتز کننده تفاوت قابل ملاحظهای دارند. در صورتی که مراکز واکنش حتی در موجوداتی که نسبتا اختلاف دارند یکسان است. مکانیزمی که از آن طریق انرژی تحریک کننده از کلروفیل به مرکز واکنش میرسد، اخیرا به صورت انتقال رزونانس از آن یاد شده است. در این فرایند فوتونها به سادگی از یک مولکول کلروفیل دفع و توسط مولکول دیگر جذب نمیشوند. بیشتر انرژی تحریک کننده از طریق فرایند غیر تشعشعی از یک مولکول به مولکول دیگر منتقل میشود.
یک مثال مناسب برای درک فرایند انتقال رزونانس ، انتقال انرژی بین دو رشته سیم تنظیم شده (کوک) است. اگر یکی از رشتهها ضربه بخورد و درست نزدیک دیگری قرار گیرد رشته تنظیم شده دیگر مقداری انرژی از اولی دریافت نموده و شروع به ارتعاش میکند. کار آیی انتقال انرژی بین دو رشته تنظیم شده به فاصله آنها از یکدیگر ، جهتگیری نسبی آنها و نیز تواترهای ارتعاشی بستگی دارد که مشابه انتقال انرژی در ترکیبات گیرنده است.
واکنشهای نوری فتوسنتز
موجودات فتوسنتز کننده از طریق اکسید کردن آب به مولکول اکسیژن و احیای نیکوتین آمید آدنین دی نوکلئوتید فسفات ، الکترون را به صورت غیر چرخهای منتقل میکنند. بخشی از انرژی فوتون از طریق اختلاف PH و اختلاف پتانسیل الکتریکی در دو طرف غشای فتوسنتزی به صورت انرژی پتانسیل شیمیایی (آدنوزین تری فسفات) ذخیره میشود. این ترکیبات پر انرژی انرژی لازم برای احیای کربن در واکنشهای تاریکی فتوسنتز را تامین میکنند.
واکنشهای تاریکی فتوسنتز
واکنشهایی که باعث احیای دیاکسید کربن به کربوهیدرات میشوند موجب مصرف نیکوتین آمید آدنین دی نوکلئوتید فسفات و آدنوزین تری فسفات میگردند. این واکنشها به واکنشهای تاریکی فتوسنتز معروف هستند زیرا مستقیما به نور نیاز ندارند. مکانیزم انجام این واکنشها در گروههای مختلف گیاهی متفاوت است و میزان بازده حاصل هم متفاوت خواهد بود.
چشم انداز
اخیرا در مجامع بینالمللی بحثهایی راجع به اعتبار پیشگوییهای مربوط به اثر جنگ هستهای بر بیوسفر به میان آمده است. برخی مطالعات پیشگویی میکنند که جنگهای هستهای ابرهای عظیمی از گردو غبار را بوجود میآورند که قادرند ماهها جلوی تابش خورشید را بگیرند که به این پدیده زمستان هستهای گفته میشود. آنچه مسلم است در غیاب خورشید پوششهای طبیعی و گیاهان زراعی از بین خواهند رفت و از هم پاشیدگی زنجیره غذایی نتایج مصیبت باری را به دنبال خواهد داشت. این موارد بر این واقعیت تاکید دارند که فتوسنتز بدون وجود نور ممکن نیست و فرایند فتوسنتز رمز وجود حیات بر روی کره زمین است.
شناخت محیط رشد:فتوسنتز
در فرآیند فتوسنتز اندامک(Organell) کلروپلاست که کلروفیل است، انرژی نورانی را گرفته و با کمک آن، ملکول آب را می شکند و تولید انرژی شیمیایی می کند، همین کار انرژی است که در تثبیت گاز انیدرید کربنیک و ساخته شدن قندهای ساده به کار می رود. چنانچه از تعریف پیدا است نور در این عمل، نقش اصلی را به عهده دارد، ولی قسمت اعظم نوری که به گیاه می تابد در عمل فتوسنتز به کار گرفته نمی شود و تنها حدود یک درصد آن صرف این کار می گردد و بقیه مقداری بازتاب و مقداری هم صرف گرم نمودن برگ می شود که به فرآیند فتوسنتز سرعت می بخشد. عمل فتوسنتز تا حدود 1200 فوت کندل رابطه مستقیمی با شدت نور دارد ولی از آنجا که بویژه در گیاهانی که شاخساره متراکم دارند تنها معدودی از برگ ها در معرض تابش مستقیم آفتاب هستند و بقیه برگها در سایه سایر برگها واقع می شوند، بنابراین نور باید با شدتی بسیار بیش از مقدار لازم به برگها بتابد تا تمام برگها بتوانند از مقدار لازم نور برخوردار شوند. گیاهان مختلف برای عمل فتوسنتز به شدت نورهای گوناگونی نیاز دارند و بر طبق این نیاز گیاهان را می توان به چهار دسته زیر تقسیم کرد :
1- گیاهان سایه دوست(Shade plants) (مثل سرخس و فیکوس).
2- گیاهان آفتاب دوست (plants Sun)(مثل داودی و گل سرخ).
3- گیاهان سایه – آفتاب دوست (Partial shade plants)(مثل بگونیا، سیکلامن، حسن یوسف).
4- گیاهان غیر حساس (Light intensity intensitive)(مثل ماگنولیا).
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
گياهان يكديگر را از وجود دشمن با خبر ميكنند
تازه ترين نتايج يك تحقيق نشان ميدهد كه گياهان اين قابليت و توانايي را دارند كه يكديگر را از وجود دشمن با خبر كنند.
اين تحقيق در گروه گياهپزشكي دانشگاه كشاورزي و منابع طبيعي "پرديس" كرج انجام گرفته و نتايج آن در معتبرترين مجلههاي علمي، پژوهشي جهان از جمله " "Biological controlو " "Appl.Entomologyبه چاپ رسيده است.
سرپرست تيمي كه اين تحقيق را انجام داده است، گفت: بر اساس اين تحقيق گياهان هنگامي كه از طرف حشرات گياهخوار از جمله كنه يا شته مورد حمله قرار ميگيرند، يكديگر را از وجود دشمن مشترك آگاه ميسازند.
دكتر "احمد عاشوري" روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: زبان مشترك گياهان، ساطع كردن بو و برجاي گذاشتن مواد شيميايي هنگام مواجهه با دشمن است.
به گفته او گياهان همچنين قادرند بويي از خود منتشر كنند كه باعث جلب شكارگر- هاي حشرات گياهخوار شود. به طور مثال، هنگامي كه آفتهايي نظير شته يا كنه بر روي گياه لوبياي سبز قرار ميگيرد، گياه از طريق بزاق دهان آنها، متوجه حضورشان شده و از خود بويي متصاعد ميكند كه ضمن اطلاع به ديگر گياهان هم نوع، "سن اوريوس" را كه از صيادان اين حشرات هستند به طرف خود جلب ميكند.
عاشوري گفت اين تحقيق بيانگر آن است كه گياهان خود داراي شعور هستند و ميتوانند با يكديگر ارتباط برقرار كنند.
وي افزود از نتايج اين تحقيق ميتوان در برنامههاي كنترل آفات استفاده كرد و به عنوان مثال با پخش اين بو قبل از هجوم آفات به گياهان، ضمن كاهش مصرف سموم شيميايي، زمينه رشد هرچه بيشتر حشرات مفيد را فراهم ساخت.
عاشوري كه رياست اداره پژوهش دانشگاه كشاورزي و منابع طبيعي "پرديس" كرج را نيز به عهده دارد يادآور شد: تحقيقات اين گروه برروي جنبههاي مختلف "رايحههاي القايي گياهان" ادامه دارد.
اين طرح تحقيقاتي توسط يك تيم هشت نفره به مدت دو سال در گروه گياه پزشكي آزمايشگاه اكولوژي و رفتارشناسي حشرات دانشگاه تهران كه در پرديس كرج واقع است به نتيجه رسيده است.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
درحضور گیاهان مراقب رفتارتان باشید!
در حضور گیاهان مراقب رفتار و افكارتان باشید، چون آنها میتوانند شما را ببینند، افكارتان را بخوانند و از تصمیمات شما آگاه شوند.
گیاهان می توانند احساسات خود را بیان كنند، عكسالعمل نشان دهند، بترسند و خوشحال شوند.
در سال ۱۹۹۶ میلادی کلیو باکستر (۱)دست به آزمایشی زد. او میخواست بفهمد وقتی به گیاهی آب میدهیم چه اتفاقی می افتد. او در محل کارش یک دستگاه دروغ سنج(۲) داشت. کلیو یقین داشت كه آب دادن به گلدان باعث جذب تدریجی آب به ساقه و برگ گیاه و پائین آمدن تدریجی مقاومت الكتریكی آن خواهد شد.
باكستر الكترودهای دستگاه دروغسنج را به برگها وصل و تعادل جریان الكتریك را برقرار كرد. بر خلاف تصور باكستر به محض رسیدن رطوبت به برگ، دستگاه عبور جریان كمتری را نشان داد یعنی عكسالعمل گیاه شبیه انسانی بود كه در یك لحظه دچار هیجان شدید شده باشد. گیاه با دریافت رطوبت حیاتبخش آب دچار هیجان شده بود و آن را بروز میداد. او نتیجه گرفت: «گیاهان احساسات خود را بیان میكنند».
او به آزمایشاتش در مورد گیاهان ادامه داد، در قدم بعد تصمیم گرفت گیاه را در واكنش شدیدتری قرار دهد. تصمیم گرفت برگ متصل به الكترودهای دستگاه دروغسنج را با آتش بسوزاند. بهمحض اینكه این فكر از ذهن او گذشت و قبل از اینكه حركتی برای برداشتن كبریت یا فندك بكند، عقربه گالوانومتر با یك جهش، واكنش شدید گیاه را نشان داد. بله: « گیاهان میتوانند فكر ما را بخوانند ».
باكستر با بیمیلی و اكراه تداركات سوزاندن برگ را آماده میكرد. این بار منحنی صعودی كوچكتری مشاهده شد. او متعاقباً وانمود كرد كه قصد سوزاندن برگ را دارد، ولی هیچگونه واكنشی از طرف گیاه نشان داده نشد به نظر میرسید كه: «گیاه قادر به تشخیص تصمیم در مقابل تظاهر به تصمیم است».
باكستر ابتدا تصور میكرد كه چون گیاه فاقد اعضاء حسی شبیه انسان است، بنابراین باید حس دیگری در این ارتباط دخالت داشته باشد. او به تدریج به این عقیده رسید كه سیستم ارتباطی گیاه یك سیستم كلی تر و فراگیرتر است. سیستم ارتباطی كاملتری كه در گیاهان و همه موجودات وجود داشته و دارد. آزمایشات آشكارا و بهطور غیرقابل انكار نشان میداد كه: «گیاهان فاقد چشم هستند ولی بهتر از ما میبینند».
باكستر تصمیم گرفت كه آزمایشگاه خود را تبدیل به یك آزمایشگاه علمیِ مناسب كند. آزمایشات با برگ جدا شده از گیاه و حتی با قطعهای كوچك از یك برگ عیناً به نتیجه رسید. علاوه بر عكسالعمل ناشی از تحریكات اعمال شده به وسیله انسان و گیاه، نسبت به هر نوع حادثه غیرمترقبه مانند ورود ناگهانی سگ واكنش نشان میدادند.
چنانچه گیاه در مقابلِ تهدیدِ بسیار شدید قرار بگیرد یا صدمه شدید به آن وارد شود، سیستم دفاعی حیات او عیناً مشابه سیستم دفاعی انسان عمل میكند، یعنی ممكن است پس از مدتی واكنش و مقاومت، دچار بیهوشی شود یا اصلاً بمیرد. چنین حادثهای وقتی اتفاق افتاد كه یك روانشناس كانادایی برای مشاهده دستاوردهای باكستر به آزمایشگاه او رفت. اولین گیاه مورد آزمایش هیچ واكنشی نشان نداد و همین طور گیاه دوم تا پنجم، و تنها گیاه ششم واكنش بسیار ضعیفی از خود نشان داد.
باكستر وسایل آزمایش را بررسی كرد، ولی هیچ نقصی در آنها مشاهده نشد. در جستجوی علت شكست آزمایشات باكستر از روانشناس كانادایی در مورد كار و فعالیت او سؤالاتی كرد و معلوم شد كه این شخص یك كشنده گیاه، و كارش این است كه گیاهان مختلف را در كوره برقی آزمایشگاه میسوزاند تا وزن خشك و مواد آنها را برای آزمایش تعیین كند. حدود چهل و پنج دقیقه پس از خروج روانشناس كانادایی از آزمایشگاه، گیاهان مورد آزمایش به هوش آمدند و مجدداً در مقابل آزمایشات واكنش نشان دادند.
در یك سری آزمایش دیگر، باكستر متوجه نوعی ارتباط ظریف و ناگسستنی بین گیاه و پرورنده آن شد. در یك سخنرانی علمی در فاصلهای دور باكستر با نمایش اسلاید رفتار اولین گیاه خون سیاوشان خود را میكرد. در مراجعت مشاهده كرد كه همزمان با نمایش اسلاید در آن سخنرانی، همان گیاه در آزمایشگاه روی نوار پلیگراف، نوعی واكنش نشان داده است. به نظر میرسد كه وقتی یك گیاه با انسان مرتبط و وابسته شد، این ارتباط و وابستگی را فارغ از فاصله و حتی در میان هزاران فرد دیگر حفظ میكند.
در پرفروشترین كتاب سال ۱۹۷۳ تحت عنوان «راز زندگی گیاهان» نوشته «پیتر تامپكینز» و «كریستوفر بردز» بخش وسیعی از تحقیقات كلیو باكستر ارائه شده است. باكستر تحقیقات خود را با بیش از بیست و پنج نوع گیاه و میوه، مانند كاهو، پیاز، پرتقال و موز انجام داد. حاصل این آزمایشات، همگی شبیه یكدیگر بود.
باكستر اعتقاد دارد كه میوهها و سبزیجات ممكن است علاقمند باشند كه خورده شوند و جزو انسان یا حیوان بشوند، مشروط بر اینكه این عمل با نوعی انگیزه ایجاد ارتباط همراه باشد. این اظهار نظر البته با بعضی عقاید سنتی و مذهبی تطبیق دارد. باكستر میگوید كه محتمل است میوه و سبزی خشنودتر باشند كه با خورده شدن، جزئی از یك موجود زنده و فعال بشوند تا این كه پس از رسیدن به زمین بیفتند و بپوسند. همانطور كه انسان ترجیح میدهد پس از مرگ به عالم بالاتری برود.
ینوشت:
۱- cleve Bakster
۲-دستگاه دروغ سنج یك وسیله الكترونیكیست كه با ثبت تغییر مقاومت یا رطوبت پوست بدن انسان، تغییر حالات او را نشان میدهد. دو الكترود دستگاه به پوست دست بدن انسان وصل و مقاومت آن را تعیین میكند. وقتی شخص مورد آزمایش به دلیل اظهار دروغ یا موضوع خلاف واقع، تغییر حالت بدهد، دستگاه فوراً تغییر مقاومت پوست را نشان میدهد، بهطوری كه هر آزمایشكننده با تجربهای مثل یك بازپرس میتوان این تغییر حالت و علت آن را درك و از آن نتیجهگیری كند.
ترجمه و تآلیف: تینا پورشاهید
فصلنامه علوم باطنی
aftab.ir
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران
مهندسی تولید متابولیت های ثانویه
بعضی از موجودات زنده خصوصاً گیاهان، طیف وسیعی از ترکیباتی موسوم به متابولیتهای ثانویه را تولید میکنند. در مفهوم کلی، متابولیتهای ثانویه ترکیباتی آلی هستند که نقش ضروری در رشد و نمو موجود زنده ندارند.
گیاهان برای بیوسنتز این مواد انرژی زیادی را به کار میبرند. زمانی که این ترکیبات اثری بر رشد و تمایز گیاه نداشته باشند، قاعدتاً باید منافع دیگری داشته باشند. مطالعه در زمینه وظایف این ترکیبات در گیاهان، یک موضوع جذاب و مهم برای بسیاری از پروژههای تحقیقاتی شده است و نقشهای اکولوژیکی تعدادی از این ترکیبات مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است. با مطالعاتی که تاکنون صورت گرفته است، به نظر میرسد که متابولیتهای ثانویه، به عنوان موادی طبیعی، نقشهای اکولوژیکی مهمی در واکنشهای دفاعی گیاهان و همچنین گردهافشانی و انتشار دانههای گیاهان به وسیله حشرات و حیوانات دارند.
بعضی از این ترکیبات به عنوان علفکش و حشرهکش در صنعت استفاده میشوند در حالیکه برخی دیگر کاربرد صنعتی ندارند. دسته بزرگی از متابولیتهای ثانویه کاربرد دارویی و پزشکی دارند. ترکیباتی دیگری از این گروه نیز نقش مهمی در تغذیه انسان و دام دارند.
● تفاوتهای متابولیتهای ثانویه با متابولیتهای اولیه
سلولها خصوصاً سلولهای گیاهی دو دسته از ترکیبات را تولید میکنند؛ متابولیتهای اولیه و متابولیتهای ثانویه.
▪ متابولیتهای اولیه
متابولیتهای اولیه مستقیماً در رشد و متابولیسم درگیر هستند و شامل کربوهیدراتها، لیپیدها، پروتئینها و اسیدهای نوکلئیک میشوند.
در گیاهان متابولیتهای اولیه طی فرآیند فتوسنتز تولید شده و سپس در ساخت ترکیبات سلول نقشآفرینی میکنند. این ترکیبات در حجم زیاد و با ارزش اقتصادی پایین تولید میشوند و عمدتاً به عنوان ماده خام صنعت، مواد غذایی و افزودنیها کاربرد دارند. روغنهای گیاهی، اسیدهای چرب (برای ساخت صابون و شویندهها) و کربوهیدراتهایی مانند ساکاروز، نشاسته، پکتین و سلولز مثالهایی از متابولیتهای اولیه هستند. قیمت این قبیل ترکیبات به طور میانگین دو دلار در هر کیلو بوده و تولید آنها در حجم انبوه امکانپذیر است. البته برخی از متابولیتهای اولیه مانند میواینوزیتول و بتاکاروتن گران هستند که علت قیمت بالای آنها، سختی استخراج و تخلیص آنها میباشد.
▪ متابولیتهای ثانویه
متابولیتهای ثانویه از بیوسنتز متابولیتهای اولیه به دست میآیند و به عنوان ترکیبات فرعی و انتهایی متابولیسم اولیه در نظر گرفته میشوند. همچنین این ترکیبات در فرآیندهای متابولیسمی وارد نمیشوند. مهمترین متابولیتهای ثانویه آلکالوئیدها، فنولیکها، روغنهای ضروری، استروئیدها، لیگنینها، تاننها، فلاوونوئیدها میباشند.
متابولیتهای ثانویه عمدتاً در گونهها و خانوادههای خاصی از سلسله گیاهان تولید میشوند. این ترکیبات به مقدار کمی در سلول ذخیره شده و عمدتاً در سلولهای تخصصی و در مرحله خاصی از چرخه زندگی گیاه تولید میشوند و همین امر استخراج و تلخیص آنها را در مقایسه با متابولیتهای اولیه که در تمام سلولها تولید میشوند، دشوار میکند.
گیاهان دارویی از لحاظ میزان متابولیتهای ثانویه بسیار غنی میباشند و ترکیبات آنها را در انگلیسی Medicinal یا Officinal مینامند. این ترکیبات که از گروه متابولیتهای ثانویه میباشند، اثرات فیزیولوژیکی عمیقی بر پستانداران دارند و از مهمترین ترکیبات دارویی هستند.
از این گیاهان و اثرات فیزیولوژیک ترکیبات موثره آنها به عنوان داروی خوراکی استفاده شده و در نتیجه این ترکیبات، داروهای گیاهی یا داروهای طبیعی نام گرفتهاند.
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
تثبيت ازت به روش همياري
دكتر محمدجواد روستا، استاديار مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي فارس
مقدمه
كودهاي بيولوژيك كه با استفاده از ميكروارگانيسم هاي مفيد خاك توليد مي شوند در سالهاي اخير مورد توجه بيشتري قرار گرفته اند. مشكلات اقتصادي ناشي از افزايش رو به رشد بهاي كودهاي شيميايي از يك سو و مسائل زيست محيطي مرتبط با مصرف غير اصولي اين كودها از قبيل ايجاد آلودگيهاي محيطي. افت سطح حاصلخيزي خاك و كاهش كيفيت محصولات از سوي ديگر، موجبات اين حسن توجه را فراهم آورده اند.
تلاش براي بهره گيري از سيستم هاي بيولوژيك تثبيت كننده ازت به عنوان مناسبترين جايگزين براي كودهاي ازتي ابعاد گسترده تري يافته و جلوه هاي روشني از امكان تحقق آرمان ديرينه محققان بري استفاده از اين پديده مفيد در كشت محصولات استراتژيك مانند انواع غلات ظاهر شده است.يكي از روشهاي توليد كودهاي بيولويك استفاده از باكتريهاي هميار(Associative) است.
همياري بين باكتريها وگياهان كه همياري همزيستي(Associative Symbiosis) نيز ناميده مي شود به معني ارتباط متقابلا مفيد بين باكتريها و گياهان بدون تشكبل اندام همزيستي خاص مي باشد. پتانسيل واقعي تثبيت ازت به اين روش در حدي است كه مي تواند تا 50 درصد از ازت مورد نياز گياه را تامين
نمايد.
دلايل تثبيت ازت به روش همياري
- افزايش ارت كل تثبيت شده در بعضي مناطق كه تثبيت ازت به روش همياري مي تواند بهترين دليل براي اين افزايش باشد ؛
- احياي استيلن به اتيلن توسط قطعات ريشه، ريشه و خاك اطراف آن و همچنين توسط گياه دست نخورده ؛
- وارد شدن 15Nاز 15N2به بعضي گياهان.
انواع همياري :
1- همياريهاي فيلوسفري
فيلوسفر(سطح برگ گياهان) به دليل عرضه رطوبت وتركيبات مختلفي از جمله كربوهيدراتها، جايگاه مناسبي براي فعاليت بعضي ميكروارگانيسمها به شمار مي رود. باكتريهاي گرم منفي وحاوي رنگدانه هاي زرد و مخمرها در فيلوسفر فراوان تر هستند. بعضي ازباكتريهاي هتروتروف و سيانوباكتريهاي موجود در سطح برگ مي توانند ازت مولكولي هوا را تثبيت كنند. اين باكتريها از انواع هوازي ، بيهوازي و هتروتروفهاي اختياري هستند.
گياهان ميزبان از جنسهاي مختلف گياهي بوده و از نظر جغرافيايي در تمام نقاط دنيا پراكنده هستند ولي به دليل بالا بودن ميزان رطوبت در مناطق حاره ، فيلوسفر گياهان اين مناطق شرايط مناسب تري را براي فعاليت ميكروارگانيسمهاي تثبيت كننده ازت فراهم مي كند. باكتريهاي تثبيت كننده ازت در فيلوسفربيشترمتعلق به خانواده انتروباكترياسه و ازتوباكترياسه هستند. ميزان تثبيت ازت توسط اين همياري در حد چند كيلوگرم در هكتار برآورد شده است.
2- همياريهاي ريزوسفري
همياري بين باكتريهاي تثبيت كننده ازت به روش همياري و گياهان ميزبان بدون تشكيل اندام تمايز يافته خاصي در ريشه اين گياهان صورت مي گيرد. باكتريهاي هميار ، علاوه بر تثبيت ازت مي توانند با ترشح مواد محرك رشد باعث افزايش رشد گياه شوند. اولين مورد همياري بين باكتريها و گياهان در سال 1972 ميان باكتري ازتوباكتر پاسپالي و گياه پاسپالوم نوتاتوم گزارش گرديد. برآورد شده است كه اين باكتري مي تواند در همياري با گياه ميزبان ساليانه تا 90 كيلوگرم در هكتار ازت تثبيت نمايد. همچنين مشخص شده است كه مقادير قابل توجهي ازت در اراضي كشاورزي مناطق گرمسير(حاره) مخصوصا در كشتزارهاي برنج و نيشكرو همچنين در مراتع تثبيت مي شود و بررسيها نشان داده است كه گياه برنج مي تواند 20 تا 30 درصد از نياز ازتي خود را از طريق تثبيت بيولوژيك ازت تامين نمايد.
بعد از كشف همياري بين باكتري ازتوباكتر پاسپالي و گياه پاسپالوم نوتاتوم ، همياري بين باكتريها وگراسهاي علفي و غلات در زيست ـ بومهاي طبيعي و كشاورزي در حد وسيعي مورد مطالعه قرار گرفت. اين مطالعات منجر به شناسايي جنسها و گونه هاي جديدي از باكتريهاي تثبيت كننده ازت مانند ازوسپيريلوم ،كلبسيلا ، هرباسپيريلوم ، انتروباكتر ، اروينيا ، باسيلوس ، استوباكتر و باكتريهاي شبه سودوموناس گرديد( جدول 1 ). از اين باكتريها ، مهمترين باكتري كه در سالهاي اخير توجه زيادي را به خود جلب كرده است باكتري ازوسپيريلوم مي باشد.
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
مواد معدنی در گیاه
گاهی اوقات ممکن است که مقدار عنصری در محیط ریشه کافی باشد ، اما متوجه می شویم که گیاه علامت هایی مبنی بر کمبود عنصری از خود نشان می دهد. این چنین مواقع دلیل این امر ممکن است مقدار اسیدیته باشد یا این که عنصر دیگری در رقابت با آن عنصر است .
البته عوامل دیگری مانند دما ، نور و رطوبت هم می توانند ممانعت کننده جذب باشند .
علائم کمبود عناصر غذایی :
ازت : معمولا باعث ایجاد رنگ سبز روشن تا زرد می شود . به این ترتیب که ابتدا برگ های مسن پایینی تغییر رنگ به سبز روشن داده و سپس نوک برگ ها به رنگ زرد در می آیند .
فسفر : در ساختمان آدنوزین تری فسفات و آدنوزین دی فسفات قرار دارند که انرژی لازم را برای کار در گیاه انتقال می دهند . کمبودش باعث ضعف گیاه می شود .
پتاسیم : معمولا به صورت سوختگی برگ ظاهر می گردد .
منیزیم : باعث می شود سبزی پهنک برگ از بین برود .
کلسیم : کمبود کلسیم از روی تشکیل ناقص و از هم پاشیدگی قسمت انتهائی گیاه تشخیص داده می شود .
گوگرد : گیاهان دارای رشد ناقص و رنگ سبز روشن متمایل به زرد می باشند .
آهن : کمبودش بیشتر در خاک های آهکی و قلیایی مشاهده می شود . غالبا به صورت رنگ زرد روشن در برگ ها ، به ویژه در برگ های جوان ظاهر می گردد . در این حالت فاصله بین رگبرگ ها ، زرد روشن و رگبرگ ها تیره تر می مانند و اصطلاحا به آن کلروز آهن می گوییم .
منگنز : گوجه فرنگی ، حبوبات ، چاودار ، توتون و سایر گیاهان در صورت عدم وجود مقدار کافی منگنز دارای رشد ناقص و ارتفاع کوتاه می شوند ، علاوه بر آن نیز حالت کلروز در برگ های قسمت بالایی گیاه دیده می شود ، ولی رگبرگ ها هنوز سبز باقی مانده اند .
مس : تشکیل کیسه های صمغی زیر پوست ، خشک شدن سر شاخه ها در درختان میوه و خشک شدن نوک برگ های قدیمی در گیاهان دانه ریز از علائم کمبود مس می باشند .
روی : در برخی موارد افزایش کود فسفره فراوان منجر به کمبود روی می گردد . زردی برگ های درختان گردو ، ایجاد لکه های رنگی در برگ های مرکبات و کوچک ماندن برگ های درختان همگی به کمبود روی نسبت داده شده اند .
بُر: در pH هفت دارای بیشترین قابلیت استفاده می باشند . بسیاری از امراض فیزیولوژیکی گیاهان از قبیل ؛ چوب پنبه ای شدن داخلی سیب ، رنگ زرد یونجه ، پوسیدگی قسمت های کهوایی توتون ، شکاف برداشتن ساقه کرفس ، پوسیدگی مغر و قسمت های داخلی در چغندر همگی مربوط به کمبود بُر می باشند .
کلر : نیاز بسیار کمی گیاهان به کلر دارند .
مولیبدن : در کشت های خاکی افزایش آهک باعث بر طرف شدن مسئله کمبود مولیبدن در گیاهان می شود . این عنصر جهت تثبیت ازت در خانواده لگومینوزه ضروری بوده و در نتیجه کمبود آن منجر به بروز اختلالات متابولیکی در گیاه می شود
منبع: پایان نامه مدیریت اتومکانیزاسیون در گلخانه ،نگارش مهرداد امیدسالاری مهندس باغبانی
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
گیاهان مقاوم به سرما چگونه عمل می کنند؟
با شروع فصل سرما و کوتاه شدن روزها در پاییز ٬ بتدریج تغییراتی در گیاهانی که مقاوم به سرما هستند انجام میگیرد که مهمترین آنها تغییر در مقدار آب سلولها و وضعیت آب است .طی این جریان ٬ سلولها قسمت اعظم آب خود را از دست میدهند و غلظت مواد قندی سلولها اضافه می گردد تا پتانسیل اسمزی کاهش یافته و نقطه انجماد آب پایین رود .تغییراتی نیز در فرم ساختمان ثالثه مولکولهای بزرگ ایجاد گشته و رابطه این مولکولها با آب اطراف و درونی آنها تغییر پیدا می کند.همچنین مولکولهای بزرگ توسط بعضی ترکیبات از نوع کربو هیدراتها و یا پروتئینها پوشیده می شوند . مجموعه این تغییرات از یخ زدن سلولها و خسارت ناشی از تشکیل کریستالهای یخ جلوگیری می نماید.
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
علل و عوامل پیری برگ
1. کمبود نیتروژن با بسیاری از عناصر غذایی باعث پیری و ریزش برگها می شود که ابتدا برگهای پیرتر می ریزندو در صورت تداوم کمبود بقیه هم ریزش می کنند
.2. هر گونه استرس اعم از شوری خشکی گرما و ... باعث پیری زودرس و ریزش می شود مشخص شده که پیام پیری را در گیاه ارسال می کند در زمان بروز استرس ها به مقدار زیاد در برگها ساخته می شود
.3. در اثر رسیدگی فیزیولوژی گیاه که مواد برگها به سمت دانه منتقل می شود .
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
علل خشكی شدن سبزيجات
بذر توتون٬ کاهو و چمن هرگاه رطوبت جذب کنند باید نور ببینند تا جوانه بزنند و بدین منظور هنگام کاشت آنها را زیر خاک نمی بریم و در سطح خاک پخش می کنیم و برای جذب رطوبت یک لایه نازک کود حیوانی روی آن می ریزیم .
اگر کاهو را در ابتدای ماه قمری بکاریم پس از سبز شدن و مقداری رشد کردن به نیمه ماه می رسیم که هم در روز و هم در شب (نور مهتاب) نور می بیند و سریع به گل می رود که مناسب نبوده برگ خوب ومرغوب تولید نمی کند برای این منظور باید کاهو و تربچه را در نیمه دوم ماه قمری بکاریم ( اصولا سبزیجات را در نیمه دوم ماه می کاریم )
این نوشته از کتاب : خلاصه مباحث اساسی کارشناسی ارشد مهندس کشاورزی (زراعت) است .
البته دلیل کاشت در نیمه دوم ماه قمری به نظر منطقی تر است :
" چون طیف نوری مهتاب بیشتر آبی و ماورای بنفش است ٬ گیاه در برابر طول موج ماورای بنفش واکنش نشان داده و در نتیجه بافت گیاهیش سفت و ضخیم می شود که اصولا در سبزیجات صفت خوبی نیست و بازار پسندی ندارد. "
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
کمبود آهن در گياهان
امروزه توجه کشاورزان و متخصصين علوم کشاورزي به اهميت و نقش عناصر کم مصرف روز به روز بيشتر مي شود . علت اصلي اين توجه پيدايش مسايل جديدي است که در نتيجه برداشت روز افزون از اين عناصر و عدم برگشت آنها به خاک مي باشد. ميزان برداشت عناصر غذايي به خصوص عناصر کم مصرف به علت برداشت بيشتر و افزونتر از خاک که در نتيجه کاشت ارقام اصلاح شده ، مصرف کودهاي شيميايي و مديريت بهتر حاصل شده بسيار زياد بوده و با پيشرفت بيشتر در امور مختلف مرتبط با کشاورزي ، روند از دست دادن عناصر کم مصرف خاک بيشتر خواهد شد .
گياهان پر بازده ، داراي معايبي نيز مي باشند از جمله آن دسته از گياهان نسبت به شرايط خاک حساسيت نشان داده ، احتياج به مواد غذايي فراوان دارند و خود قادر به جذب آنها از خاک هاي متوسط نيستند . اين گياهان معمولا در مقابل کمبودها حساس بوده و بيشتر از گياهان بومي به کمبود عناصر کم مصرف دچار مي شوند .
کمبود آهن که منشا بروز رنگ پريدگي خاصي به اسم زردي مي شود در بيشتر خاک هاي کشور و در مورد گياهان متعددي قابل مشاهده است . خسارت آن در درختان ميوه نواحي خشک و گياهان زينتي قابل توجه مي باشد . مرکبات شمال و جنوب و تا حدي پنبه نيز از کمبود آهن صدمه مي بينند . پراکندگي کمبود آهن با پراکندگي درختان ميوه تطبيق مي کند . خراسان ، اصفهان ، کرج و آذربايجان مراکز شدت کمبود آهن مي باشند . قابليت جذب آهن در خاک ها تحت تاثير عواملي از قبيل عدم تهويه کافي و نبود مواد آلي کافي به شدت کاهش مي يابد و در اين شرايط کمبود آهن ظاهر مي شود . در مقابل ، تهويه خاک ، افزايش کودهاي آلي و سبز و مصرف کودهاي آهن دار باعث افزايش محلوليت آهن خاک مي شوند . حساسيت گياهان به کمبود آهن متفاوت است و حتي در بين يک گونه ، واريته هاي مختلف عکس العمل متفاوتي دارند .
علامت اصلي کمبود آهن زردي يا کلروز است . اين زردي معمولا در برگ هاي جوان ديده مي شود و از آنجا تمام برگ هاي درخت به اين حالت در مي آيند . رنگ پريدگي معمولا ميان رگبرگ ها بوده و خود رگبرگ ها سبز باقي مي مانند و رگبرگ ها به صورت شبکه سبزي درزمينه زرد ظاهر مي شوند. در بعضي انواع مانند گلابي برگ ها اصولا سفيد رنگ مي شوند و رگبرگ ها نيز از زردي ناشي از کمبود آهن در امان نخواهند بود .
قدم اول در زمينه کمبود آهن پيشگيري از بروز اين کمبود است . براي پيشگيري از بروز کمبود آهن بايد شرايط محلوليت و قابليت جذب بيشتر آهن را از طريق زير برطرف نمود :
عدم مصرف آب هاي سنگين
افزايش مواد آلي و کود سبز به خاک، زدن شخم کافي وتهويه بموقع خاک
انتخاب پايه و پيوندک مناسب و مقاوم به کمبود آهن
در گلکاري ، پيشگيري از کمبود آهن ، کاشت گياهان در خاک هاي اسيدي و مصرف کلات هاي آهن از ابتداي تهيه گلدان است .
منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )
فیزیولوژی گیاهی
هوش در گیاهان
● فرار از سایه
افـزايش غلـظت Co2 اتمـسفري پيـش بيـني مي شد كه فتوسنتز و رشد گياه را افزايش مي دهد
هوش در گیاهان
گیاهان با حساسیت چشمگیری دست کم ۱۵ متغیر محیطی گوناگون را پیوسته بررسی می*کنند. آن*ها می*توانند این پیام های ورودی را پردازش کنند و با کمک دسته*ای از مولکول*ها و راه*های پیام *رسانی، خود را برای پاسخ درست آماده سازند. بنابراین، توان محاسبه* گری گیاهان بی*مغز شاید به اندازه*ی بسیاری از جانوران با مغزی باشد که می*شناسسیم.
یکی از تفاوت**های آشکار بین ما جانوران و خویشاوندان سبز رنگ دورمان، یعنی گیاهان، میزان جنبش و جابه*جایی ماست. ما پذیرفته*ایم که هوش را از روی کارها بسنجیم، زیرا کارهایی که انجام می*دهیم نشان می*دهند که در مغز ما چه می*گذرد. بنابراین، چون گیاهان خاموش و بی *جنبش به چشم می*آیند و در یک جا ریشه دوانده**اند، زیاد تیز هوش و زرنگ به نظر نمی*رسند. اما گیاهان نیز جنبش دارند و به برانگیزاننده*های پیرامون خود پاسخ می دهند.
گیاهان با حساسیت چشمگیری دست کم ۱۵ متغیر محیطی گوناگون را پیوسته بررسی می*کنند. آن*ها می*توانند این پیام های ورودی را پردازش کنند و با کمک دسته*ای از مولکول*ها و راه*های پیام *رسانی، خود را برای پاسخ درست آماده سازند. بنابراین، توان محاسبه* گری گیاهان بی*مغز شاید به اندازه*ی بسیاری از جانوران با مغزی باشد که می*شناسسیم.
ساقه*ی در حال رشد می*تواند با کمک پرتوهای قرمز دور(مادن قرمز)، نزدیک*ترین همسایه*های رقیب خود را حس کند و پیامد کارهای* آن*ها را پیش*بینی کند و اگر لازم باشد، به شیوه*ای از رخ*دادن آن پیامدها پیش*گیری کند. برای مثال، هنگامی که همسایه*های رقیب به نخل استیلت (Stilt) نزدیک می شوند همه*ی گیاه به سادگی جابه*جا می*شود. ریزوم برخی گیاهان علفی با رشد کردن به سوی بخش بدون رقیب و یا سرشار از مواد غذایی، جای زندگی خود را بر می*گزیند. سس که نوعی گیاه انگل است، طی یک یا دو ساعت پس از نخستین برخوردش با گیاه میزبان، توانایی بهره*برداری از آن را می*سنجد. خلاصه، گیاهان می*توانند ببینند، بچشند، لمس کنند، بشنوند و ببویند.
در این مقاله که در دو بخش تنظیم شده است، با گوشه*هایی از رفتارهای هوشمند گیاهان و سازوکار چگونگی رخ دادن آن*ها آشنا می*شویم.
● دوری از سایه
ساقه*ی در حال رشد می*تواند با کمک نور قرمز دور، نزدیک*ترین همسایه*های رقیب خود را حس کند و پیامد کارهای* آن*ها را پیش*بینی کند و اگر نیاز باشد، به شیوه*ای از رخ*دادن آن پیامدها پیش*گیری کند. این فرایندها را مولکول*هایی به نام فیتوکروم میانجی**گری می*کنند. فیتوکروم*ها، گیرنده*ها و حسگرهای نور در گیاهان هستند.
هر فیتوکروم از یک بخش دریافت*کننده*ی نور و یک بخش دگرگون*کنند*ی پیام تشکیل شده است. بخش دریافت*کننده*ی نور ساختمان تتراپیرولی دارد و از راه اسید آمینه*ی سیستئین به بخش دگرگون*کننده* که گونه*ای پروتئین است، پیوند می*شود. فیتوکروم در پاسخ به طول موج*های گوناگون نور، به شکل کارا و ناکارا درمی*آید. شکل ناکارا (Pr) پس از جذب فوتون*های قرمز به شکل کارا (Pfr) در می*آید. Pfr که فوتون*های قرمز دور (مادون قرمز) را بهتر دریافت می*کند، در پاسخ به این طول موج*ها به Pr دگرگونه می*شود.
● ساز و کار فیتوکروم
در نور خورشید، نسبت نور قرمز به قرمز دور نزدیک ۲/۱ است. اما در یک جامعه**ی گیاهی این اندازه کاهش می*یابد، زیرا رنگیزه*های فتوسنتزی، از جمله کلروفیل، نور قرمز را جذب می*کنند. تغییر در نسبت نور قرمز به مادون قرمز شاخص قابل اطمینانی برای ارزیابی نزدیکی گیاهان رقیب است. در جامعه*های فشرده پرتوهای قرمز دوری که از برگ*های گیاهان بازتاب می*یابند یا پراکنده می*شوند، پیام روشن و منحصر به فردی است که از نزدیکی رقیبان آگاهی می*دهد. پس از درک نسبت پا یینی از نور قرمز به قرمز دور، گیاهی که از سایه دوری می*گزنید (گیاه آ فتاب پسند) بر رشد طولی خود می*افزاید و اگر ترفنندهایش کارگر افتند، جنبه*های دیگر پاسخ دوری از سایه باعث شتاب گرفتن گلدهی و تولید پیش از زمان دانه می*شوند تا بخت ماندگاری افزایش یابد.
دانشمندان در آزمایشی گروهی از گیاهان را زیر *****ی پرورش دادند که نسبت نور قرمز به قرمز دور را کاهش می*داد و بنابراین، پاسخ دوری از سایه را بر می *انگیخت. این گیاهان نسبت به گیاهانی که زیر نور کامل خورشید می*روییدند، رشد طولی بیش*تری پیدا کردند. البته، اندازه*ی رشد طولی به اندازه*ی آفتاب*پسندی گیاه ارتباط دارد. گیاهان صحرایی نسبت به گیاهانی که به طور معمول در سایه*ی درختان چنگل می*رونید، رشد طولی بیش*تری پیدا کردند.
فیتوکروم*ها اغلب فعالیت پروتئین*کنیازی را از خو د نشان می*دهند. این مولکول*ها با پیوند زدن گروه*های فسفات به پروتئین ها، فعالیت آن*ها را تغییر می*دهند. بر این اساس، آن*ها با تغییر فعالیت پروتئین*هایی که در تنظیم ژن*ها دخالت دارند، بر فعالیت آن*ها تاثیر می*گذارند. ژن*های زیادی در گیاهان شناخته شده*اند که از راه فیتوکروم در پاسخ به نور تنظیم می*شوند. البته، فیتوکروم*ها بخشی از پاسخ*های زیستی را از راه تغییرهایی در تعادل یون*ها در سلول پدید می*آورند. به هر حال،
● تکامل فیتوکروم*ها
توان درک نسبت نور قرمز به قرمز دور، در نهاندانگان رشد چشمگیری پیدا کرده است. سرخس*ها و خزنده*ها به طور معمول با واکنش*های بردباری به سایه، به انبوهی جامعه گیاهی پاسخ می*دهند. بازدانگان تا اندازه*ای واکنش*های دوری از سایه را نشان می*دهند. شاید تکامل توان شناسایی پیام*های نوری که از گیاهان پیرامون بازتاب می*یابد، برای پیشرفت نهاندانگان تا وضعیت کنونی که در فرمانروی گیاهان حرف اول را میزنند، سرنو شت*ساز بوده است. اگر فیتوکروم ها نبودند هنوز هم گیاهان دوران کربونیفر ما را در بر گرفته بودند.
فیتوکروم*ها در آغاز در نیاکان پروکاریوتی گیاهان امروزی به وجود آمدند. به نظر می*رسد در آن*ها به صورت حسگرهای نور کار می*کردند. شاید توانایی بی*نظیر فیتوکروم *ها در دگرگونه شدن به شکل*های کارا و ناکارا در پاسخ به کیفیت نور، در پروکاریوت*های آغازین اهمیت کارکردی زیادی نداشته است، اما این ویژگی طی تکامل گیاهان خشکی، گزینش و اصلاح شده و به صورت حسگر پیچیده*ای در آمده است که اهمیت آن با اهمیت بینایی در جانوران برابری می کند. به عبارت دیگر، شاید بتوان فیتوکروم*ها را چشم*های گیاهان به شمار آورد.
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
ادامه مطلب ...
ارسال این مطلب به:
بالاترین
del.icio.us
دنباله
فریندفید
اویاکس
کلوب
تویتر
Copyright © 2008 All rights reserved © Power By: بزرگترین وبلاگ مقالات کشاورزی در ایران™